آخرین خبر/ نذر پابوس رضا کردم
چهل شب سوختم, آیینه باریدم, دعا کردم
دلی با اشک شستم, نذر دیدار خدا کردم

چهل شب زیر باران خیس شد پیراهن روحم
شدم شفاف و خود را پاک از رنگ و ریا کردم

چهل شب در چهل منزل به دنبال خودم گشتم
خودم را - آن من گمگشته خود را - صدا کردم

به دنبال صدایی مهربان از خویشتن رفتم
جهت ها ناگهان گم گشت و رو بر ناکجا کردم

درونم جنگلی در شعله می پیچید همچون نی
شراری بر نوا بخشیدم و آتش بپا کردم

به امیدی که دل را بر ضریح غربتش بندم
غزل های غریبی نذر پابوس رضا کردم

ر. محمدی