ایسنا/ غزلی عاشورایی از حسین منزوی را بخوانید.

غزلی عاشورایی از حسین منزوی

ای خون اصیلت به شتک‌ها ز غدیران
افشانده شرف‌ها به بلندای دلیران

جاری شده از کرب و بلا آمده و آنگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران

تو اختر سرخی که به انگیزه‌ تکثیر
ترکید بر آیینه خورشید ضمیران

ای جوهر سرداری سرهای بریده
وی اصل نمیرندگی نسل نمیران

خرگاه تو می‌سوخت در اندیشه تاریخ
هر بار که آتش‌زده شد بیشه شیران

آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب
نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟

و آن روز که با بیرقی از یک سر بی تن
تا شام شدی قافله‌سالار اسیران

تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند
باید که ز خون تو بنوشند کویران

تا اندکی از حق سخن را بگزارند
باید که به خونت بنگارند دبیران

حد تو رثا نیست عزای تو حماسه‌ست
ای کاسته شان تو از این معرکه‌گیران

حسین منزوی، شاعر در یکم مهرماه ۱۳۲۵ متولد شد. او که بیشتر به‌عنوان شاعری غزل‌سرا شناخته شده‌است، در سرودن شعر نیمایی، شعر سپید و ترانه هم تبحر داشت. نقش منزوی در زنده کردن غزل معاصر چشمگیر ارزیابی شده‌است و حتی بعضی از منتقدان کار او را انقلابی در غزل امروز می‌دانند و آن را با کاری که نیما در تحول شعر فارسی کرد، مقایسه کرده‌اند.

از آثار این شاعر می‌توان به «با عشق در حوالی فاجعه»، «این ترک پارسی‌گوی»، «با سیاوش از آتش»، «از ترمه و تغزل»، «از کهربا و کافور»، «با عشق تاب می‌آورم» و ... اشاره کرد. 

حسین منزوی در شانزدهم اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۳ درگذشت.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar