برترین ها/ «آبنبات چوبی» ساخته ی حسین فرحبخش، کاری است که می شود برای تماشا در منزل انتخابش کرد.
تماشاخانه: «حادثه در ویشی» به کارگردانی منیژه محامدی بر اساس متنی از آرتور میلر در تماشاخانه ایرانشهر در حال اجراست. «حادثه در ویشی» از جمله جدی ترین کارهای این شب های تئاتر پایتخت است.

نمایش در مورد آدم هایی است که درگیر جنگ اند، در قلب اروپا با گریزی که متن به حادثه هولوکاست می زند، نمایش را در سه سطح به مخاطب عرضه می کند. لایه رویی شاید قصه هولوکاست و فاجعه ای است که حالا منکر کنندگانی هم دارد. لایه ی دوم مساله فاشیسم است که با مجوز انجام می شود و هر کدام از ما با قواعدی ایدئولوگ آن را می پذیریم و سطح سوم مساله و ماهیت وجود و اساس مرگ و زندگی است.

البته که زمان چنین نمایشی برای طرح و بحث های این چنینی کافی نیست، اما نمایش به خوبی و با توجه به بضاعتش ذهن بیننده را درگیر می کند. زبان اکسپرسیونیستی کار که البته با یک رئالیسم به اندازه، ترکیب شده انتخاب مناسبی برای چنین موضوعی است. اکسپرسیون کار آن قدر اغراق آمیز و شلخته نیست و درصدی از واقع گرایی را با خودش دارد. چون متن به اندازه کافی دهشتناک است. در ضمن مضمون شاخص کار شاید دعوت کارگردان به عدم انفعال روشنفکران است. او گویی می خواهد بگوید که روشنفکر دیکتاتور را دیکتاتور می کند، با انفعالش و با خوشبینی کاذب به آینده ی نامعلوم.


اکران(ضد پیشنهاد): «گیتا» ساخته مسعود مددی روی پرده سینماهاست. یک فیلم اولی که البته بیشتر می شود نوشت تله فیلم اولی! اثری فاقد پیچیدگی لازم برای شخصیت پردازی یک کار سینمایی و البته بدون هیچ گونه خلاقیت بصری با دوربینی که در ساده ترین حالت تصاویر را ضبط کرده و فیلمنامه ای شلخته که در پرورش کاراکترهای داستان سردرگم عمل می کند.

داستان یک پسر با مادری که او را به دنیا آورده و مادر دیگری که او را بزرگ کرده. در تمام لحظات اثر نمی دانید باید دلبسته ی کدام یک از شخصیت ها باشید و همین باعث می شودد که فیلم خسته و دلزده تان کند. «گیتا» را نبینید. مشابه اش چه درفرم روایت، چه در مضمون در همین تلویزیون خودمان یافت می شود. بیچاره مریلا زارعی و حمیدرضا آذرنگ که تلاش هایشان بی نتیجه مانده!


کیوسک: دو ماهنامه «آنگاه» روی کیوسک آمده. نشریه ای فرهنگی که از جمله نشریات تک موضوعی است؛ یعنی دویست صفحه نشریه کلا به یک موضوع اختصاص دارد. کافه و کافه نشینی. «آنگاه» در طرح و بسط موضوع موفق عمل می کند و بحث کافه نشینی و تبار و جایگاه آن را به خوبی پردازش می کند.

این دوماهنامه بحث کافه نشینی و جایگاه آن میان روشنفکران را از دهه 40 شروع می کند و به دهه نود می رسد. گریز به کافه نشینی های مرتضی کیوان و تسلط حلقه چپ بر افکار وعقاید او و یا مصاحبه با لیلی گلستان و مرور اندیشه های ابراهیم گلستان و تاثیر کافه نشینی ها آن دهه بر روند فرهنگ و هنر و تولیدات فرهنگی و رفاقت ها و دشمنی های نامداران آن زمان از خواندنی های «آنگاه» در اولین قدم است.


نمایش خانگی: «آبنبات چوبی» ساخته ی حسین فرحبخش، کاری است که می شود برای تماشا در منزل انتخابش کرد. فیلم داستان دختر و پسری است که قصد خروج از کشور را دارند، با این قید که خانواده دختر سنتی اند. درامی خانوادگی و جنایی که البته پایان تلخ دارد و سعی کرده همانند تمام درام های جنایی غافلگیری داشته باشد.

فیلم البته مشکلات زیادی دارد. دیر داستان را شروع می کند و یا گره ای که دیر بسته می شود. همچنین بازی ضعیف سحر خانم قریشی در کنار تک سکانس ضعیف شقایق فراهانی که در کنار شخصیت قابل پیش بینی عطاران، جملگی به فیلم ضربه زده. اما با همه ی این ها اگر یک فیلم متوسط سرگرم کننده برای تماشا در منزل می خواهید، «آبنبات چوبی» انتخاب بدی نیست. البته مساله آخر موسیقی پرحجم خودنمایانه است که کمی تحمل می خواهد!


کتاب: «بانوی بهشتی» اثری است در قالب داستان کوتاه با شش داستان از پنج نویسنده لهستانی. کتابی از سری کتاب های جیبی نشر ماهی. خواندن این کتاب یک آورده ی قابل توجه دارد. این که شما با مطالعه ی چند داستان با لهستان و مصیبت هایش به طور کامل آشنا می شوید. لهستانی که زیر چکمه های روسیه تزاری زبانش را هم از دست رفته می دید و به مرور با شعر و ادبیات زبانش را نجات داد.

کتاب در حجمی کم اما با نثری قدرتمند و متنوع هر آنچه از تاریخ استبداد و وابستگی نیاز است، پیش رویتان می گذارد. یعنی فقط ادبیات و بازی با واژه ها نیست. چیزهایی بیشتر دارد. تجربیاتی شاید بعضا مشترک که واکنش همدلانه ما را بر می انگیزد. منظور از تجربیات مشترک تجاوز بیگانگان و زیاده خواهی قدرت های بزرگ است.

«انبوه زندانیان در انواع لباس های راه راه خطوط آهن و در نوار باریک سایه ها، دراز کشیده بودند و به سنگینی و نامنظم نفس می کشیدند. هرازگاهی چند کلمه ای به زبان خودشان رد و بدل می کردند و بی حال و بی اعتنا چشم دوخته بودند به آدم های موقر با یونیفرم های سبزرنگ به سبزی درختان نزدیک، ولی غیرقابل دسترس به برج کلیسای دوردستی که ناقوس هایش هم اکنون به نماز فرا می خواندند»


خورجین: فیلم «نیش» یا «کلاهبرداری» اثر ماندگار جرج روی هیل محصول سال 1973 که اسکار همان سال را هم گرفت. یک داستان جذاب و غافلگیر کننده درست و حسابی، از آن فیلم هایی که از فرط جذابیت شاید بخواهید دوباره تماشایش کنید. هنرنمایی پل نیومن و رابرت ردفورد نقطه ی اوج فیلم با داستان به شدت غافلگیر کننده ای که چند بار شگفت زده تان می کند و تا آخرین سکانس فیلم فریبتان می دهد. اگر لذت سینما و قهرمان کلاسیک آن را می خواهید و اگر عاشق قصه و داستان هستید این اثر ماندگار را از دست ندهید.


با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید