آخرین خبر/ پیمان معادی با انتشار این ویدئو نوشت: یادداشت فاضل ترکمن (نویسنده و منتقد)
در دنیای من ساعت روی همان زمانی تیک‌تاک می‌کند که در دنیای #صفی_یزدانیان. همان دنیا، همان رویا، همان ادبیات، همان سینمایی که دوست دارم. همان فانتزی، همان موسیقی و شاعرانگی، همان اندازه آهستگی و وابستگی و‌ همان ایجاز در #تدوین. سرشار از دوگانگی، تراژدی و کمدی، احساس و اندیشه، زندگی و مرگ به‌اضافه‌ی عاشقانه‌های شگفت‌انگیز و گاهی مالیخولیایی. فرقی ندارد عشق به مادرش باشد، یا مهتاب. از آن عاشقانه‌ها و دوست‌داشتن‌های عجیب‌وغربب و اورجینال.
#ناگهان_درخت برای من خیلی عزیز و لذیذ است! با آن پایان چشم‌نواز و حیرت‌انگیز، با آن چینش و بینشِ دقیق و عمیق که گاهی به قاب‌ها و فضاسازی‌های #درخت_زندگی ساخته‌ی #ترنس_مالیک نیز نزدیک می‌شود، یا با آن فرهاد خُل‌خُلی (#پیمان_معادی) که مثل من بزرگ‌ترین کابوسش رانندگی پشت فرمان ماشین سنگین است! و آن #مادر... آخ! آن مادرِ شگفت‌انگیز (#زهره_عباسی) که انگار از تعابیر کتاب #شاهرخ_مسکوب به فیلم آمده است. وقتی که با آن صدای معصوم روی لباس فرهاد دست می‌کشید و می‌گفت: «بیا دیگه... همین الان بیا...». .
نوشته‌ی #فاضل_ترکمن
چهارشنبه. ۹۸/۲/۴
ساعت ۲:۳۱ بامداد
_ پی‌نوشت: راستش را بخواهید هیچ دوست ندارم برای این‌همه حالِ خوبی که از فیلم گرفتم، بیش‌تر از این چون‌ و چرا بیاورم. دست‌کم حالا... و هیچ‌ دوست ندارم مناظره کنم با کسانی که فیلم را دوست نداشتند. در دنیای من ساعت، راحت است! همین‌طوری... هرکس دنیای خودش را دارد.


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید