2258 5 نظـــــــر  

ساجده/ يکي از ابعاد مهم سبک زندگي اسلامي که سهم بسزايي در نشاط و تحرک خانواده و در نتيجه جامعه و حرکت آن به سوي کمال و سعادت دارد، سبک شوهرداري براي خانم‌هاست. در ادامه به چندين نمونه از سبک شوهرداري حضرت خديجه(س) اشاره خواهيم داشت؛ چراکه حضرت خديجه(س) يکي از الگوهاي برتر شوهرداري هستند.
خديجه آن چنان در روح و جان همسر بزرگوارش تاثير گذاشته بود که مدت ها بعد از رحلت حضرت خديجه عليها السلام، هرگاه حضرت رسول صلي الله عليه و آله گوسفندي را ذبح مي کرد، مي فرمود سهمي هم به دوستان خديجه بفرستيد، زيرا من خديجه را هم دوست مي دارم.
معيارهاي انتخاب همسر
حضرت خديجه عليها السلام به عنوان الگوي دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلي الله عليه و آله به عنوان همسر آينده خويش ملاک ها و اصولي را مطرح مي کند که از گفت و گوي وي با پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله معلوم مي شود.
خديجه هنگام پيشنهاد ازدواج با رسول خدا صلي الله عليه و آله به وي گفت: به خاطر خويشاونديت با من، بزرگواريت، امانتداري تو در ميان مردم، اخلاق نيک و راست گوئيت، مايلم با تو ازدواج کنم. ارزش اين انتخاب خديجه آنگاه نمايان مي شود که بدانيم او در آن هنگام، موقعيتي عالي و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمينه ها براي ازدواج وي با هر يک از جوانان نامدار و ثروتمند قريش فراهم بود.
احترام هميشگي به شخصيت همسر
حضرت خديجه(س) با وجود داشتن اموال فراوان و موقعيت اجتماعي ويژه در رفتار و مواجهه با رسول اکرم(ص)، کوچک ترين رفتاري که نشاني از اظهار برتري داشته باشد، از خود بروز نمي دادند. جلوه اي عالي از اين رفتار را مي توان در پايان مراسم عقد و زماني که پيامبر(ص) مي خواستند به خانه عموي شان ابوطالب برگردند، مشاهده کرد. در آن لحظات حضرت خديجه(س) اين گونه همسر خود را مخاطب قرار مي دهد: «به خانه خودتان وارد شويد، خانه من خانه شماست و من کنيز شما هستم.» بنابراين موقعيت مالي و اجتماعي زن هيچ گاه نبايد سبب برتري جويي بر شوهر شود بلکه خانم ها بايد موقعيت مالي و اجتماعي را در خدمت پيشرفت و رشد خانواده قرار دهند.
تلاش براي جلب رضايت همسر
حضرت خديجه(س) تمام سعي و توان خود را به کار مي برد، تا امور منزل را مطابق ميل و خواسته پيامبر اکرم(ص) اداره کند؛ به طور مثال، آن حضرت چون از ميزان علاقه پيامبر(ص) به عبادت آگاه و مطلع بود، چنان رفتار مي کرد که پيامبر(ص) به راحتي به عبادت و راز و نياز با خداوند مشغول باشند.اگر زن مسلمان در تمام ابعاد زندگي بکوشد تا رضايت خاطر شوهر را فراهم آورد، کانون خانواده به محيطي امن و آرام براي رسيدن به سعادت و خوشبختي تبديل خواهد شد.
بيان غيرمستقيم انتظارات و خواسته ها
بدون شک هر زني از شوهر خويش انتظارات و توقعاتي دارد. حضرت خديجه(س) خدمات زيادي را در خانه پيامبر اکرم(ص) انجام داده بود و از اين رو به صورت طبيعي مي توانست توقعاتي را نيز از آن حضرت داشته باشد، اما هيچ گاه خواسته هاي شخصي خود را مستقيم بيان نمي کرد بلکه اهتمام داشت که آن ها را به عنوان يک پيشنهاد يا خواهش و با کمال ادب و احترام مطرح کند؛ به طور مثال حضرت خديجه(س) وصيت هاي خود را در قالب يک گفت وگوي صميمانه مطرح مي کند و مي گويد: «يا رسول ا...! مي خواهم خواسته اي را توسط دخترم فاطمه(س) به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقيم بازگو کنم.» پيامبر از منزل حضرت خديجه(س) بيرون رفت. آن گاه حضرت خديجه(س)، دخترش فاطمه(س) را صدا کرد و به او گفت: «عزيزم! به پدر بزرگوار خود بگو که مادرم مي گويد: دوست دارم مرا در لباسي که هنگام نزول وحي به تن داشتي کفن کني و در قبر بگذاري."
اظهار علاقه و احساسات به همسر
يکي ديگر از نمونه هاي بارز سبک شوهرداري حضرت خديجه(س)، ابراز محبت به همسر گرامي خويش بود. حضرت خديجه(س) در اشعاري که منسوب به ايشان است، همسر خويش را با چنين مضاميني خطاب مي کند: «اگر تمام نعمت هاي دنيا و سلطنت هاي پادشاهان را داشته باشم و ملک آن ها هميشه از آن من باشد، در نظر من به اندازه بال پشه اي ارزش ندارد زماني که چشم من به چشم تو نيفتد.»
علامه سيد شرف الدين در اين مورد مي نويسد: «او مدت 25 سال با پيامبر صلي الله عليه و آله زندگي کرد بدون آنکه زن ديگري در زندگي او شريک شود و اگر در حيات باقي مي ماند، پيامبر باز هم شريک ديگري انتخاب نمي کرد. او در تمام طول زندگي زناشويي شريک درد و رنج پيامبر صلي الله عليه و آله بود، زيرا با مال خود به او نيرو مي بخشيد و با گفتار و کردار از او دفاع مي نمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و اداي آن نصيبش مي کردند تسلي مي داد. او به همراه علي عليه السلام هنگام نزول نخستين وحي آسماني به پيامبر صلي الله عليه و آله، در غار حرا بود.»
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در مورد همسر گرامي خويش مي فرمايد: «خديجه زني بود که چون همه از من روي مي گردانيدند او به من روي مي کرد و چون همه از من مي گريختند، به من محبت و مهرباني مي کرد و چون همه دعوت مرا تکذيب مي کردند به من ايمان مي آورد و مرا تصديق مي کرد. در مشکلات زندگي مرا ياري مي داد و با مال خود کمک مي کرد و غم از دلم مي زدود.»

2258 5 نظـــــــر