2612 1 نظـــــــر  

ايران/ احترام مادرشوهر و عروس دست خودشان استوقتي دو نفر با هم ازدواج مي کنند گستره وسيعي از ارتباطات آنان آغاز مي شود. بخش عمده اي از اين ارتباطات به روابط زن و شوهر مربوط مي شود، بخشي ديگر مربوط به گستره ارتباطات آنان با دوستان و آشنايان شان و بخش اعظمي از اين ارتباطات به روابط بين دو خانواده و خصوصاً خانواده زن و شوهر مربوط مي شود.
با افزايش اين ارتباطات شرايط رفتاري، رواني و ارتباطي بين زن و شوهر نيز به نسبت تغيير خواهد کرد. در دوران نامزدي اين ارتباطات محدودتر است و نامزدها بيشتر به روابط رواني و رفتاري خود بها مي دهند، اما در دوران عقد و خصوصاً پس از ازدواج روابط با ديگران نيز وارد زندگي اين افراد مي شود.
● رابطه عروس و مادرشوهر
يک نوع از اين روابط، رابطه مادرشوهر و عروس است. اين، رابطه اي است که حتي قبل از به دنيا آمدن فرد در جامعه ما تعريف شده است.
مريم حسيني، روانشناس در اين باره مي گويد: «از سال ها پيش که نوع خانواده گسترده در جامعه ما رواج داشت عروس ها و مادرشوهر و پدرشوهر و ‎.‎.‎. در کنار هم زندگي مي کردند. توجيه عقلي و منطقي اين ماجرا مربوط مي شود به زماني که دختران در سنين پائين ازدواج کرده و راه و رسم زندگي و خانه داري را خوب بلد نبودند، به همين دليل خانواده ترجيح مي داد تا زماني که افراد توانايي استقلال در زندگي را پيدا کنند، در کنار والدين شوهر زندگي خود را ادامه دهند، اما به دليل شرايط جامعه حتي پس از استقلال زن و شوهر زندگي مستقل عروس و پسر خانواده ميسر نمي شد و بدين ترتيب با گذشت ايام و توسعه فرهنگ و متمدن تر شدن جوامع خصوصاً آموزش ها و بالا رفتن سطح دانش افراد، اين شرايط زندگي نه تنها مقبول زوج هاي جوان نبود، بلکه آنان اين شکل زندگي را به ضرر زندگي مستقل و رو به رشد خود مي ديدند، لذا اصرارهاي خانواده شوهر به زندگي خانوادگي گسترده را حمل بر دخالت هاي خانوادگي مي دانستند.
با گذشت سال ها و فرهنگي شدن اوضاع جامعه اين شرايط تغيير کرده و خانواده ها خود بر استقلال فرزندانشان اصرار دارند، اما آنچه که متأسفانه در روابط عروس و مادرشوهر در جامعه ما جا افتاده يک رابطه مخدوش شده عروس و مادر شوهر است، در حالي که ممکن است واقعاً اين شکل رابطه وجود نداشته باشد، ولي باور عمومي بر اين محور قرار گرفته است که مادر شوهر هميشه يک نوع روابط دخالت جويانه را رواج مي دهد.
با اين ديرينه شناسي از روابط خانوادگي عروس با خانواده شوهر بايد گفت امروزه اين شکل روابط رو به زوال است، اما آنچه که بيشتر از هر چيز بايد مورد تأکيد قرار گيرد دور ريختن افکار ناکارآمد است.
روانشناسان شناختي معتقدند افکار ناکارآمد جلوي پيشرفت روند فکر سالم و کارآمد را مي گيرد. مريم حسيني در اين باره مي گويد: افکار ناکارآمد باعث مي شود که فرد قدرت فکر کردن، تشخيص، تصميم گرفتن و حتي کارآمد صحبت کردن خود را از دست بدهد و يا با مشکلات رواني و رفتاري عديده اي روبه رو شود.
دکتر اچ. بي مايسن، روانشناس دانشگاه نيوزيلند درباره شکل گيري يک رابطه موفقيت آميز و مطلوب مي گويد: هر رابطه اي از سه عنصر تشکيل مي شود؛ صميميت، دوست داشتن و تعهد. اين سه عنصر در صورت حضور در يک رابطه باعث بوجود آمدن يک رابطه موفقيت آميز همراه با عشق و دوست داشتن مي شود.
وي معتقد است اين شکل رابطه بيشتر در ميان زوج هاي جوان و زن و شوهرها وجود دارد، اما آن چه وراي اين رابطه با صميميت بالا و عشق بالاست، رابطه اي است که فرد با افراد مهم زندگي خود خصوصاً افرادي که تا حدي رابطه اش با آنها رسمي تر است، دارد.
اين رابطه نيز از سه عنصر احترام، صميميت و تعهد تشکيل شده است. درست است که دوست داشتن عنصر مهم بين افراد و حلقه اتصال بين دو نفر است، اما با فرض اين که افراد ديگر را پذيرفته و حدي از دوست داشتن را در بين خود داشته باشند، ولي آنان نياز به عناصر مهمتري دارند تا بتوانند اين رابطه را حفظ کنند و حال اين حلقه اتصال چيزي جز احترام نيست.
حسيني با اشاره به اين مسئله مي گويد: اولين نکته اي که بايد بين عروس و مادرشوهر در نظر گرفته شود، احترام گذاشتن به يکديگر است. زيرا رابطه اي که همراه با احترام باشد، هرگز مخدوش نخواهد شد.
وي مي گويد: خوشبختانه افراد جامعه ما به حدي از فرهنگ و تمدن رسيده اند که جايگاه ويژه احترام را بين خود و خانواده شان دريابند، ولي گاهي در بعضي خانواده ها ديده مي شود با اين که به اين مسئله معترف هستند، ولي رعايت لازم و کافي را در اين زمينه نمي کنند.
عروس بايد بداند هرآنچه که از احترام برمي خيزد تصويري است که در آينه زندگي به او منعکس خواهد شد.
توصيه اول) احترام گذاشتن به ديگران
کسي که به ديگران احترام مي گذارد فرد محترمي نيز هست. مونا فتحعلي خاني، روانشناس در اين باره مي گويد: شخصي که خواهان احترام به خود است، بايد بداند که در درجه اول بايد خود فرد محترمي باشد و براي ارزش ها و معيارها و خودپنداره خود ارزش و احترام قائل باشد و در درجه دوم به ديگران احترام شايسته بگذارد.
در اينجا احترام متناسب با شأن مادي افراد مطرح نمي شود، چون فرد بايد به اين باور برسد که افکار ناکارآمد خود را کنار بگذارد يعني فکر خود را از تعيين ارزش براي ديگران پاک کند. اگر او بخواهد به اين نکته فکر کند که اين فرد شأن اجتماعي - اقتصادي پائين تري از خود دارد، در نتيجه قابل اعتماد و احترام نيست و فرد ديگري شأن اجتماعي - اقتصادي بالاتري دارد بنابراين قابل احترام است، فرد آن احترام ويژه خود را از دست مي دهد. بنابراين هر فردي بايد بداند که احترام از نهاد او برخواهد خاست و به ديگران سرايت مي کند.
دکتر ماسين درباره ياد دادن احترام به ديگران مي گويد: وقتي فردي با احترام با ديگري رفتار مي کند، در واقع اين مطلب را به طرف مقابل خود انتقال مي دهد که «تو فرد قابل اعتماد و قابل احترامي هستي».
اين انتقال فکر و عقيده باعث مي شود که عزت نفس و اعتماد به نفس فرد مخاطب بالا رفته و در نتيجه وي خود را قابل احترام بداند و فرد به خود اجازه هر کار و هر فکر و هر رفتاري را ندهد و در نتيجه با ديگري با احترام رفتار کند.
توصيه دوم) ايجاد رابطه صميمانه
پس از احترام گذاشتن به خود و ديگران بايد خانواده شوهر به اين اعتماد برسند که پسرشان وارد خانواده اي شده است که وي را دوست دارند و آرزويي جز خوشبختي او ندارند.
مريم حسيني، روانشناس در اين باره مي گويد: هر اندازه که دو نفر رابطه عاشقانه و سرشار از دوست داشتن داشته باشند، باز هم خانواده پسر وقتي به اطمينان از دوست داشته شدن فرزندشان مي رسند که رابطه عروس خود را با خانواده خود صميمي ببينند.
صميميت باعث بوجود آمدن پيوندهاي عاطفي و شکل گيري محبت ميان افراد مي شود. هر اندازه فرد از ديگري کناره گيري کند و ابراز احساس صميميت از خود نشان ندهد فرد مقابل وي نيز در برابر او موضع گرفته و احساس صميميت ميان آنان مخدوش مي شود.
اين عدم احساس صميميت اگر همراه با احترام باشد، باعث ارتباط کلامي و رفتاري کوتاه مدت و سست ميان آنان مي شود و اگر همراه با احترام نباشد به قطع رفت و آمد، بي احترامي، متلک گويي، سرزنش و مشاجره ميان دو فرد منجر خواهد شد.
بنابراين خانواده پسر هرچه عروس خود را با خود صميمي بدانند و نوع رفتار صميمانه عروس شان را با خود ببينند، به اين باور مي رسند که همان رفتارهاي صميمي در قالب احترام را با پسرشان نيز دارد.
اما روانشناسان اجتماعي معتقدند هر اندازه احساس صميميت و رفتار صميمانه محدودتر و در قالب مشخصي باشد، انتظار پايدار ماندن رابطه هم بيشتر است.
يعني اگر عروسي در عين حفظ کردن احترام خود و خانواده شوهرش با آنها رفتار صميمانه داشته باشد پذيرش وي از سوي خانواده شوهر بيشتر است، اما اگر رفتار صميمانه او به حدي برسد که فرد به مرحله خودافشايي رسيده باشد، پذيرش وي محدودتر خواهد شد.
دکتر ماسين، روانشناس درباره خودافشايي مي گويد: خودافشايي منجر به صميميت مي شود، اما مطالعات روانشناسان اجتماعي نشان داده است افرادي که خودافشايي زيادتري دارند از مقبوليت کمتري برخوردار هستند، زيرا خودافشايي زمينه شوخي هاي نامتناسب با شأن فرد را ايجاد کرده و باعث دلخوري مي شود. همچنين خودافشايي نوعي از دلزدگي را در فرد مقابل ايجاد کرده و باور صحبت ها و عقيده فرد خودافشاکننده براي ديگري دشوار مي شود.
پس عروس يک خانواده بايد در قالب رفتاري مشخص وارد بحث هاي خودافشايي و صميميت با خانواده همسرش شود.
توصيه سوم) احساس تعهد و مسئوليت
فتحعلي خاني در ارتباط با تعهد و حفظ رابطه با خانواده شوهر مي گويد: اين نکته کليدي اگرچه در حفظ يک رابطه چندان مهم به نظر نمي آيد اما مطلبي است که به نظر مي رسد وظيفه هر فرزندي است که نسبت به پدر و مادر خود احساس تعهد و مسئوليت کند. پسر يک خانواده نيز حتي پس از ازدواج بايد نسبت به خانواده خود مسئول باشد، همانطور که يک دختر به خانواده اش متعهد است، اما پس از ازدواج ميزان تعهدها کاهش پيدا مي کند يا به عبارتي خانواده هاي پسر و دختر انتظار دارند که بيشتر آنان درباره رابطه و زندگي خود احساس تعهد و مسئوليت داشته باشند.
اما اين نکته کليدي (تعهد و مسئوليت)، نکته اي است که افراد در دوران نامزدي و روزهاي آغازين زندگي شان بايد نسبت به خانواده ها داشته باشند، البته پدر و مادرها همانطور که اشاره شد چندان انتظار احساس مسئوليت هاي قبلي را از عروس يا داماد، يا فرزند خود ندارند.آنها بيشتر پايبندي به خانواده را نشان احساس تعهد مي دانند بنابراين در روزهاي آغازين ازدواج و نامزدي عروس خانواده حداقل هفته اي يک بار را بايد به خانواده شوهرش سر بزند همانطور که به خانواده خود سر مي زند. اين شکل احساس پايبندي به خانواده شوهر اين اطمينان را به آنان مي دهد که پس از ازدواج رابطه آنان با پسرشان مخدوش نخواهد شد و رفت وآمدها ادامه خواهد داشت و در نتيجه آنان چيزي را از دست نخواهند داد.
توصيه چهارم) بيان غيرمستقيم خواسته ها
خانواده شوهر انتظار ندارند که عروس را در مقابل خود ببينند خصوصاً خانواده هاي امروزي که معتقدند عروس شان مثل دخترشان است. حسيني در اين باره مي گويد: به خاطر همان اولين اصل، يعني اصل احترام بايد زن با همسرش صحبت کند و به نوعي وي را متقاعد کند که او با خانواده اش در مورد زندگي شان صحبت کند، چون به هرحال در زندگي اتفاقاتي مي افتد و يا فرد خواسته هايي دارد که ممکن است اگر عروس آن خانواده بطور مستقيم مطرح کند برداشت آن خانواده از آن خواسته برداشتي ناموزون باشد و در نتيجه در اين ميان سوءتفاهم ها شکل مي گيرد و رابطه احترام آميز ميان عروس و خانواده شوهر مخدوش مي شود.
توصيه پنجم) سکوت
فتحعلي خاني، روانشناس مي گويد: خيلي وقت ها اتفاقاتي ميان يک خانواده رخ مي دهد که بطور مستقيم ربطي به عروس آن خانواده ندارد. مثلاً مشاجره اي ميان خانواده شوهر با خانواده عمه شوهر رخ داده است و آن ماجرا فکر و صحبت هاي آن خانواده را به کلي به خود مشغول داشته است.
توصيه به عروس آن خانواده اين است که در اين زمان سکوت اختيار کرده و به هيچ عنوان وارد بحث نشود. اگر هم اظهارنظري از آنان خواسته شد با صحبتي کوتاه و سرپوشيده مسئله را خاتمه دهد. سکوت گوهر گرانبهايي است که هر فردي بايد آن را در کوله بار زندگي خود داشته باشد.



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد

2612 1 نظـــــــر