6872 9 نظـــــــر  

راسخون/ به طور کلي حاملگي ها بايد با توافق زن و شوهر همراه باشند. حاملگي هاي ناخواسته مشکلات متعددي هم براي پدر و مادر و هم براي فرزند ناخواسته به وجود خواهند آورد. اگر فاصله ي بين تولد دو کودک کم باشد، مسائل زيادي گريبانگر والدين، به ويژه مادر و هم چنين کودک خواهد شد.
حاملگي هاي متعدد و با فاصله ي کم از يکديگر براي سلامت جسمي مادر خطرناکند و او را در معرض عوارض بسياري قرار مي دهند. احتمال آسيب هاي زايماني، پايين افتادن رحم و مثانه، کم خوني و عفونت هاي مزمن، از جمله مهم ترين عوارض زايمان هاي متعدد و با فاصله ي کم براي مادر است.
هر زايمان براي مادر با تنش زيادي همراه است. دوره ي سخت حاملگي و نگراني بابت زايمان و سلامت خود و نوزاد و مسئوليت هاي بزرگ کردن نوزاد، فشار رواني زيادي بر مادر وارد مي آورد. خود زايمان هم استرس زاست.
خانواده ي شلوغ و پرفرزند موجب وارد آمدن تنش و فشار رواني فراتر از حد تحمل افراد آن خانواده مي شود و فرصتي براي رسيدگي به تک تک فرزندان باقي نمي گذارد. مادر نياز به زمان کافي دارد تا از نظر جسمي و رواني براي حاملگي بعدي آماده شود. حاملگي هاي متعدد صدمات جسمي و رواني زيادي به او وارد مي کنند.
کودکاني که با فاصله ي کمي از هم به دنيا مي آيند، احتمال زيادي دارد که دچار نارسي يا وزن کم موقع تولد باشند. به علاوه خطر ابتلا به سوءتغذيه آنان را تهديد مي کند. احتمال بيماري هاي دوران کودکي و خطر مرگ هم براي آن ها از نظر آماري بيش تر است.
بررسي ها نشان مي دهد، کودکي که در خانواده ي پرجمعيت به دنيا مي آيد، احتمال بيش تري دارد که بعدها دچار اختلالات رفتاري و کم هوشي شود. اين کودکان از نظر انضباط و مسئوليت پذيري هم مشکل پيدا خواهند کرد.
به طور کلي اگر فاصله ي بين تولد دو فرزند حداقل 3 تا 5 سال باشد، هم خطرات کم تري براي سلامتي مادر ايجاد خواهد شد و هم کودک از نظر جسمي و رواني سالم تر خواهد بود. هم چنين فرصت توجه به کودک و ايجاد رابطه ي عاطفي با او هم بيشتر است.

چه مشکلاتي ممکن است گريبانگير بچه هاي ناخواسته شود؟
چنان که اشاره شد، حاملگي ها و فاصله گذاري بين تولد بچه ها لازم است با برنامه و طبق توافق زن و شوهر باشد؛ زيرا در اين حالت آن ها با ميل خود و ‌آمادگي لازم طفل را مي پذيرند، نيازهاي جسمي و عاطفي او را برآورده مي کنند و با شوق و رضايت به پرورش او مي پردازند. اما گاهي ممکن است يکي از آن ها يا هر دو تمايلي به داشتن فرزند نداشته باشند ولي به طور ناخواسته و معمولاً به سبب استفاده ي نامناسب يا نامنظم از روش هاي ضدبارداري، زن حامله شود. لذا از آن جا که سقط و ختم حاملگي مجاز نيست، کودکي به دنيا خواهد آمد که والدين راضي به تولدش نيستند. گاهي ممکن است آن ها از جنسيت کودک ناراضي باشند. مثلاً پسر يا دختر مي خواسته اند ولي نوزاد متولد شده جنسيتي خلاف خواسته ي آن ها دارد و گاهي نيز ممکن است نوزاد داراي نقايصي جسمي يا ذهني باشد که خانواده را از به دنيا آمدن او ناراضي کند.

تولد کودک ناخواسته، با مشکلات فراواني براي پدر و مادر و به ويژه براي خود کودک همراه است. والدين آمادگي ورود عضوي جديد به خانواده را ندارند و از نظر مالي و صرف وقت براي پرورش او با مشکلاتي مواجه مي شوند. اضافه شدن فرد جديد به خانواده، با خود بار مالي نسبتاً سنگيني به همراه مي آورد. تحمل هزينه ي بزرگ کردن يک فرزند مي تواند خانواده را در مضيقه بگذارد. از آن جا که والدين از تولد فرزند راضي نيستند، ممکن است برخورد آنان آگاهانه يا در بيش تر موارد به طور ناخودآگاه- با وجود علاقه اي که هر کس به فرزند خود دارد- مناسب نباشد و در بذل وقت و توجه و محبت کاستي هايي رخ دهد. پدر و مادر احتمال دارد با بي حوصلگي با فرزند خود برخورد کنند که ممکن است از اين رفتار و احساس منفي نسبت به کودک خويش، احساس گناه و خود را سرزنش کنند.

اين کودکان معمولاً از بي توجهي و کمبود محبت رنج مي برند. آن ها از همان دوران کودکي بي مهري را درک مي کنند و احساس طردشدگي مي نمايند؛ زيرا پدر و مادر هرچند سعي در طبيعي جلوه دادن رفتار خود کنند ولي باز هم نارضايتي آن ها تا حدي در رفتارشان منعکس خواهد شد. البته در همه ي موارد اين گونه نيست و بسياري از پدر و مادرها فرزند ناخواسته ي خود را با محبت بسيار بزرگ مي کنند، ولي اصولاً حاملگي ها بايد با برنامه و آمادگي لازم همراه باشد. استفاده ي منظم از شيوه هاي ضدبارداري در جامعه ي امروزي، از مهم ترين وظايف هر زن و شوهري است.



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد

6872 9 نظـــــــر