خراسان/ همه پدر و مادرها دوست دارند که فرزندان صمیمی و مهربانی داشته باشند، از جنس خواهر و برادرهای همیشه در صحنه که هوای خواهر یا برادر کوچک‌تر از خودشان را دارند یا دست کم از آن‌ها انتظار دارند که همبازی خوبی برای یکدیگر باشند و رفاقت و سازگاری داشته باشند اما روابط خواهر و برادری واقعا آن قدر پیچیده است که به‌راحتی نمی‌توان درباره آن صحبت کرد. گاهی اوقات سروصداها و برخوردهای بین فرزندان، تنش‌های زیادی در خانه ایجاد می‎کند که موجب درماندگی پدر و مادرها می‌شود، گاهی هم همین بحث‌های ساده کودکانه می‎تواند مشاجرات بزرگ و مهمی را میان پدر و مادرها به وجود بیاورد. پس خیلی اهمیت دارد که با کسب مهارت‌هایی به بهبود و تنظیم روابط خواهر و برادری بپردازیم. در این پرونده به شما می‎گوییم چگونه کاری کنید که فرزندان‌تان یکدیگر را دوست داشته باشند و با تقویت روابط‎شان به صلح و آرامش فضای خانه کمک کنید. برای دست‌یابی به این مهم، شش مهارت وجود دارد که پدر و مادرها با کمک این مهارت و اجرایی کردن‌شان، گام مهمی در این باره برخواهند داشت.

مهارت اول
آموزش شراکت

یک دستگاه تلویزیون و دو کودک را تصور کنید که می‌خواهند برنامه‎های مختلفی را تماشا کنند. البته می‎توانند مشکل را با دعوا کردن حل کنند اما سر و صدایشان باعث می‌شود که یک بزرگ‎تر بیاید و تلویزیون را خاموش کند. آن‌گاه دیگر هیچ فردی نمی‎تواند برنامه مورد علاقه‌اش را تماشا کند. پس از آن جا که مشکل را نمی‎توان با زور حل کرد، بهتر است از راه‎حلی که کمابیش همه را راضی کند و به برادر و خواهرها شراکت را بیاموزد، استفاده شود. به طور مثال در بعضی خانه ها سر تماشای تلویزیون، روشی پیچیده و اسرارآمیز وجود دارد! آن ها تعیین می‌کنند که اگر یکی از اعضای خانواده، کنترل را در دست بگیرد تا چه مدتی می‌تواند آن را نگه دارد؟ آیا می‎تواند کانال را هنگام پخش آگهی‎های بازرگانی عوض کند؟ آیا کسی که می‎خواهد کنترل را در دست بگیرد، باید از بهترین صندلی صرف نظر کند؟ و ... . همان طور که می‌بینید، والدین می‌توانند با تعیین چند قانون ساده، اصل مهم مشارکت و گذشتن از بعضی چیزها برای دست‌یابی به هدف مهم دیگری را به فرزندان‌شان به صورت غیرمستقیم آموزش دهند.

مهارت دوم
رعایت عدالت کودکانه

تک فرزندان هرچه را که والدین می‎‏توانند به آن‌ها بدهند، دریافت می‎کنند و معمولا آن‌چه را که دریافت می‌کنند با دوستان‌شان مقایسه می کنند اما فردی کنارشان نیست که هفت روز هفته خود را با او مقایسه کنند؛ در صورتی‏‎که خواهر و برادرها همیشه در حال مقایسه کردن هستند. همه والدین با این عبارت آشنا هستند، «این عادلانه نیست». بچه‎ها در پی این عبارت، شکایت‌های گوناگونی را ابراز می‌کنند. بعضی از این شکایت‌ها جدی‌اند. مثلا «این عادلانه نیست، پفک او از مال من بیشتر است!» ایده‎آل هر بچه‎ای این است که از هر چیزی بیشترین سهم را ببرد، چه توجه کامل والدین اش باشد، چه شکلات، چه پول تو جیبی، چه حق انتخاب اول. در این بین بعید است که بقیه بچه‏‎ها این را بپذیرند زیرا این عادلانه نیست. کودکان بسیار حساس و دقیق هستند، یک بوسه، در آغوش گرفتن طولانی‌تر یا کوتاه‌تر، تنبیه و تشویق، پول، خوراکی و مقدار غذایی که برای هر کدام از فرزندان‌تان در ظرف می‎ریزید همه از مواردی هستند که شاید شما خودتان متوجه نباشید اما فرزندان شما به آن‌ها بسیار توجه دارند و بر همان اساس درباره شما قضاوت خواهند کرد. واضح به نظر می‌رسد که توجه به این حوزه، مانع اصلی ایجاد دردسرهای زیاد برای والدین خواهد بود که با کمی دقت و ملاحظه، قابل دسترس به نظر می‌رسد.

مهارت سوم
توجه به تفاوت‌های شخصیتی

هر کودکی شخصیت منحصر به فردی دارد و با خواهر و برادرهایش متفاوت است. یکی از آن‌ها در درس‌هایش قوی است، در حالی‌که دیگری در فعالیت‎های ورزشی و یکی هم در فعالیت‌های هنری. هیچ دلیلی ندارد که فرزندان یک خانواده، علایق مشترک و مشابهی داشته باشند اما یکی از مهم‌ترین دلایل اختلافات و بحث‌های خواهر و برادرها همین تفاوت در علایق و توانایی‌هایشان است. تفاوت‌های شخصیتی موجب می‎شود والدین خواسته یا ناخواسته به مقایسه فرزندان شان بپردازند که موجب بروز حسادت در آن‌ها می‌شود. هرگز سعی نکنید فرزندان‌تان را مشابه یکدیگر بار بیاورید و از آن‌ها نخواهید مانند خواهر و برادرهای شان رفتار کنند. به آن‌ها بیاموزید در هر شرایطی به یکدیگر احترام بگذارند و اختلافات‌شان را از راهی غیر از خشونت حل کنند. فرزندان‌تان از شما الگوبرداری می‌‎کنند. اگر آن‌ها ببینند که پدر و مادرشان اختلافات را به شیوه‌ای منطقی و مسالمت‌آمیز حل می‌کنند، هرگز با هم بحث و دعوا نمی‌کنند و همواره به هم، نظرات یکدیگر و حتی سلایق‌شان احترام خواهند گذاشت بنابراین والدین باید از این مسئله مطمئن شوند که توجه نکردن به تیپ‌های شخصیتی متفاوت فرزندان باعث مقایسه‌هایی اشتباه و دردسرساز خواهند شد.

مهارت چهارم
تلاش برای متحد شدن بچه‌ها

یک ضرب‌المثل انگلیسی می‌گوید: «کودکان و مادربزرگ و پدربزرگ‌شان به‌طور طبیعی همدست یکدیگرند زیرا دشمن مشترک دارند!» فرض کنیم که تنها ابزار کودکان برای چانه زدن با والدین‌شان، «قدرت به ستوه آوردن» آن‌هاست پس دو، سه یا چهار فرزند این کار را بهتر می‌توانند انجام دهند! هنگامی‌که بچه‌ها درباره پول تو جیبی بیشتر یا هر چیز دیگری می‌خواهند با والدین خود مذاکره کنند، اگر با خواهر و برادر خود همدست شوند، می‌توانند مقابل والدین‌شان یک تیم ترسناک تشکیل دهند! هنگامی‌که خواسته‌های بچه‎ها منطقی است، اگر والدین گهگاهی تسلیم شوند، روحیه تیمی بچه‌ها برای رسیدن به خواسته‌هایشان به‌شدت تقویت می‌شود. اعضای خانواده وقتی بهتر عمل می‎کنند که با یکدیگر هستند حتی کودکان خیلی کوچک هم می‎توانند یاد بگیرند که «ما همه دست به دست هم می‎دهیم و وقتی اوضاع سخت می‎شود همه دست به کار می‎شویم.» به نظرتان بهتر نیست این اصل را والدین به کودکان‌شان آموزش بدهند تا خدمت بزرگی به زندگی اجتماعی آن‌ها در آینده کرده باشند؟

مهارت پنجم
آموزش کنترل خشم

به فرزندان‌‎تان اهمیت شناخت و گرامی داشتن نقاط قوت، استعدادها و توانایی‎های مختلف را بدون احساس حسادت یا تحقیر بیاموزید. اگر هر یک از فرزندان‏تان احساسی خاص به استعدادهای خود داشته باشد، هر فرزند می‏‎تواند عزت نفس مطلوبی به دست بیاورد تا تشویق شود و به شخصیت خود احساس اطمینان کند. عقیده «موفقیت تو، موفقیت من است» می‎تواند در شناسایی تفاوت‎ها مفید باشد. به فرزندان‏تان بیاموزید چگونه حتی وقتی درگیری پیش می‏آید، محترمانه با یکدیگر رفتار کنند. به آن‏ها نشان دهید چگونه بدون اسم گذاشتن یا دست انداختن دیگری، خشم خود را ابراز کنند. به آن‏ها در تشخیص و پذیرفتن احساسات‏شان با کلام، کمک کنید و سپس به آن‎ها یاد دهید چگونه خشم خود را به روش‌هایی پذیرفتنی مانند لگد زدن به توپ، دویدن در پارک یا مشت زدن به بالش خالی کنند. در این بین، مراجعه حضوری به یک مشاور یا خواندن کتاب‌هایی مرتبط با این موضوع به خصوص برای والدینی که فرزندانی پرخاشگر دارند، توصیه می شود.

مهارت ششم
مدیریت تفاوت سنی ‎فرزندان

همان‌طور که می‌دانید هر سنی شرایط خاص خودش را دارد. همین شرایط در صورتی‎که فرزندان شما در دو گروه سنی مختلف باشند، می‌تواند موجب بروز اختلافات و دعواهای متعدد شود؛ برای مثال فرزند بزرگ‌تر شما می‎تواند به‎تنهایی به خرید برود؛ در حالی‎که فرزند کوچک‌تر شما اجازه ندارد تنها بیرون برود یا خرید کند؛ زیرا به‌ تنهایی بیرون رفتن هنوز برای او زود است اما او نمی‎تواند این مسئله را درک کند بنابراین احساس می‎کند شما میان او و خواهر یا برادرش فرق می‎گذارید یا این که فرزند کوچک‎تر شما در مقایسه با خواهر یا برادر بزرگ‌ترش به مراقبت و توجه بیشتری نیاز دارد و همین مسئله موجب می‎‏شود فرزند بزرگ‌تر احساس کند شما او را به اندازه خواهر یا برادر کوچک‌ترش دوست ندارید. تنها راهی که والدین در چنین شرایطی دارند این است که با منطق خاص و مناسب سن فرزندان‌شان با آن‌ها صحبت و توجیه‌شان کنند. در این مواقع پیشنهاد می‌شود که سعی کنید کمی بیشتر مساوات را رعایت کنید. اگر فرزند کوچک‌ترتان را بغل می‎کنید و به تختخواب می‎برید، حتما فرزند بزرگ‌ترتان را هم در آغوش بگیرید و او را ببوسید تا حسادت ها به کمترین میزان خودش برسد. توجه داشته باشید که هرچه در این زمینه، دقت‌تان را افزایش دهید، نتیجه بهتر و موثرتری خواهید گرفت.
نویسنده : مهین ساعدی | روزنامه‌نگار



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

آپديت جديد تو راهه
coming soon آگهی