آخرین خبر/ ارتباط با کودک در هر مقطع رشدش چالش های مخصوص به خود را خواهد داشت. چالش های فراوان و بعضا بسیار متفاوت از هم. یکی از این چالش ها نوع مواجه با کنجکاوی ها و سوالات کودک خردسال است. کودکی که تنها 3 یا 4 سال تجربه زیستن در این دنیا را دارد. میتواند سرشار از سوال و ابهام باشد. نحوه پاسخگویی اطرافیان به خصوص والدین در فرآیند رشد کودک بسیار موثر است. مژده شاه نعمت اللهی یکی از مادرانی است که برای حل چالش های فرزندپروی پیش از مواجهه با آن ها به دنبال پاسخ و راهکار است. این فعال اجتماعی حوزه کودکان در صفحه اش نمونه ای از مواجهه با سوال ساده «مامان این چی؟» کودک 3 ساله اش را به اشتراک گذاشته است که می تواند الهام بخش مادران در شرایط مشابه باشد. پست وی را در ادامه می خوانید:

چند روز پیش، وقتی داشت با این پازل چوبی بازی می‌کرد، از من پرسید: «مامان این چه حیوونیه؟» من طبق عادت همیشگی که دوست ندارم «مامانِ دانای کل باشم» و دلم می‌خواد ارزش «جستجوگری و دنبال جواب رفتن» رو تو بچه‌م شکل بدم، گفتم: «اومممم بذار ببینم، شبیه چیه؟!» گفت شبیه موشه. من گفتم آره... شایدم خرگوشه! اون گفت بیشتر شبیه موشه، من گفتم شایدم شبیه همستره! (فقط می‌خواستم یه چندتا کلمه بگم حتی خودمم نمی‌دونم دقیقا چیه).


دخترک می‌دونه که ما همیشه درباره سوالش با هم کلی حرف می‌زنیم و قرار نیست جواب سریع یا واضحی داشته باشیم. یه ذره فکر کرد، گفت وایسا الان میام.

رفت و با کتاب نجات یک بادبادک از الیور جفرز برگشت و این صفحه رو بهم نشون داد و با خوشحالی گفت: «مامان، این یه اورانگوتانه!» چشماش برق میزد از خوشحالی، کتاب رو با دستاش بالا گرفته بود که من خوب ببینم! من واقعا هیجان‌زده و خوشحال شدم، درست عین اولین نفری که خبر یه کشف مهم در دنیا رو میشنوه!

این جملاتی بود که در هیجان میگفتم: «واااای مامان چقدر خوب که فکر کردی تو کتابهات دنبالش بگردی!» یا «هانا مامان من خیلی لذت بردم که تو به کتابهات اینقدر دقت می‌کنی!» و «آااره چقدر این رنگش شبیه اورانگوتانه! خدای من! چقدر جالب!!! بیا ببینیم چشماشم شبیهه؟ دماغش چی؟!» و...

آخر ماجرا هم هیشکی نگفت اورانگوتانه یا نیست! من مطمئنم دخترم سالها وقت داره جواب سوالاتی که براش مهم هستن رو پیدا کنه. اون چیزی که در این اتفاق برای ما خیلی مهم بود، این بود که حالا دخترک داره کم کم مسیرهای مورد نظر (ارزش‌ها) و اون بذرهایی که تو راهش کاشتیم رو پیدا می‌کنه و رشدشون می‌ده! خودش داره به کشف می‌رسه و فقط خدا می‌دونه که لذت شناختن یه اورانگوتان، و فکر کردن بهش و اتفاقاتی که تو مغزش رخ داد، چقدررر مهمتر از این بود که جواب سوالش رو بگیره!



من دلم میخواد که فرزندم، مژده رو مامان عاشقی بشناسه که «دانای کل نیست» و هانا خودش «میتونه» در مورد همه چیز فکر کنه و خودش براش جواب پیدا کنه. چون اینجوری جواب‌هایی که پیدا میکنه، می‌شه جواب هانا(مهم نیست اگر غلط باشه) و نه جواب مامان(مهم نیست اگر درست باشه).

من فکر میکنم این دنیا پر از منابع خوب برای جوابهای بچه‌هاست. کتابها، گروه همسالان، مربیان، بزرگترها، موزه‌ها، پارک‌ها و... چیزی که وظیفه منه، باز کردن دریچه زندگی به روی اون منابعه! وگرنه، من و شما جایی که واقعا می‌خوان «نظر» ما رو بدونن، حتما میتونیم نظرمون رو هم بگیم، یه جوری که این هم فقط یه نظر باشه، از طرف کسی که بچه‌مون عمیقا بهش اعتماد داره! همین!


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

فناورد
فناورد آگهی