جام جم/ انسان‌ها در زندگی خود با ناکامی‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شوند و احتمال این‌که با یکدیگر به اختلاف نظر برسند طبیعی است.
بروز هیجانات منفی در زمان ناکامی امری عادی است، اما زمانی می‌تواند به فرد صدمه روانی بزند که ماندگار شده و تبدیل به کینه شود.
زمانی که انسان در معرض بدرفتاری یا ناکامی قرار بگیرد آزرده خاطر شده و احساسات منفی در او ایجاد می‌شود. احساسات منفی که فرد در این حالت تجربه می‌کند می‌تواند شامل خشم و غم و دلخوری باشد و همچنین اختلاف نظرها می‌تواند به ایجاد تنش و دعوا و دلخوری یا حتی زدوخورد منجر شود و این موارد باعث می‌شود ذهن فرد ناآرام و درگیر بماند. حتی سرزنش‌ها و تنبیه‌های رفتاری نیز می‌تواند احساس کینه را در فرد ایجاد کند.
کینه داشتن یعنی این‌که فردی رنجش عمیق در ذهن خود دارد و منتظر فرصت ابراز آن است و نوع ابراز فرد می‌تواند در جهت حل مشکل باشد یا به جهت تلافی و آسیب زدن صورت بگیرد.
کینه‌ورزی و نگهداری ناراحتی‌ها در ذهن و مرور آنها به سلامت روان فرد آسیب می‌رساند و باعث می‌شود انرژی زیادی از فرد هدر برود و حتی مرور ناکامی و ناراحتی که فرد دارد می‌تواند باعث شود احساس خشم پنهان او روزبه‌روز شدت یابد و نهایتا در تمام مدتی که فرد خشم و کینه‌ای را در ذهن خود نگهداری می‌کند، اولین فردی که مورد آسیب قرار می‌گیرد خود فرد است.افرادی که ناراحتی‌ها را در ذهن خود نگه می‌دارند معمولا این نوع افکار در ذهن آنها وجود دارد:
نبخشیدن و آزرده ماندن راحت‌تر از بخشیدن است.
آدم‌ها لیاقت بخشیده شدن را ندارند.
آزردگی و نبخشیدن باعث می‌شود بیشتر از خودم محافظت کنم.
آزرده ماندن باعث احساس رضایت در من می‌شود، زیرا همواره حس می‌کنم که در حال تنبیه فرد خطاکار هستم.
کینه داشتن به من قدرت می‌دهد که دیگر اجازه ندهم دیگران حق مرا پایمال کنند.
این افراد با این باورها می‌توانند سال‌ها در خشم و کینه باقی بمانند و اضطراب مداوم را تجربه می‌کنند و از این‌که احساس نفرت و کینه‌ورزی آنها کم نشده است رضایت دارند. برای درمان لازم است مداخلات شناختی در فرد صورت گیرد تا بتواند خروج از کینه و انتقام را داشته باشد و به محور سلامت روان بازگردد.


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

بلد
بلد آگهی