1217 0 نظـــــــر  

باشگاه خبرنگاران/ سي و يکمين بخش از صحيفه سجاديه، با پرداختن به مدح پروردگار الهي، به اذکار توبه در پيشگاه خداوند اشاره دارد.

در اينجا مي خوانيم که:
* زبان وصف‌کنندگان از وصف الهي باز مي‌ماند.
* خداوند مزد نيکوکاران را تباه نمي‌کند.
* هستي انسان در دست قدرت خداست.
* آمرزش گناهان سترگ، در نظر پروردگار بلندمرتبه، بزرگ نيست.
* خداوند خود وعده به استجابت دعا داده است.
* از خدا بخواهيم ما را بر دين پيامبرش محمد(ص) بميراند.
* خدا از ما بر گناهان ما آگاه‌تر است.
* چه بسا بنده‌اي که از گناه توبه مي‌کند و باز به آن برمي‌گردد.
* از خداوند بخواهيم توبه ما را توبه‌اي قرار دهد که نيازمند توبه‌اي ديگر نباشد.
* مي‌تواند کسي از شخص گنهکار نزد خداوند شفاعت کند.
* ما به همت رسول خدا(ص) و خاندانش هدايت شديم.


دعاي آن حضرت در ذکر توبه و درخواست توفيق آن از پروردگار:

اللَّهُمَّ يا مَنْ لَا يصِفُهُ نَعْتُ الْوَاصِفِينَ وَ يا مَنْ لَا يجَاوِزُهُ رَجَاءُ الرَّاجِينَ وَ يا مَنْ لَا يضِيعُ لَدَيهِ أَجْرُ الْمُحْسِنِينَ وَ يا مَنْ هُوَ مُنْتَهَي خَوْفِ الْعَابِدِينَ.
بارخدايا اي کسي که توصيف واصفان وصفت نتوان کرد، و‌ اي کسي که اميد اميدواران از تو فراتر نرود و‌ اي کسي که پاداش نيکوکاران نزد تو ضايع نگردد و‌ اي آن که ترس عبادت‌کنندگان به تو منتهي شود.
وَ يا مَنْ هُوَ غَايةُ خَشْيةِ الْمُتَّقِينَ هَذَا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَيدِي الذُّنُوبِ، وَ قَادَتْهُ أَزِمَّةُ الْخَطَايا، وَ اسْتَحْوَذَ عَلَيهِ الشَّيطَانُ، فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِيطاً، وَ تَعَاطَي مَا نَهَيتَ عَنْهُ تَغْرِيراً. کالْجَاهِلِ بِقُدْرَتِک عَلَيهِ، أَوْ کالْمُنْکرِ فَضْلَ إِحْسَانِک إِلَيهِ حَتَّي إِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدَي، وَ تَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحَائِبُ الْعَمَي، أَحْصَي مَا ظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ فَکرَ فِيمَا خَالَفَ بِهِ رَبَّهُ، فَرَأَي کبِيرَ عِصْيانِهِ کبِيراً وَ جَلِيلَ مُخَالَفَتِهِ جَلِيلًا.
و‌ اي آن که نهايت بيم پرهيزکاراني، اين جايگاه کسي است که بازيچه دست گناهان است و مهارهاي خطاها او را به پيش رانده، و شيطان بر او چيره گشته، از اين جهت در اجراي امر تو کوتاهي ورزيده، و از سر ناداني و غرور به آنچه از آن نهي نمودي آلوده شده، مانند کسي که به قدرت تو بر خود ناآگاه است، يا فضل و احسانت را درباره خويش منکر است، تا چون ديده هدايتش گشوده، و ابرهاي کوري از برابرش برطرف شده، ستم‌هايي که بر خود نموده شماره نموده، و در اموري که با خداي خود مخالفت ورزيده انديشه کرده، آنگاه بزرگي عصيانش را مشاهده کرده، و به عظمت مخالفتش بصيرت پيدا نموده،
فَأَقْبَلَ نَحْوَک مُؤَمِّلًا لَک مُسْتَحْيياً مِنْک، وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ إِلَيک ثِقَةً بِک، فَأَمَّک بِطَمَعِهِ يقِيناً، وَ قَصَدَک بِخَوْفِهِ إِخْلَاصاً، قَدْ خَلَا طَمَعُهُ مِنْ کلِّ مَطْمُوعٍ فِيهِ غَيرِک، وَ أَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ کلِّ مَحْذُورٍ مِنْهُ سِوَاک.
پس با دلي اميدوار، و رويي شرمسار به سوي تو رو آورده، و از روي اطمينان به تو با شوق و رغبت متوجه تو شده، و از باب يقين با بار طمع آهنگ تو نموده، و از روي اخلاص با توشه ترس قصد تو کرده، در حالي که جز تو به احدي طمع نداشته، و از هيچ چيز غير تو نترسيده،
فَمَثَلَ بَينَ يدَيک مُتَضَرِّعاً، وَ غَمَّضَ بَصَرَهُ إِلَي الْأَرْضِ مُتَخَشِّعاً، وَ طَأْطَأَ رَأْسَهُ لِعِزَّتِک مُتَذَلِّلًا، وَ أَبَثَّک مِنْ سِرِّهِ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً، وَ عَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ مَا أَنْتَ أَحْصَي لَهَا خُشُوعاً، وَ اسْتَغَاثَ بِک مِنْ عَظِيمِ مَا وَقَعَ بِهِ فِي عِلْمِک وَ قَبِيحِ مَا فَضَحَهُ فِي حُکمِک: مِنْ ذُنُوبٍ أَدْبَرَتْ لَذَّاتُهَا فَذَهَبَتْ، وَ أَقَامَتْ تَبِعَاتُهَا فَلَزِمَتْ.
پس در حضورت با حال زاري ايستاده، و ديده‌اش را از روي خشوع به زمين دوخته، و در برابر عزت تو باذلت و خواري سر به زير افکنده، واز سر فروتني رازي راکه تو بهتر ازاوبدان آگاهي برايت آشکار ساخته، و از سر خشوع معاصي خود را که حضرتت به تعداد آنها آگاه‌تري برشمرده، و از مهلکه‌اي بزرگ که بر علمت گذشته، و از کار زشتي که به قضاي تو مايه رسوايي‌اش شده به تو پناه آورده: گناهاني که لذّت هايش سپري شده و رفته، ولي پيامدهاي زيان بخشش بجاي مانده و گريبانگير شده،

لَا ينْکرُ- يا إِلَهِي- عَدْلَک إِنْ عَاقَبْتَهُ، وَ لَا يسْتَعْظِمُ عَفْوَک إِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ، لِأَنَّک الرَّبُّ الْکرِيمُ الَّذِي لَا يتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ فَهَا أَنَا ذَا قَدْ جِئْتُک مُطِيعاً لِأَمْرِک فِيمَا أَمَرْتَ بِهِ مِنَ الدُّعَاءِ، مُتَنَجِّزاً وَعْدَک فِيمَا وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الْإِجَابَةِ، إِذْ تَقُولُ: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکمْ». اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ الْقَنِي بِمَغْفِرَتِک کمَا لَقِيتُک بِإِقْرَارِي، وَ ارْفَعْنِي عَنْ مَصَارِعِ الذُّنُوبِ کمَا وَضَعْتُ لَک نَفْسِي، وَ اسْتُرْنِي بِسِتْرِک کمَا تَأَنَّيتَنِي عَنِ الِانْتِقَامِ مِنِّي.
الهي اگر اين بنده را عقوبت کني منکر عدلت نشود، و اگر از وي بگذري و بر او رحمت آوري عفوت را عظيم نشمارد، زيرا که تو خداي کريمي هستي، که عفو گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمي‌نمايد. بار خدايا اينک منم که در پيشگاهت مطيع و سر به فرمان آمده‌ام در اينکه خود به ما گفتي که تو را بخوانيم، و از تو وفاي به وعده‌اي را که در مورد اجابت داده‌اي خواستارم، زيرا که فرموده اي: «مرا بخوانيد تا خواسته شما را اجابت کنم». بار خدايا پس بر محمد و آلش درود فرست, و با آمرزش خود با ممن برخورد کن چنانکه من با اعتراف به گناه با تو برخورد کردم، و مرا از لغزشگاه‌هاي معاصي برگير چنانکه من در برابر تو پستي گزيدم، و بر من پرده پوشي کن چنانکه در انتقام از من درنگ فرمودي.

اللَّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فِي طَاعَتِک نِيتِي، وَ أَحْکمْ فِي عِبَادَتِک بَصِيرَتِي، وَ وَفِّقْنِي مِنَ الْأَعْمَالِ لِمَا تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الْخَطَايا عَنِّي، وَ تَوَفَّنِي عَلَي مِلَّتِک وَ مِلَّةِ نَبِيک: مُحَمَّدٍ- عليه‌السلام- إِذَا تَوَفَّيتَنِي. اللَّهُمَّ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيک فِي مَقَامِي هَذَا مِنْ کبَائِرِ ذُنُوبِي وَ صَغَائِرِهَا، وَ بَوَاطِنِ سَيئَاتِي وَ ظَوَاهِرِهَا، وَ سَوَالِفِ زَلَّاتِي وَ حَوَادِثِهَا، تَوْبَةَ مَنْ لَا يحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيةٍ، وَ لَا يضْمِرُ أَنْ يعُودَ فِي خَطِيئَةٍ
بار الها نيتم را در طاعتت استوار کن، و بينشم را در عبادتت محکم فرما، و مرا به اعمالي موفق کن که به سبب آن چرک گناهان را از من بشويي، و هنگام خروج از دنيا مرا بر آئين خود و پيامبرت (ع) بميران. بار الها در اين موقعيتي که در آنم از گناهان بزرگ و کوچکم، و از گناهان پوشيده و آشکارم، و از لغزشهاي گذشته و تازه‌ام به سويت بازمي گردم، مانند بازگشت توبه کننده‌اي که خيال گناه در درونش نگذرد، و فکر برگشتن به گناه را به خاطرش راه ندهد،
وَ قَدْ قُلْتَ- يا إِلَهِي- فِي مُحْکمِ کتَابِک: إِنَّک تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِک، وَ تَعْفُو عَنِ السَّيئَاتِ، وَ تُحِبُّ التَّوَّابِينَ، فَاقْبَلْ تَوْبَتِي کمَا وَعَدْتَ، وَ اعْفُ عَنْ سَيئَاتِي کمَا ضَمِنْتَ، وَ أَوْجِبْ لِي مَحَبَّتَک کمَا شَرَطْتَ وَ لَک- يا رَبِّ- شَرْطِي أَلَّا أَعُودَ فِي مَکرُوهِک، وَ ضَمَانِي أَنْ لَا أَرْجِعَ فِي مَذْمُومِک، وَ عَهْدِي أَنْ أَهْجُرَ جَمِيعَ مَعَاصِيک.
و تو خود‌ اي پروردگار من در کتاب محکمت فرمودي که توبه را از بندگانت مي‌پذيري، و از سيئات درمي گذري، و توبه کنندگان را دوست داري، پس بر اساس وعده خود توبه‌ام را بپذير، و همان طور که ضمانت نموده‌اي از گناهانم بگذر، و چنانکه شرط فرموده‌اي محبتت را بر من لازم فرما، و من هم در مقابل اين همه عنايت تعهد مي‌کنم که به آنچه پسند تو نيست برنگردم، و ضمانت مي‌نمايم که به کاري که مورد نکوهش توست بازنگردم، و پيمان مي‌بندم که از تمام گناهان دوري کنم.

اللَّهُمَّ إِنَّک أَعْلَمُ بِمَا عَمِلْتُ فَاغْفِرْ لِي مَا عَلِمْتَ، وَ اصْرِفْنِي بِقُدْرَتِک إِلَي مَا أَحْبَبْتَ. اللَّهُمَّ وَ عَلَي تَبِعَاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ، وَ تَبِعَاتٌ قَدْ نَسِيتُهُنَّ، وَ کلُّهُنَّ بِعَينِک الَّتِي لَا تَنَامُ، وَ عِلْمِک الَّذِي لَا ينْسَي، فَعَوِّضْ مِنْهَا أَهْلَهَا، وَ احْطُطْ عَنِّي وِزْرَهَا، وَ خَفِّفْ عَنِّي ثِقْلَهَا، وَ اعْصِمْنِي مِنْ أَنْ أُقَارِفَ مِثْلَهَا. اللَّهُمَّ وَ إِنَّهُ لَا وَفَاءَ لِي بِالتَّوْبَةِ إِلَّا بِعِصْمَتِک، وَ لَا اسْتِمْسَاک بي‌عَنِ الْخَطَايا إِلَّا عَنْ قُوَّتِک، فَقَوِّنِي بِقُوَّةٍ کافِيةٍ، وَ تَوَلَّنِي بِعِصْمَةٍ مَانِعَةٍ.
الهي تو به آنچه از من سرزده آگاه تري، پس آنچه را از من خبرداري بيامرز، و مرا با قدرت خود به سوي آنچه دوست داري متوجه ساز. خداوندا بر ذمّه من وبال‌هايي است که به ياد دارم، و وبال‌هايي است که فراموشم شده، و همه آنها در برابر ديده توست که به خواب نمي‌رود، و نزد علم توست که در آن فراموشي راه ندارد، پس در مقابل آن و بالها به صاحبانش عوض بده، و وزر آن را از من بريز، و سنگيني آن را از دوش جان من بردار، و مرا از دستيازي به نظير آن بازدار. الهي مرا قدرت وفاي به توبه خود جز با حفظ تو نيست، و توان خودداري از گناهان ندارم جز به قوّت تو، پس مرا با نيروي کافي تقويت کن، و خود عهده‌دار نيروي بازدارنده از گناهم باش.
اللَّهُمَّ أَيمَا عَبْدٍ تَابَ إِلَيک وَ هُوَ فِي عِلْمِ الْغَيبِ عِنْدَک فَاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ، وَ عَائِدٌ فِي ذَنْبِهِ وَ خَطِيئَتِهِ، فَإِنِّي أَعُوذُ بِک أَنْ أَکونَ کذَلِک، فَاجْعَلْ تَوْبَتِي هَذِهِ تَوْبَةً لَا أَحْتَاجُ بَعْدَهَا إِلَي تَوْبَةٍ، تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِ مَا سَلَفَ، وَ السَّلَامَةِ فِيمَا بَقِي.
الهي هر بنده‌اي که به سويت باز گردد و حضرتت به علم غيبي که داري مي‌داني که او توبه شکن و بازگردنده به گناه و خطاي خويش است، پس من به تو پناه مي‌برم از آنکه چنين باشم، اينک اين توبه مرا چنان توبه‌اي قرار ده که بعد از آن محتاج توبه‌اي ديگر نباشم، توبه‌اي که سبب محو گناهان گذشته، و ايمني از گناه در بقيه ايام عمر باشد.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيک مِنْ جَهْلِي، وَ أَسْتَوْهِبُک سُوءَ فِعْلِي، فَاضْمُمْنِي إِلَي کنَفِ رَحْمَتِک تَطَوُّلًا، وَ اسْتُرْنِي بِسِتْرِ عَافِيتِک تَفَضُّلًا. اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيک مِنْ کلِّ مَا خَالَفَ إِرَادَتَک، أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبَّتِک مِنْ خَطَرَاتِ قَلْبِي، وَ لَحَظَاتِ عَينِي، وَ حِکاياتِ لِسَانِي، تَوْبَةً تَسْلَمُ بِهَا کلُّ جَارِحَةٍ عَلَي حِيالِهَا مِنْ تَبِعَاتِک، وَ تَأْمَنُ مِمَا يخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِيمِ سَطَوَاتِک.
خداوندا از ناداني خود از حضرتت عذر مي‌خواهم، و بخشش از کردار بدم را از تو خواهانم، پس از باب احسان مرا در پناه رحمت خويش درآور، و از راه تفضل لباس عافيت بر من بپوشان. الهي و از هر چه مخالف خواست تو بوده، يا از گردونه محبت تو بيرون مي‌برد، از خاطراتي که در قلبم گذشته، و نگاههاي چشمم، و گفتارهاي زبانم، چنان توبه‌اي مي‌کنم که هر يک از اعضايم به سهم خود از عقوبتت سالم ماند، و از انتقام و قهري که متجاوزگران از آن مي‌هراسند ايمن گردد.
اللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتِي بَينَ يدَيک، وَ وَجِيبَ قَلْبِي مِنْ خَشْيتِک، وَ اضْطِرَابَ أَرْکانِي مِنْ هَيبَتِک، فَقَدْ أَقَامَتْنِي- يا رَبِّ- ذُنُوبِي مَقَامَ الْخِزْي بِفِنَائِک، فَإِنْ سَکتُّ لَمْ ينْطِقْ عَنِّي أَحَدٌ، وَ إِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِأَهْلِ الشَّفَاعَةِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ شَفِّعْ فِي خَطَاياي کرَمَک، وَ عُدْ عَلَي سَيئَاتِي بِعَفْوِک، وَ لَا تَجْزِنِي جَزَائِي مِنْ عُقُوبَتِک، وَ ابْسُطْ عَلَي طَوْلَک، وَ جَلِّلْنِي بِسِتْرِک، وَ افْعَلْ بي‌فِعْلَ عَزِيزٍ تَضَرَّعَ إِلَيهِ عَبْدٌ ذَلِيلٌ فَرَحِمَهُ، أَوْ غَنِي تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقِيرٌ فَنَعَشَهُ.
الهي بر تنهايي‌ام در پيشگاهت، و تپيدن قلبم از ترست، و لرزه اعضايم از هيبتت رحم کن؛ زيرا گناهانم -‌اي پروردگار من - مرا در عرصه رسوايي و خواري در پيشگاهت نشانده، پس اگر حرف نزنم کسي از جانب من سخن نمي‌گويد، و اگر از خود شفاعت کنم چنان نيستم که شفاعتم پذيرفته گردد. بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و کرمت را درباره خطاهايم شفيع من فرما، و زشتي هايم را با عفوت از من ببخش، و جزايم را از عقوبت خود مساز، و دامان احسانت را بر من بگستر، و مرا در پرده عفوت بپوشان، و با من رفتار شخص پر قدرتي کن که بنده‌اي ذليل با زاري به درگاهش رفته و او بر وي ترحم نموده، يا ثروتمندي که فقيري سر راهش نشسته و او از وي دستگيري نموده.

اللَّهُمَّ لَا خَفِيرَ لِي مِنْک فَلْيخْفُرْنِي عِزُّک، وَ لَا شَفِيعَ لِي إِلَيک فَلْيشْفَعْ لِي فَضْلُک، وَ قَدْ أَوْجَلَتْنِي خَطَاياي فَلْيؤْمِنِّي عَفْوُک. فَمَا کلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّي بِسُوءِ أَثَرِي، وَ لَا نِسْيانٍ لِمَا سَبَقَ مِنْ ذَمِيمِ فِعْلِي، لَکنْ لِتَسْمَعَ سَمَاؤُک وَ مَنْ فِيهَا وَ أَرْضُک وَ مَنْ عَلَيهَا مَا أَظْهَرْتُ لَک مِنَ النَّدَمِ، وَ لَجَأْتُ إِلَيک فِيهِ مِنَ التَّوْبَةِ. فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِک يرْحَمُنِي لِسُوءِ مَوْقِفِي، أَوْ تُدْرِکهُ الرِّقَّةُ عَلَي لِسُوءِ حَالِي فَينَالَنِي مِنْهُ بِدَعْوَةٍ هِي أَسْمَعُ لَدَيک مِنْ دُعَائِي، أَوْ شَفَاعَةٍ أَوْکدُ عِنْدَک مِنْ شَفَاعَتِي تَکونُ بِهَا نَجَاتِي مِنْ غَضَبِک وَ فَوْزَتِي بِرِضَاک.
بارالها مرا از تو پناه‌دهنده‌اي نيست؛ پس بايد عزت تو پناهم دهد، و براي من شفيعي به سوي تو نيست پس بايد فضل تو شفيعم شود، و گناهانم مرا در عرصه ترس بُرده پس بايد عفو تو مرا ايمن سازد، زيرا آنچه بر زبان آوردم از باب جهل به کردار زشتم، و در اثر فراموشي کارهاي بد گذشته‌ام نيست، بلکه براي آن است که آسمان تو و هر که در آن است، و زمين تو و هر که بر روي آن است کردم، ندامتي را که براي تو آشکار کردم, و توبه‌اي را که به سبب آن به تو پناه بردم بشنوند، تا مگر يکي از اينان در سايه رحمتت بر پريشان حالي‌ام رحم کند، يا براي آشفتگيم بر من رقّت آورد، پس از جانب خود دعايي به حال من کند که از دعاي خود من نزد تو به اجابت نزديکتر باشد، يا شفاعتي نصيبم گردد که از شفاعت خودم نزد تو استوارتر جلوه کند، و رهاييم از خشم تو، و دستيابيم به خشنوديت در آن باشد.
اللَّهُمَّ إِنْ يکنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيک فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِينَ، وَ إِنْ يکنِ التَّرْک لِمَعْصِيتِک إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبِينَ، وَ إِنْ يکنِ الِاسْتِغْفَارُ حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَإِنِّي لَک مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ. اللَّهُمَّ فَکمَا أَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ، وَ ضَمِنْتَ الْقَبُولَ، وَ حَثَثْتَ عَلَي الدُّعَاءِ، وَ وَعَدْتَ الْإِجَابَةَ، فَصَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْبَلْ تَوْبَتِي، وَ لَا تَرْجِعْنِي مَرْجِعَ الْخَيبَةِ مِنْ رَحْمَتِک، إِنَّک أَنْتَ التَّوَّابُ عَلَي الْمُذْنِبِينَ، وَ الرَّحِيمُ لِلْخَاطِئِينَ الْمُنِيبِينَ.
الهي اگر پشيماني در پيشگاه حضرتت توبه است، پس من از همه پشيمان‌ترم، و اگر ترک گناه بازگشت محسوب مي‌شود پس اولين بازگشت کننده منم، و اگر استغفار سبب ريختن گناهان است پس من در برابرت از استغفار کنندگانم، بارالها همان‌گونه که به توبه و بازگشت فرمان دادي و پذيرش آن را ضمانت فرمودي، و بر دعا ترغيب نمودي و نسبت به آن وعده اجابت دادي، پس بر محمد و آلش درود فرست، و توبه‌ام را قبول کن، و از رحمتت نوميد و مأيوسم باز مگردان، زيرا که حضرتت پذيرنده توبه گناهکاران، و بخشنده خطاپيشگاني هستي که از صميم دل به تو بازمي گردند
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، کمَا هَدَيتَنَا بِهِ، وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، کمَا اسْتَنْقَذْتَنَا بِهِ، وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، صَلَاةً تَشْفَعُ لَنَا يوْمَ الْقِيامَةِ وَ يوْمَ الْفَاقَةِ إِلَيک، «إِنَّک عَلي کلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ»، وَ هُوَ عَلَيک يسِيرٌ.
بار الها بر محمد و آلش دورد فرست همچنان که به وسيله او ما را هدايت فرمودي، و بر محمد و آلش درود فرست همچنان که به سبب او ما را رهايي کرامت کردي، و بر محمد و آلش درود فرست چنان درودي که در قيامت و در روز نياز به تو از ما شفاعت کند، که تو بر هر چيز توانايي، و آن بر تو سهل و آسان است.



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد

1217 0 نظـــــــر