تبیان/ آنچه را می‌گویم در مقطع فرماندهی شهید به چشمان خود دیدم. او فرماندهی است که قلم و رنگ به دست می‌گرفت. در نیروی هوایی وقتی در گروه پدافند جاسک شورای فرماندهان داشتیم؛ این شورا هر 6 ماه برگزار می‌شد. من پیش از این شورا برنامه‌ها و تاریخ و سازوکار این شورا را با شهید ستاری مطرح و از وی دعوت می‌کردم که آخرین روز شورای فرماندهی حضور پیدا کند.
مشکلات و دغدغه‌ها، چیزهای دیگری بود که در این گفت‌وگو مطرح می‌شد و شهید ضمن سخنرانی برای فرماندهان پدافند هوایی این نکات و خواسته‌ها را به‌خوبی می‌شنید. به اتفاق شهید ستاری برای شورای فرماندهان جاسک رفته بودیم.
ناگهان کسی آمد و به من گفت جناب سرهنگ ستاری (شهید منصور ستاری) دم در ایستاده است و در حال رنگ زدن در و فنس‌ها است. شهید ستاری در آن موقع فرمانده نیروی هوایی شده بود. در کمال ناباوری به آنجا رفتم و دیدم بله، قلم‌مو گرفته و کارمند نقاش هم آنجا هست.
شهید ستاری کوله‌پشتی او را پر از سنگ کرده بود و نقاش جلوی پاسدارخانه راه می‌رفت و خودش هم قلم‌مو به دست گرفته بود و رنگ می‌زد.از این رویداد جاخورده بودم، گفتم چی شده؟ شهید ستاری گفت که این نقاش رنگ را بد می‌زده به‌طوری‌که رنگ زیاد هدر می‌رفت. شهید ستاری هم خواسته بود ضمن اینکه نقاش را تنبیه کند تا که اسراف نکند، به او یاد بدهد که چه‌طور باید رنگ بزند.


با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید