انوار طاها/ (هر چه می خواهم خودم رو متقاعد کنم به اینکه باید نماز بخونم نمی تونم! علاقه به این کار ندارم و شب و روز را با ترس و اضطراب طی می کنم! علت آن چیست؟)

انسان برای انجام هر کاری نیاز به انگیزه درونی یا بیرونی و انگیزه مادی یا معنوی دارد و منشأ انگیزه های درونی نیازهای زیستی یا نیازهای معنوی و متعالی است. چرا ما هر روز خوردن صبحانه و نهار و شام را تکرار می کنیم و هیچگاه نمی گوئیم من از خوردن نهار خسته شدم بلکه با فرا رسیدن وقت نهار احساس می کنیم یک عامل درونی ما را به طرف غذا سوق می دهد و اگر چند ساعتی به تأخیر بیفتد اوقات مان تلخ می شود و ممکن است پرخاشگری هم بکنیم. علت این امر نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی است یعنی وقتی مواد غذایی، آب و... در بدن کم می شود عضلات معده شروع به انقباض و فعالیت می کنند به گونه ای که ما را متوجه می کنند که بدن نیاز به مواد غذایی دارد و این نیاز تبدیل به یک میل و یک حالت روانی می شود در نتیجه ما با علاقه و ولع سر سفره غذا می رویم و هر روز نیز این کار را تکرار می کنیم و هیچگاه نیز دلسرد و دلزده نمی شویم.

به موازات این نیازهای مادی، بعد غیرمادی وجود ما نیز برای ادامه حیات و بقاء نیاز به غذا دارد و باید غذای متناسب با آن تأمین شود. خداوند که آفریدگار جسم و جان ماست همه نیازهای ما را تأمین کرده است و جالب اینجاست که ما به ازاء این نیازها، چیزهایی است که با طبع ما بسیار سازگار است. خداوند جهان مادی را با انواع و اقسام مواد غذایی رنگارنگ و مطبوع خلق کرده است تا نیازهای مادی ما تأمین شود آموزه های دینی از جمله نماز، روزه و سایر عبادات برای ما به عنوان غذا مقرر فرموده و در قالب دین و از طریق وحی به پیامبران نازل کرده است. اگر ما انسان ها به این حقیقت پی ببریم که برای ادامه حیات معنوی روح ما نیازمند به غذاهای معنوی می باشد و با این غذای معنوی است که انسان از نگرانی و اضطراب رهایی یافته و آرامش می گیرد در اینصورت با علاقه و اشتیاق فراوان به استقبال نماز خواهیم رفت.

در خصوص علت بی علاقه گی به نماز نیز دلایل متعددی در این مساله دخیل است. از قبیل:

عدم شناخت و توجه کافی نسبت به معبود از جمله آسیب های مقطع نوجوانی و جوانی است.این مقطع سنّی، مقطع حساس و بحرانی برای جوانان و نوجوانان است، مسایل و بحران های بلوغ از یک طرف، شکّ و تردیدهای مذهبی از طرف دیگر، ناپختگی و بی تجربگی و گرایش سریع به الگوهای غیر واقعی که اهل نماز نیستند، زمینه هایی است که در خود فرد وجود دارد و باعث می شود که جوانان و نوجوانان علاقة چندانی به نماز نداشته باشند. و گاهی برخوردهای نادرست والدین و مربیان نسبت به نماز خواندن کودک، نوجوان یا جوان باعث تنش و بی علاقگی بیشتر افراد نسبت به نماز می شود.
عدم درک صحیح از نماز و فلسفه آن به دلیل عدم شناخت از نماز و اهمیت و اسرار نهفته در آن، از علل اولیه بی علاقگی به نماز است. پیامبر اکرم ( صل الله علیه و آله ) می فرماید:« لَوْ تَعْلَمُ مَا لَکَ فِی الصَّلَاةِ وَ مَنْ تُنَاجِی مَا انْفَتَلْت»[1]؛« اگر بدانی نماز چیست و با چه کسی نجوی و گفتگو می کنی خسته نمی شود و نمار ار به اتمام نمی بری»

جای گیری حب دنیا و زرق و برق آن در دل آدمی به خاطر اشتغال بیش از حد فکر و تعلق قلب به دنیا و مسائل و مشکلات مادی که زمینه بی علاقگی نسبت به مسائل معنوی از جمله نماز را فراهم می نماید. پیامبر بزرگ خدا حضرت مسیح می فرماید:« صَاحِبُ الدُّنْیَا لَا یَلْتَذُّ بِالْعِبَادَةِ وَ لَا یَجِدُ حَلَاوَتَهَا مَعَ مَا یَجِدُ مِنْ حُبِّ الْمَال‏»[2]؛« دنیا پرست از عبادت و انس با خدا لذت نی برد در حالیکه حب مال در دل او است»
استفاده از غذای حرام و ناپاک، تکرار گناه به حدی که دل سیاه گردد و شوق عبادت گرفته شود، تاثیر پذیری از تبلیغات و تهاجم فرهنگی که موجب می شود انسان با اعمال عبادی احساس تحجر و عقب ماندگى کند، محیط و اجتماعی ناسالم و غیر دینی و همنشینی با دوستان فاسد و بی نماز، از دیگر دلایل در هم تنیده بی علاقگی به نماز در محیط اجتماعی امروز است.

پی نوشت:
[1] بحار الأنوار، ج‏74، ص 80.
[2] بحارالأنوار، ج14،ص 309.



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید