خراسان/ «من چراغ‌ها را خاموش می‌کنم»؛ برای شما فقط یک کتاب است، برای ما سوژه هرشب جنگ و دعواست. همه‌چیز از خاموش کردن نوبتی چراغ‌ها شروع می‌شود و در نهایت به بررسی نقشه ژنتیک خانوادگی و اثبات نظریه تنبلی اکتسابی در دهه‌های مختلف کشیده می‌شود‌. گاهی اوقات ساده‌ترین اتفاقات، رومخی‌ترین دعواها را می‌سازند.
اولین دعوای بزرگ‌مان سر اشغال کاناپه مخصوصم توسط او بود. پیدا کردن آن لوکیشن برای من سخت‌ترین کار دنیا بود. کاناپه‌ای که نزدیک پریز باشد، زاویه‌اش برای تماشای تلویزیون مناسب باشد و سریع گرم نشود. این آخری از بقیه مهم‌تر است. کارشناسی که من برای پیدا کردن صندلی مخصوص داشتم را وزارت نیرو برای پیدا کردن معاون وزیر در امور تحقیقات و منابع وزیر نداشته، آن‌قدر که مجبور شده برای این پست در روزنامه‌های کثیرالانتشار آگهی بدهد و من فقط به تحقیقات میدانی برای پیدا کردن آن زاویه مخصوص تکیه‌کرده‌بودم. بعد از خاموش کردن چراغ‌ها، بزرگ‌ترین معضل ما پیدا کردن پریز برق نزدیک برای شارژ گوشی تلفن است. نیمی از همسالان‌مان مشکل اولشان را با کنترل‌های روشنایی حل کرده‌اند، اما هنوز پیدا کردن پریز نزدیک سرقفلی دارد. پریزی که در نقطه کور نباشد و امواج وای‌فای بدون دردسر به آن جا برسد، اهمیت بیشتری دارد.
شهردار شدن در خانه ما با بقیه جاهای دنیا تفاوت زیادی دارد. بودجه‌های شهردار برای خرید مایحتاج خانه هر ۲۴ساعت یک‌بار تغییر می‌کند. شهردار علاوه بر رصد قیمت مرغ و پیاز و شستن ظروف و پختن یک وعده غذا، وظیفه درست‌کردن کاردستی بچه‌ را هم به‌عهده دارد‌ و می‌تواند روی این مورد آخری در رزومه‌اش حسابی مانور بدهد.
برای شروع یک زندگی مشترک باید توافق کردن روی چیزهای عجیب را یاد بگیرید. باید توانایی مدیریت خاموش کردن چرخشی برق‌ها را بدون راه افتادن جنگ جهانی سوم داشته‌باشید. خلاصه شاید در دوران مجردی هرگز فکر نکنید یک روز قرار باشد از داشتن یک کاناپه شخصی به‌عنوان یک دستاورد مهم در زندگی مشترک یاد کنید.

مهدیسا صفری‌خواه

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید