آخرین خبر/ در سال ۱۲۸۸ قمری که قحطی رسیده بود، علما کتاب‌ های خود را فروخته و بهای نان دادند.
مردمان سگ و گربه می‌ خوردند و سگان نیز مرده‌ های آدمیان.
شخصی نزد من آمد و گفت دوشینه (شب گذشته) خواب دیدم که جمعی از بزرگان، مرا به سوی تو راهنمایی کردند تا تو چیزی به من بدهی، پول یا خوراک.
گفتم چون امشب بخوابی، به خدمت ایشان برس و از زبان من سلام به ایشان برسان و بگو فلانی می‌ گوید اگر چیزی به دست کسی نداده‌ اید، او را به دیگری حواله نکنید.


منبع: ریاض ‌الحکایات، ملا حبیب ‌الله کاشانی







ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید