روزنامه شهروند/ یک) یکی از ویژگی‌های مثبت مسئولان ما اشتغالزایی است، البته برای خودشان؛ یعنی طرف پست حساسی به عهده دارد. همزمان معاون خودش است. با حفظ سمت سخنگو هم هست. بعد چهارنفر انسان بی‌نوا در گوشه و کنار از انتقاد به ایشان نان درمی‌آورند که این را هم تحمل نمی‌کند و شب می‌آید خانه منتقد وضع موجود می‌شود و نان منتقد را آجر می‌کند. در واقع با عزیزانی طرف هستیم که اعتقاد دارند ما نیاز نیست زحمت کشیده و انتقاد کنیم، خودشان به جای ما انتقاد می‌کنند. نکته عجیب این‌که معمولا شاکی‌تر از مردم هستند و عجیب‌تر آن‌که رو به دوربین می‌گویند چرا باید وضع این‌طور باشد!؟ چرا گرانی هست؟ چرا وضع صنعت اینگونه است؟ چرا مردم باید مشکلات داشته باشند؟ یعنی من یکی به‌عنوان مخاطب شرمنده می‌شوم که چرا کاری کردیم که مسئولان ناراحت شده‌اند. در همین راستا، مسعود نیلی هم در اظهارنظری خدا از دهنش بشنود، گفته تنها کشوری در جهان هستیم که همه مسئولان آن منتقد شرایط هستند!
پیام اخلاقی: بیاییم موجب ناراحتی مسئولان نشویم.
پیام سیاسی: معترض را به منتقد، منتقد را به مسئول و مسئول را به منتقد تبدیل کنیم.
پیام ورزشی: بهترین دفاع حمله است.

دو)
گاهی فکر می‌کنیم ‌ای کاش دولت ارز دولتی اختصاص نمی‌داد، یارانه نمی‌داد و کلا سعی نمی‌کرد این‌قدر به ما محبت کند. اینطوری اگر چیزی گیر ما نمی‌آمد، لااقل گیر بقیه هم نمی‌آمد. شاید فکر کنید بنده بخیلم که باید عرض کنم کاملا درست فکر می‌کنید، چون از وقتی یادمان می‌آید، عده‌ای سودجو در جاهای حساس حضور داشتند که با ارز دولتی کالاهای اساسی‌ای مثل دسته بیل وارد می‌کردند. این‌بار هم شاهد حماسه‌ای دیگر در زمینه واردات بودیم و وزیر بهداشت گفته عده‌ای با ارز دولتی داروی تاریخ گذشته (چرا واقعا؟) و به جای استنت قلبی، کابل برق وارد کرده و فرار کرده‌اند. در این‌جا چند گزینه مطرح می‌شود:
الف) سودجویان سودجو نبودند و نیت‌شان خیر بوده. پیش خودشان گفته‌اند استنت قلبی دیگر جواب نمی‌دهد. باید با کابل به بیمار شوک الکتریکی وارد کرد.
ب) سودجویان از دست بیماران عصبانی بودند و می‌خواستند با کابل برق آنها را بزنند و فرار کنند.
ج) سودجویان اشتباهی استنت قلبی را کابل برقی شنیده‌اند.
د) سودجویان نیت خاصی نداشتند. صرفا فاقد شرف بودند.

سه)
آقای وزیرکار گفته، از مشاغل خانگی باید استقبال کرد و وزارت کار هم در این زمینه بسترسازی‌هایی انجام داده و «طرح مشاغل خانگی با همکاری نهاد توسعه‌ای جهاد دانشگاهی در نه استان پایلوت و با مطالعه‌ای که در ۲۱ استان کشور صورت گرفت، به اجرا درآمد که امیدواریم در ‌سال ۹۸ با کمک نهاد توسعه‌ای جهاد دانشگاهی و پیشران‌های موجود توانمندسازی و آموزش متقاضیان مشاغل خانگی به شکل مطلوبی انجام گیرد و با بازاریابی و شبکه‌سازی و برندسازی در حوزه مشاغل خانگی موفقیت‌های بیشتری به دست آوریم.»
حال با توجه به پیشران‌های موجود توانمندسازی و اینجور واژگان و عبارات که نمی‌دانیم دقیقا چه معنی‌ای می‌دهد، چند گزینه مطرح می‌کنیم که امیدواریم به درد بخورد.
الف) جوانان مجرد را بیکار کنیم که بتوانند از ظرفیت‌های موجود در مشاغل خانگی مثل کشت گل و گیاه در خانه استفاده کنند. بعدا می‌توانند در همان خانه و تحت عنوان شغل خانگی در زمینه هوا و فضا هم به کشف‌های مهمی دست پیدا کرده و در هزینه‌های سازمان فضایی کشور صرفه‌جویی شود.
ب) دخترهای مجرد را تعدیل نیرو کنیم! و تلاش برای پیداکردن شوهر پولدار را به‌عنوان یک شغل خانگی، حرکت اقتصادی و سرمایه گذاری مطمئن در کشور جا بیندازیم.
ج) شغلی خانگی به‌عنوان خاموش‌کردن کولر برای مردان میانسال و بازنشسته تعریف کنیم. هربار پایین‌زدن کلید برق ٥‌هزار تومان. البته این افراد تحت عنوان مامور مخفی اداره برق [در راستای هدف صرفه‌جویی در مصرف انرژی] از این اداره حقوقی ثابت هم دریافت کنند.
د) از شغلی خانگی که هم‌اکنون در خارج از کشور به‌عنوان «نویسنده، روزنامه‌نگار، منتقد و وبلاگ‌نویس» شناخته شده، در داخل حمایت کنیم و به آنها حقوق بدهیم تا چیزی ننویسند. این‌جوری همه شاغل خواهند بود.





آیدین سیارسریع طنزنویس



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید