خبرفوری/ مردی با دیدن فیلم ناجوری در موبایلش به دادسرا رفت و ادعا کرد زن بی حیایی که داخل فیلم است همسر اوست.
زن 39 ساله به نام سمیه در حالی که به پلیس التماس می کرد تا فرزندانش را از گرداب مواد افیونی و خلاف های زشت نجات دهند، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنج تن مشهد گفت: وقتی مقطع راهنمایی را به پایان رساندم دیگر ادامه تحصیل ندادم و به امور خانه داری پرداختم. 24 ساله بودم که «مجید» به خواستگاری ام آمد و من عاشقانه پا به خانه بخت گذاشتم. اگرچه همسرم رفیق باز و کمی سر به هوا بود اما برای آرامش و آسایش زندگی مان همه تلاشش را به کار می برد، با وجود این زندگی من از روزی در مسیر سقوط قرار گرفت که «مجید» در محل کارش دچار برق گرفتگی شد. با آن که همسرم را به بیمارستان رساندند اما او بر اثر این سانحه ویلچرنشین شد. دخترم به تازگی به دنیا آمده بود که با این حادثه آرامش از زندگی ما رفت چرا که همسرم به خاطر وقوع این حادثه تلخ به شدت عصبی و ناراحت بود.
آن روزها دوستانش بیشتر اطرافش را گرفتند و رفیق بازی هایش در حالی شدت گرفت که آن ها پیشنهاد کردند به جای مصرف داروهای مسکن برای کاهش درد، مواد مخدر (تریاک) استفاده کند تا دوباره سلامتی اش را بازیابد، این گونه بود که مجید به استعمال تریاک روی آورد اما مدتی بعد دیگر نتوانست مصرف آن را ترک کند چرا که به یک معتاد حرفه ای تبدیل شده بود.
استعمال مواد مخدر روح و روان همسرم را به هم ریخت به طوری که دیگر از کتک کاری ها و فحاشی هایش در امان نبودم. با وجود این، همواره خودم را قانع می کردم که تقدیر من این گونه رقم خورده است و من چاره ای جز تسلیم شدن در برابر سرنوشتم را ندارم. از سویی صاحب فرزند دیگری هم شده بودم و باید به آینده آن ها نیز می اندیشیدم به همین خاطر هیچ گاه به طلاق فکر نکردم و تلاشم را برای تربیت فرزندانم دو چندان کردم اما این زندگی روزی تبدیل به جهنم شد که مجید مصرف تریاک را کنار گذاشت و به استعمال مواد مخدر صنعتی (شیشه) روی آورد.
این تغییر مصرف از همسرم انسان دیگری ساخت به طوری که دیگر خانه ما به میدان جنگ و سوء ظن خیانت تبدیل شده بود. او برای تامین هزینه های اعتیادش به خرید و فروش مواد مخدر می پرداخت اما بر اثر مصرف مواد دچار توهم می شد و با این بهانه که به او خیانت می کنم مرا زیر مشت و لگد می گرفت.
اکنون مدتی است به تماشای فیلم مستهجنی می نشیند که در گوشی تلفنش دارد. او آن فیلم را به من نسبت می دهد و مرا زنی بی عفت و بی آبرو می خواند. در همین حال از من به اتهام خیانت و داشتن روابط نامشروع شکایت کرد اما در دادگاه نیز نتوانست تهمت هایش را اثبات کند. با این همه آن قدر درگیر سوء ظن و افکار بدبینانه بود که پس از کتک کاری مرا از خانه ام بیرون انداخت ولی دختر و پسرم را نزد خودش نگه داشت. وقتی چند روز بعد با دختر 10 ساله ام تلفنی صحبت کردم درحالی که گریه می کرد، گفت: پدرش مردان و زنان زیادی را به خانه می آورد و در حضور فرزندانم به استعمال مواد مخدر می پردازند و رفتارهای زشت انجام می دهند. شایان ذکر است پس از گرفتن مجوز قضایی و به دستور سروان ولیان فرزندان این زن تا طی مراحل دادرسی تحویل مادرشان شدند .