شفقنا/ دوران امام صادق(ع) دوران خاصی است؛ از یکسو تحولاتی در عرصه سیاسی به شکل انتقال حکومت از یک خاندان ظالم به خاندان ظالم دیگر در حال وقوع است و از سوی دیگر افکار انحرافی و غالیان در جامعه اسلامی رشد قارچ گونه ای دارند. این دوران نیازمند تدبیر ویژه است تا هم جلوی غلات گرفته شود و هم افکار انحرافی مجال رشد بیشتر نداشته باشند تا اسلام انحرافی را برای آیندگان به میراث بگذارند.
جامعه امام صادق(ع) و پدرش امام باقر(ع) به گونه ای توسط امویان آلوده به انحرافات و گرفتار توفانهای سهمگین شده بود که پیراسته شدن آن از شبهات و محتواهای انحرافی به مراتب مشکل تر از تشکیل حکومت می نمود. وجود شیعیان خاص و ارادتمندان به اهل بیت(ع) در این جامعه مملو از تلّی تعصبات قبیله ای و قومی و تحجرهای خوارجی مانند سوزنی در انبار کاه است.
ظلم بنی امیه باعث شده بود که مردم خسته از ستم حاکمان اموی شعار«الرضا من آل محمد» را نجاتبخش فرض کرده و حول آن جمع شوند. امام در این شرایط که عباسیان با نیرنگ و سوء استفاده از نام پیامبر توانسته بودند، افراد را دور خود جمع کنند باید گامی بر می داشت و این مردم نادان و خسته را آگاه کند اما مبارزه علنی در این شرایط نه تنها دستاوردی نداشت بلکه زحمات امامان پیشین را نیز به هدر می داد.
امام صادق با وجود ضعف حکومت اموی و درخواست شیعیان، برضد حکومت قیام نکرد. او درخواست‌های ابومسلم خراسانی و ابوسلمه را برای برعهده‌گرفتن خلافت رد کرد. امام صادق (ع) در قیام عمویش زید بن علی شرکت نکرد و شیعیان را نیز از قیام پرهیز می‌داد؛ بااین‌همه روابط حسنه‌ای با حاکمان زمان خود نداشت. او به جهت فشارهای سیاسی حکومت‌های اموی و عباسی از روش تقیه استفاده می‌کرد و به یارانش نیز چنین توصیه می‌کرد.
امام صادق(ع) باید از این فضای بازی که ایجاد شده بود و این خلا حکومت باید به نفع اسلام بهره می گرفت و تصویری دقیق از معارف اسلامی ارائه می داد و بین مسلمانان اعم از سنی و شیعه وحدت برقرار می کرد به همین دلیل برای اینکه نشان دهد مرزی در اسلام وجود ندارد هم خود در مساجد اهل سنت حضور می یافت و هم اصحاب خود را مکلف به حضور در نماز جماعت اهل سنت کرده بود تا الگویی برای همه زمانها باشند.
از اقدامات مهمی که پیشوای ششم شیعیان انجام دادند تاسیس حوزه علمیه و دانشگاه اسلامی بود که هریک از اصحاب را در رشته ای خاص تربیت می کرد و بنابر موضوع، در مناظرات حاضر می شدند و پاسخگوی شبهات بودند. لذا می بینیم هشام بن حکم و هشام بن سالم را در کلام و فقه، زراره را در تفسیر، جابر بن حیان را در شیمی، ابویزید بسطامی و ابراهیم بن ادهم را در عرفان تربیت می کند. کتاب‌هایی همچون توحید مفضل و رساله اهلیلجه و مباحثات آن حضرت با فرقه ملاحده و… نمونه‌هایی از محصولات این دانشگاه و مدرسه بزرگ است.
امام صادق(ع) در میان پیشوایان اهل سنت جایگاه والایی دارد بویژه ابوحنیفه و مالک بن انس که روایات زیادی را از این امام همام روایت کرده اند و حتی ابوحنیفه که خود از شاگردان امام صادق (ع) بود و بارها مشکلات و ابهامات علمی خود را برای چاره جویی نزد امام صادق (ع) می‌برد با اذعان به جایگاه علمی ایشان بیان کرده است که «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انّه اعلم الامه» هیچ کس را فقیه‌تر از جعفر بن محمد ندیدم و به درستی او اعلم‌ این امت است.
امام صادق(ع) به‌منظور ارتباط بیشتر با شیعیان، پاسخ به سؤالات شرعی آنها، دریافت وجوه شرعی و رسیدگی به مشکلات شیعیان، سازمان وکالت را تشکیل داد. فعالیت این سازمان در زمان امامان بعد گسترش پیدا کرد و در غیبت صغرا به اوج رسید. در زمان او فعالیت غالیان گسترش یافت. وی با اندیشه غُلُوّ به شدت برخورد و غالیان را کافر و مشرک معرفی کرد.
در عصر حاضر و دوران معاصر هم فقهایی چون آیت الله بروجردی بودند که تفکر تقریبی داشته و شیوه امام صادق(ع) را دنبال می کردند و می بینیم در زمان آیت الله بروجردی، علمای اهل سنت و شیعه باهم معاشرت داشتند به گونه ای که کرسی تقریب در زمان این زعیم حوزه علمیه قم در دانشگاه الازهر مصر که مظهر اهل سنت بود، بنیان گذاشته شد اما پس از رحلت آیت الله بروجردی متاسفانه این راهبرد دنبال نشد و حتی نماینده ایشان در مصر به ایران بازگشت.
هم اکنون که شرایط جهان اسلام دست کمی از دوران پیشوای ششم شیعیان ندارد و گروه های انحرافی از سنخ غلات مانند داعش پدیدار شدند و یا وهابیت در صدد زدودن آثار اسلامی و ارائه نسخه ای بدلی از اسلام همانند اسلام اموی است، باید مشی آن حضرت را دنبال کنیم و اولین گام در این راه، پرهیز از اختلاف و دامن زدن به مسائل حاشیه ای میان علمای اهل سنت و شیعه است. باید انسجام و اتحاد اسلامی را با روابط بیشتر و رفت و آمد علمای اهل سنت و شیعه بیش از گذشته نشان دهیم. همانطور که گفته شد گفتار، رفتار و سیره ائمه معصومین تنها برای دوران خود و یا اندکی پس از خود نبوده بلکه چراغ راهنمایی در همه اعصار و قرون است و امروز نیز به تبعیت از سیره صادقین(ع) نباید برای اسلام مرزی قائل شده و یا آن را به اسلام سنی و اسلام شیعه تقسیم کنیم بلکه همه مسلمانیم و دارای خدای واحد، پیامبر واحد، قبله واحد و قرآن واحد هستیم و همه حول یک محور و آن قرآن و توحید جمع شویم.
در مدرسه امام صادق(ع) به شدت کوشش می شد تا در کنار مراجعه به سنت به قرآن هم توجه عمیق صورت گیرد و قرآن تنها برای قرائت شدن نباشد بلکه محل رجوع تشکیل زندگی و تکوین برنامه های زندگی و فقه قرار گیرد و این امری است که باید به آن توجه کرد.
تمرکز بر قواعد فقهی نقطه ثقل مکتب امام صادق(ع) است و امروزه دانش قواعد فقهی باید به سمت شناخت هرچه بیشتر قواعد ناشناخته و بسیار گسترده مکتب امام صادق(ع) برود و این کار به نحوی بر زمین مانده است. شاید اگر دانش قواعد فقهی یکبار به سمت تحلیل مدرسه امام صادق(ع) داشته باشد، برود بتواند دستاوردهای بیشتری را دست یازد در حالیکه منظور از قواعد فقهی در جامعه امروزی بیشتر آن مسائلی است که خود را نشان داده است.
حرکات علمی امام صادق دستاوردهای درخشانی برای اسلام و بویژه تشیع داشت و از جمله آنکه توانست اسلام ناب را زنده کند و و این شاگردان امام صادق (ع) بودند که توانستند با استناد به سخنان ایشان اسلام واقعی را گسترش و آن را از انحطاط نجات دهند.
حوزه های علمیه امروز نباید منحصر به تربیت طلاب فاضل شیعه باشند بلکه به پیروی از امام صادق(ع) درهای خود را به روی اهل سنت بگشایند و ملجا و پناهی برای همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی و حنفی و مالکی و حنبلی باشند و اقتدار اسلام و حاکمیت آن بر ادیان پیشین را به اثبات رسانند.



همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar