شفقنا/ هزار سال پیش، ابوعلی(فرزند سینا) بیماران خود را با داروهای گیاهی درمان می‌کرد؛ اگر دانشمند ایرانی اینک زنده بود بی‌گمان زمزمه می‌کرد: خدایا مپسند که گیاهان دارویی از «بیماری بی‏‎آبی» بمیرند.
به گفته یکی از پرورش‎دهندگان گیاهان دارویی، اینک بزرگترین چالش پیش روی تولید این گیاهان، آب است؛ رودخانه‌ها (مانند زاینده‌رود) و آبخوان‌ها رو به خشکیدن می‌روند و سبب شده که تولید گیاهان دارویی دچار چالش شود و حجم تولید این گیاهان، هم‌راستا با ظرفیت‌ها نباشد.
در شمال نیز برخی شالیکاران گیلانی و مازندرانی به سبب کمبود آب، امسال شالیزار خود را خشک گذاشته‎اند و برنج نکاشته‌اند، به امید این که سال دیگر بارش‌ها بیشتر شود؛ با توجه به «فرابحران آب» شناخت روش‌هایی کشاورزی کم‌آبخواه، بسیار ارزشمند است و کشت برنج به روش خشکه‌کاری، یکی از این راهکارهاست.
کشت برنج در گیلان، پیشینه درازین دارد؛ گیلان و مازندران در مرتبه‎های نخست تولید برنج کشور ایستاده‎اند و اگر بناست این سنت دیرپای کشت ادامه یابد، چاره‎ای مگر جایگزین شیوه خشکه‎کاری به جای کشت غرقاب نیست.

همان‏گونه که برنج(پلو) همچو اسفنج، پس از خورده‌شدن، آب بدن انسان را می‎مکد، همین برنج، میان دیگر فرآورده‎های کشاورزی، نیاز به بیشترین آب دارد؛ ولی کشت برنج به روش خشکه‎کاری، یکی از راه‌های چیرگی بر کمبود آب است. از امتیازهای استفاده از این روش در شالیزارها می‌توان به کنارگذاشتن بخش تهیه خزانه، کاهش ۴۰ درصدی هزینه، کاشت مستقیم در گستره‌ای پهناور و با شتاب بالا اشاره کرد و نیز جلوگیری از هدررفت کود و کاهش ترکیبات سمی خاک و کاهش بیماری‎ها و خم‎نشدن ساقه برنج و کاهش کاربرد سم. ‏

همچنین در این شیوه از کشت، یک‎‌‎سانی در سبزشدن شالیزار دیده می‌شود و هنگام برداشت، امکان استفاده از کمباین فراهم است و مهم دیگر این که استفاده از نهاده‏‎ها با ۵۰ درصد صرفه اقتصادی همراه خواهد بود.

چرا برنج؟ ‏
شگفتا که کشت برنج، یک‌سوم زمین‌های زیرکشت بُن‌شن‌‌ها(غله) دنیا را اشغال کرده است. برنج در شمار فرآورده‌های کشت آبی است و حال که آب شیرین در جهان کیمیا شده، باز به شیوه کهن کاشته می‌شود. “آسیا” یک تنه، برآورنده برنج مورد درخواست جهان است. انگار مگر برنج چیزی برای خوردن وجود ندارد؛ بخش زیادی از انرژی مردم دنیا(۷ میلیارد تن) با برنج تامین می‌شود.
رحیم مرادی اخوت-کارشناس کشاورزی: «همان‎گونه که گفته شد در میان فرآورده‌های کشاورزی، برنج آبخورترین است. پیش از آن که در زمین شالی چیزی کاشته شود، باید زمین با آب بسیار زیاد، دگردیس به دریاچه شود و خاک‌اش مانند پنبه نرم شود تا بتوان در آن نشا کرد؛ در دوران داشت هم نیاز به آبیاری فراوان دارد.» ‏

‏«روشن است که در فرابحران آب، تولید چنین فرآورده‌ای پایدار نخواهد ماند و جو وگندم جایش را خواهد گرفت و برنج چنان گران خواهد شد که در شمار غذای دارامندان درخواهد آمد.»
«در این سال‎ها، هم‎راستا با کم‎آبی، پژوهش‎هایی در باره خشکه‎کاری برنج انجام گرفته که دارای امتیازهایی بسیار برتر نسبت به کشت سُنتی است و مصرف آب را تا ۸۰ درصد کاهش می‌دهد. به همان نسبت هم نیاز به کود کمتری خواهد داشت. با روش خشکه‎کاری، ویژگی‎های خاک شالیزارها بهبود خواهد یافت و شالیکار، چالش کمتری با بیماری‌های گیاهی و‌هامه(حشره‌ها) و آفت‎کش‎ها خواهد داشت؛ با خشکه‌کاری، امکان ذخیره آب برای کشاورزی در فصل کشت پاییز نیز فراهم خواهد ‎آمد.»‏

‏«از بایسته‎های خشکه‎کاری شالیزار این است که تابستان(پس از برداشت خوشه‌ها) زمین خشک، شخم اول بخورد. فصل شخم دوم(باز در وضعیت خشک) اردیبهشت تا خردادماه خواهد بود و سپس کوددهی زمین آغاز می‎شود و آنگاه زمان خیساندن ۲۴ ساعته بذر و کاشت بذر سر می‎رسد و آبیاری شالیزار ۳ تا ۴ روز پس از آن خواهد بود.»

‏کمربند سبز بی‌آب
سرانجام سال‌های سختِ تشنگیِ نیمی از مردمان ایران فرا رسیده و زنگ هشدار در ده‌ها شهر کشور شنیده می‎شود، پس چاره‎ای مگر خشکه‌کاری نیست. دیگر بحران آب، تنها ویژه قلمروهای جنوبی و کویری ایران نیست؛ کمربند سبز و باران‌زای شمال ایران نیز می‌رود که خشکسالی و تفتیدگی زمین را بیازماید. اینک دسترسی به آب آشامیدنی در چندین روستای مازندران سخت شده است. در روستاهایی که تا چندی پیش، آوای خوش چشمه‌ها و رودخانه‌های خروشان به گوش می‎رسید، اینک نشانگان کم‌آبی هویدا شده است.
رحیم مرادی اخوت: «هم‌جواریِ دریا و تشنگی، همخوان نیست ولی اینک چنین رخ داده است و دریانشینان بسیاری در مازندران تشنگی می‎کشند.»

«مردم برخی روستاها مانند قلعه‌سر، کوات و پِشِرت در روز تنها یکی دو ساعت به آب لوله‌کشی دست‌رسی دارند و برای دیگر نیازهای خود باید آب را در تانکر‌های پلاستیک و مخزن‌ها بیانبارند.»
«نمای روستاهای شمالی، همانند قلمروهای کویری نیست اما زمین و خاک و هوا آن‌ها رو به کویری‌شدن و کشاورزی و دامداری، رو به دگردیسی است. انگشت‌شمارانی که توان مالی دارند در تهیه آب‌خوردن مشکلی ندارند و تنها تهیدستان روستایی و کودکان‌شان هستند که افسوس دوران شکوفایی آب را می‏‎خورند.»‏
‏«اگر چشمه‌ای یافت شود، چنان در آبرسانی به مردم کم‎توان است که بسیاری از مردم برتری می‌دهند چشم به راه به جریان افتادن آب در لوله‏کشی بمانند که در رخصت یک‎ساعته، کمی آب ذخیره کنند.»‏

اقیانوس بی‌آبی
در همه جهان، جنبش جایگزینی به راه افتاده است. در اسپانیا دشت پربادخشک دیروز را دیگر کسی به یاد هم نمی‎آورد. گروهی از تولیدکنندگان فرآورده‌های کشاورزی در هزاران هکتار از یک دشت پرباد و بی‎درخت در اسپانیا، با ایجاد سقف و دیوار نایلونی، جلوی نور سوزان خورشید و وزش باد و بخارشدن آب را گرفته‎اند و با آبیاری چکه‌ای(و بدون تماس گیاه با زمین) به شکل ستونی، به پرورش گوجه‌فرنگی و صیفی می‌پردازند تا جایی که توانسته‌اند تامین‎کننده تره‎بار بازار اروپا شوند.
زمین سرریز آب است؛ در بیشتر بخش‌های کره خاکی، آب به چشم می‌خورد و تنها چند تکه خشکی(بسان جزیره‌هایی) سر از آب بیرون کرده است؛ با این همه، انسان بر روی زمین با لیوانی تهی در دست، بی‌آب مانده است. ‏
انسان در جستجوی آب، موشک به کهکشان می‌فرستد ولی از شیرین‌کردن انبوه اقیانوس‌های آب ناتوان است و با آن که فرمولش را بلد است، نتوانسته آب شیرین تولید کند. امروز لیوان بیش از یک میلیارد تن از مردمان جهان از بی‌آبی ترک برداشته است و ۷ میلیارد جمعیت زمین، با هراس، لیوان آب خود را به دهان نزدیک می‌کنند مبادا که فردا آبی برای نوشیدن نباشد.‏

نیمی از مردمان جهان برای انجام کارهای ساده روزانگی(دوش‎گرفتن- نوشیدن- شست‌شو- آشپزی) به آب شیرین بسنده، دسترسی ندارند؛ چشم‌اندازها نیز از چهارسو بیابان است و تا چشم کار می‌کند، بی‌آبی دیده می‌شود و آن‌چه تنها به‌چشم می‌آید سراب است زیرا آب شور به درد انسان نمی‎خورد.‏
کمبود آب شیرین، اندامگان بدن را دچار بیماری می‌کند؛ اما ماجرا تنها این نیست؛ هنگامی که سخن از آب آشامیدنی‌ست، سخن(نه تنها در باره نوشیدن) بلکه از کل زندگی‌ست؛ زیرا تنها آب آشامیدنی‌ست که کاربرد دارد و انسان می‌تواند با آن به بهداشت خود برسد، غذا درست کند، بشوید، کشت-و-کار کند و گلدانِ سبزیِ مهتابی‌اش را آب دهد.‏

شُوندها و چرایی
ایران را از جهان جدایی نیست؛ هما‎ن‎گونه که اگر نسیمی در جهان بوزد شش‌های مردمان ایران‌زمین هم آن را فرو خواهند داد، توفان سهمگین بی‌آبی اگر در جهان راه بیفتد، زندگی ایرانیان را نیز درهم خواهد نوردید؛ به ویژه این که ایرانی، در این چند دهه، نشان نداده است که ره‌بان آب از گزندهاست.‏
ایرانیان در بهره‌برداری از آب، همه استانداردهای جهانی را زیرپا گذاشته‌اند و هر سال ۱۱۰درصد از آب‌های نو-شونده(تجدیدپذیر) خود استفاده می‌کنند؛ حال آن که بر پایه سنجه‌های سازمان ملل، هر کشور در سال باید کمتر از ۲۰درصد از ذخیره‌گاه‌های آب‌های نو-شونده خود بهره‌برداری کند؛ خط سرخ استفاده از آب‌های نو-شونده ۴۰درصد است و اگر کشوری ۸۰درصد از ذخیره‌گاه‏‎های آب‌اش بردارد، درگیر فرابحران آب است! ‏
رحیم مرادی اخوت: «بی‌گمان گوش ایرانیان پس از شنیدن زنگ کم‌آبی، به مغز هشدار می‎دهد که فرمان کم‌کردن فشار شیر آب را بدهد؛ اما شیرهای آب همچنان، دوبرابر گذشته فوران می‎زند و دلوهای بیشتری از سفرهِ آبخوان‌های نیم‎خشک، آب بر می‎دارد.»
«مدیریت ناکارا نه این که کاری نمی‎کند بلکه آسیب‌رسان است. آسیب‎های واردشده از سوی انسان به زیستگاه‌ها، جنگل‌ها، آب‌خوان‌ها، هدررفت آب، مدیریت‌‌ به دور از دانش روز و بهره‎برداری ناعلمی مردم را نیز نباید نادیده گرفت.»

«یکی از سبب‌های کمبود آب این است که سازمان محیط‌زیست در کشور، اسمی حضور دارد نه رسمی؛ و برآوُردهایش از وضعیت جغرافیایی، از نیروی اجرایی برخوردار نیست و حتی گوش شنوا ندارد.»
‏«چه کسی در دوران کمبود آب، به جای شهرهای دارای رودخانه دارای آب، در دل شهرهای کویری، پروانه ساخت کارخانه نیازمند آب فراوان را می‎دهد؟ شهرهایی که برای برآوردِ آب شیرین خود، نیازمند وارد کردن آب‌اند!»

شهرهای بینا رودخانه‎ای
در قدیم به برخی شهرها هم می‌گفتند آبادی. آیا اینک به شهرهایی در جهان که کودکانش در «بی‎آبی» می‌سوزند، می‎توان گفت آبادی؟
کودکان در بی‌آبی(به سبب بدن نازکِ خود) بیشترین چوب را می‌خورند و بیشترین درد را می‌کشند؛ هر سال بیش از ۲ میلیون تن(بیشتر کودک) به سبب شکم‌روی و وبا در می‌گذرند.
گفتنش چه آسان است که هر سال۲۰۰هزار تن در هند به سبب نبود دسترسی به آب پاکیزه در می‎گذرند که بیشتر کودک‌اند. ‏

رحیم مرادی اخوت: «بنگلور(هندوستان) آب آشامیدنی پاک برای در اختیارگذاشتن به شهروندان خود ندارد. آب دریاچه‌های بنگلور نیز به درد تشنگان نمی‌خورد. از ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون مردم هند، ۶۰۰میلیون با کمبود شدید آب رو-به-رویند و موجودی آبخوان‎های ۲۱ شهر تا سال ۲۰۲۰ صفر می‎شود.» ‏

شیلنگ پرآب در دست باغبان‌ها، شهروندان تهرانی را شگفت‎زده می‎کند؛ آیا تهران در زمینه آب، در فرابحران بسر می‌برد؟ تهران برای استفاده هرچه بیشتر آب از رو زمین(سطحی) به زیرزمین(آبخوان) رفته است؛ پایتخت ۸٫۵ میلیونی چمن‌فرش‌شده، آبخوان‌هایش دیرزمانی‌ست که هم کاهش یافته و هم آلوده شده است و همزمان این ابرشهر، رکوردار استفاده از آب شیرین است. در دیگر شهرهای ایران نیز آوای دلوهای تهی از ته چاه‌ها شنیده می‌شود.

«آب» گرچه کُند ولی می‎رود که در جهان، بهای زر یابد. هوا هرروز گرم‌تر و نیاز به آب بیشتر می‌شود؛ اینک درخواست‌های آب، دوبرابر آب شیرین موجود در جهان است؛ تا سال ۲۰۲۵ م هم چندان نمانده است که دو سوم مردمان جهان دچار کمبود آب خواهند بود. ‏
بسیاری از کشورها «بینا-رودخانه‌ای» هستند (مانند وابستگان به فرات و دجله) و تنش میان آنان، زمستان و تابستان نمی‌شناسد و به هر روز رسیده است. ‏
روستاییان در حال فروش دام‌های خود و کوچیدن به شهرند؛ کشاورزان هر روز ندارتر می‌شوند؛ میراث شوروی پیشین برای چند کشور آسیای میانه، مگر فرآورده‌های کشاورزی(مانند برنج) نیست که آن‎هم با چالش همراه است.
امید کشورهای تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان به آمو دریا و سیر دریا بود که هر دو به سوی خشکیدن پیش می‎رود. سهم‌خواهی این کشورها از آب این رودخانه‌ها، میان‌شان یک تنش همیشگی ایجاد کرده و تاجیکستان از سازمان ملل خواستار کمک شده است.‏

نوار طلایی ‏
نوار ساحلی تایلند تمام‎شدنی نیست اما آب شیرین‌اش چرا. تایلند یکی از بزرگترین صادرکنندگان برنج جهان است و نیاز-زیستی(معاش)کشاورزان تنگدست‌اش به سرگذشت برنج پیوند خورده است.
نزدیک به ۸ میلیون هکتار از زمین‌های کشاورزی برنج تایلند به خشکی نشسته و امکان کاشت نیست. در تایلند در موسم بارش‌ها باران زیاد می‎بارد؛ با این همه، اینک جشن سونگ‎کران(آبپاشی به هم) به سبب نبود آب، از یک‎هفته به یکی دو روز رسیده است. ‏

آب دریاچه کشور چاد که برآورنده آب برای ۲۰ میلیون تن در ۶ شش کشور شمال آفریقاست، در این ۴۰ سال تا ۹۵ درصد، کاهش نشان می‌دهد. ‏

رودخانه «ریوگراند» که همیشه از زمین‎های خشک در مرز مکزیک و آمریکا راهی دریا بود، در این سال‌ها در نیم‌راه از رهسپاری باز می‌ماند و می‎خشکد و به دیدار دریا نمی‌رسد.

آب در پکن رو به آلودگی فزون‎یابنده است و هر شهروند بیش از ۱۰ برابر سهم‎اش آب استفاده می‌کند. شهرهای چین نیز رو به ناآبادی‌اند؛ در بسیاری از روستاهای آن کشور تولید صنایع بومی به سبب کمبود آب خوابیده است و مردم، یگانه درآمد خود را از دست داده‌اند. پکن ناچار دیده است برای کاهش استفاده آب، بهای آن را برای شهروندانش بالا ببرد. چین با داشتن بیشترین جمعیت جهان، کمترین آب شیرین را در اختیار دارد.

جاکارتا(اندونزی) مانند بسیاری از شهرهای کرانه‌ای، با بالازدن آب دریاها رو-بروست. آنان مدام چاه می‌کنند تا چکه‌های بازپسن آب پاک را از ته زمین بردارند. ‏
استانبول(ترکیه) با ۱۴ میلیون تن جمعیت در وضعیت «هشدار کمبود آب» قرار دارد؛ این کشور در میان کشورهای رو به پیشرفت جهان، رکورد دار استفاده از آب آشامیدنی‌ست.‏

در سریلانکای تهیدست، مردم ناچارند برای آب‎خوردن خود پول بالایی بپردازند؛ برخی دیگر از کشورهای بی‌آب از سرِ درماندگی نمی‌دانند که آب کشاورزی وارد کنند یا کشاورزی خود را بخوابانند و از خارج، میوه و سبزی و خوراک بخرند؛ اما با کدام پول؟



همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرین خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar