دوات آنلاین/دختر 3 ساله ماجرای ارتباط مادرش با مرد غریبه را فاش کرد.
بهار، ۲۴ ساله در حالی که در مقابل قاضی دادگاه خانواده اشک می‌ریخت گفت: در دانشگاه با پسری به نام امید آشنا شدم در این میان فقط شقایق که یکی از دوستان صمیمی ام بود از این ارتباط خبر داشت و من همه چیز را برای او تعریف می کردم.
این زن ادامه داد: قرار بود بعد از فارغ التحصیلی امید به خواستگاری ام بیاید و ما با هم ازدواج کنیم اما در روزهای آخر امتحانات پسر یکی از دوستان پدرم مرا خواستگاری کرد و من هم که او را کاملاً می‌شناختم پاسخ مثبت دادم و زندگی ما آغاز شد.
وی ادامه داد: فرشاد مرا خیلی دوست داشت و من هم به زندگی‌ام عشق می‌ورزیدم. سال گذشته وقتی دخترم به دنیا آمد، همسرم یک گوشی هوشمند به عنوان «هدیه» برایم خرید. عضو یکی از شبکه‌های اجتماعی تلفن همراه شدم. در همین روزها شقایق به سراغم آمد و صحبت ما به خاطرات گذشته و همکلاسی‌های دانشگاه کشیده شد. آن روز شقایق شماره تماس امید را به من داد و گفت: این خیلی بی‌معرفتی است که تو با او ازدواج نکردی، او هنوز مجرد است حداقل با او تماس بگیر و عذرخواهی کن!!
بهار بیان کرد: با گرفتن آن شماره ارتباط من و امید شروع شد. ارتباط ما فراتر از تماس تلفنی می‌رفت و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می شدیم تا جایی که امید در غیاب شوهرم به خانه ما می آمد و با یکدیگر خلوت می کردیم.
وی ادامه داد: اوضاع به همین شکل ادامه داشت تا اینکه روزی دخترم به پدرش گفت: چرا زمانی که تو در خانه هستی عمو امید به اینجا نمی آید؟ او فقط زمانی می آید که تو اینجا نیستی.
زن جوان گفت: حرف‌های دخترم سبب شد همسرم به من شک کند. فرشاد از من شکایت کرد و حقیقت فاش شد اکنون نمی دانم چه بگویم چرا که قصد من به هیچ وجه خیانت نبوده است.