گنجی در میان ویرانه !
1398/03/13 - 14:45
6
1398/03/13 - 14:45
ايسنا/ ۱۱ساله بود و با پدر و مادرش در جايي که حتي شبيه خانه هم نبود و به دخمهايي ميمانست زندگي ميکرد؛ اما پر بود از رويا....
پدر دخترک هپاتيت داشت، مادر هم ام اس! هر دو ناتوان از کار و اداره زندگي خانواده سه نفريشان.
روياي رويا، رسيدن به کسوت پزشکي بود؛ تا روپوش سفيدش را بپوشد و پدر و مادر را خودش درمان کند.!
رويا، روياهاي کوچکتري هم داشت؛ اينکه گريه ي مادر را نبيند؛ اينکه او هم مثل بچه هاي ديگر، حوالي نوروز لباسِ عيد بخرد و پاي هفت سين بنشيند؛ اينکه .....
رويا در پسِ تمام آرزوهاي کوچکش، نگاهي عميق داشت و لبخندي هميشگي برلب؛ لبخندي شيرين و واقعي و غبطه برانگيز ...
رويا بي اغراق گنجي بود در ويرانه ايي! که نامش را خانه گذاشته بودند...
کاش در گير و دارِ زندگي هامان، روياها را فراموش نکنيم.
















