دنیای اقتصاد/ بازارهای داخلی در دومین ماه تابستان گرچه مسیر ماه‌های قبل را ادامه دادند، اما جنس نوسان قیمتی بازارها متفاوت بود. شاخص کل بورس تهران در مسیر پرشتاب صعودی خود در مرداد نیز رشد ۵ درصدی را به ثبت رساند. شاخص کل‌هموزن با اثرگذاری یکسان نمادها، رشد ۲۰ درصدی را تجربه کرد. برخلاف ماه‌های گذشته که اتفاق نظر بر ارزندگی سهام وجود داشت شدت تقابل نظرات درخصوص حباب قیمتی یا ارزندگی سهام به اوج خود رسید. در این میان رالی کوچک‌ترهای بورسی نیز مباحث پیرامون حباب قیمتی در این نمادها را بیش از پیش تشدید کرد. اما بازار دلار جهت خلاف بورس را که مسیری صعودی داشت در پیش گرفت. دلار به حرکت در مسیر نزولی همچون ماه‌های قبل ادامه داد؛ به گونه‌ای که برخی وضعیت بازار را این‌گونه توصیف می‌کردند؛ انجماد ارزی در میانه تابستان. مهم‌ترین شاهد این توصیف ثبت رکورد نزولی و پایین‌ترین درجه انحراف معیار بود. انحراف معیار دلار نسبت به میانگین ماهانه به ۱۶۷ تومان رسید که کمترین میزان از اسفند ۹۶ بود. دلار در مرداد افت ۵ درصدی را تجربه کرد. نزول و کاهش شدت نوسان ارزی اثرات خود را در بازار سکه نیز منعکس کرد و با وجود رشد ۵ درصدی قیمت طلا در بازار جهانی اما سکه نیز افت ۸/ ۱ درصدی را در مرداد تجربه کرد.


شاخص کل بورس تهران در مرداد بازدهی بیش از ۵ درصدی را به ثبت رساند. دماسنج بازار سهام در پنجمین ماه سال نیز رویه صعودی خود را حفظ کرد. ماه گذشته بر شدت تردیدها درخصوص ارزندگی سهام افزوده شد با این حال بازار سهام دومین ماه داغ سال را نیز با بازدهی مثبت قابل توجه به پایان رساند. به این ترتیب بازدهی از ابتدای سال شاخص بورس به ۴۹ درصد رسید. هراس بازار جهانی از احتمال وقوع رکود سنگین و ریزش قیمتی کالاها به اوج رسید و اثرات آن در افت قیمتی سهام کالایی در بورس تهران منعکس شد. علاوه بر این بر میزان تردید از احتمال تشکیل حباب قیمتی در سهام افزوده و شائبه تقویت حباب قیمتی در سهام کوچک‌تر بیش از همیشه تقویت شده است با این حال کوچک‌ترها نقش موثری در رشد شاخص بورس تهران داشتند. در این خصوص رشد ۲۰ درصدی شاخص کل هم‌وزن با اثرگذاری یکسان نمادها می‌تواند علت طرح چنین موضوعی را روشن سازد. نمادهای بازار پایه نیز بیش از همه در مظان اتهام قرار دارند و میزان هشدارها درخصوص سهام زیرمجموعه این بازار و تشکیل حباب قیمتی در این نمادها به اوج خود رسیده است. در چنین شرایطی صعود بورس برخلاف ماه‌های گذشته که تقریبا دلایل مشخص برای آن وجود داشت با جنسی متفاوت رقم خورد.

رکود کالایی‌ها، جهش کوچک‌ترها
تزلزل قیمت‌ها در بازار جهانی گرچه بر سهام کالایی فشار وارد کرد؛ اما مانع صعود بورس نشد. با نگاهی به بازدهی ۲۰ درصدی شاخص کل هم‌وزن می‌توان به علت رشد شاخص کل بورس تهران با وجود درجا زدن بزرگان بازار پی برد. کالایی‌ها تا بیش از ۵۰ درصد از ارزش بورس تهران را به صورت مستقیم و غیرمستقیم (از طریق شرکت‌های سرمایه‌گذاری و هلدینگ‌ها) در اختیار دارند و در چنین شرایطی اهمیت نوسان قیمتی این نمادها برای شاخص کل بورس (با اثرگذاری وزن شرکت‌ها) مشخص می‌شود. از سوی دیگر در محاسبه شاخص کل هم‌وزن، اثر ارزش بازار شرکت‌ها لحاظ نشده است، در نتیجه می‌توان اثر رشد قیمتی سهام شرکت‌های کوچک‌تر را در رشد شاخص کل بورس تهران بیشتر متوجه شد.

موارد متعددی برای توجیه رشد قیمتی کوچک‌تر‌های بازار می‌توان نام برد. درجا زدن و نزول قیمتی سهام بزرگان کالایی بازار را در چرخش نقدینگی به سمت سهام دیگر شرکت‌ها که فروش آنها رابطه مستقیمی با بازار جهانی ندارد می‌توان موثر دانست. علاوه بر این سایر بهانه‌ها با پشتوانه منطقی و غیرمنطقی نیز در رشد قیمتی سهام بی‌تاثیر نبوده است. نکته نگران‌کننده در این میان نگرانی از تشکیل حباب قیمتی در سهام شرکت‌هایی است که برآورد دقیقی از شرایط نداشته و تنها به پشتوانه پول‌های داغ در حال ثبت رشدهای افسار‌گسیخته هستند. در جدولی که روز چهارشنبه در گزارشی با عنوان «هواشناسی بورس در قله جدید» درج شده بود میزان رشدهای هیجانی صنایع کوچک‌تر آورده شد. نمی‌توان درخصوص ارزندگی یا تشکیل حباب قیمتی در سهام این شرکت‌ها اظهارنظر دقیقی داشت، اما میزان رشدهای افسارگسیخته هشداری برای چنین نمادهایی محسوب می‌شود. برخلاف تصور برخی از معامله‌گران که رشدهای پرشتاب قیمتی را دلیلی برای خرید سهام می‌دانند دقیقا باید پس از چنین رشدهایی به ماهیت روند قیمتی سهم شک کرد و اگر دلیلی قدرتمند در حمایت از سهام یافت نشود باید نسبت به آینده هراس داشت.

در گزارش‌های هفته قبل با عنوان «چهارضلعی نوسان‌ساز سهام» به بهانه‌ها و بعضا دلایل منطقی برای نوسان قیمتی سهام اشاره شده بود. برای نمادهای کالایی همچنان رویه قیمت کامودیتی‌ها در بازار جهانی مهم‌ترین اثر را بر سودآوری و در ادامه قیمت سهام این شرکت‌ها دارد. کالایی‌ها از معدود شرکت‌هایی هستند که همچنان تنها به پشتوانه عوامل بنیادی مانند سودآوری نوسان می‌کنند. در چنین شرایطی نوسان قیمتی کالاها در بازار جهانی، روند نرخ دلار و همچنین آخرین آمار از فروش شرکت‌ها می‌تواند در نوسان قیمتی سهام این گروه موثر واقع شود. در هفته‌ جدید، گزارش مرداد ماه این شرکت‌ها منتشر می‌شود و می‌تواند بر رویه قیمتی سهام موثر باشد. رشد قیمتی سهام بسیاری از شرکت‌های کوچک و غیرکالایی بعضا از محدوده حمایتی سودآوری خارج شده است البته این موضوع را نمی‌توان به تمامی شرکت‌ها نسبت داد، در چنین شرایطی عملکرد ماهانه شرکت‌ها همچنان می‌تواند بر روند قیمتی سهام موثر باشد. تحلیل‌های کیفی بدون محاسبات دقیق ارزش‌گذاری سهام برخی از شرکت‌ها را وارد منطقه حباب ساخته است و در نقطه مقابل همین تحلیل‌ها باعث شده سهام برخی از شرکت‌ها در سطوح کمتر از ارزش ذاتی قرار داشته باشند.

استقبال کوچک‌ترها از حباب قیمتی؟
از میانه‌های تیر به‌تدریج احتمال تشکیل حباب قیمتی در سهام از سوی قشرهای مختلف مطرح شد. عمده تحلیل‌ها که از حباب در سهام خبر می‌دادند ریشه در الگوهای تاریخی داشتند. در این میان گرچه تردید درخصوص ارزندگی سهام تقویت شد با این حال شاهد رشد قیمتی نمادهای مختلف بودیم. در شرایط کنونی احتمال تشکیل حباب قیمتی تقویت شده است. با این حال همان‌طور که در گزارش‌های «دنیای اقتصاد» در مرداد نیز مطرح شد این حباب را نمی‌توان به کل بورس تهران نسبت داد و باید با دقت بیشتری به سهام شرکت‌ها پرداخت. جهش‌های قیمتی سهام کوچک‌تر تنها به زیرمجموعه‌های بازار پایه محدود نمی‌شود و شرکت‌های کوچک زیرمجموعه بورس و فرابورس وجود دارند که پس از جهش چند صد درصدی احتمال تشکیل حباب قیمتی را تقویت کرده‌اند. گرچه در شرایط کنونی همچنان بسیاری از معامله‌گران اشتیاق وصف‌نشدنی از خود برای حضور در سهام این شرکت‌ها نشان می‌دهند با این حال هرچه بر میزان رشد قیمتی این نمادها افزوده می‌شود وضعیت برای آنها شکننده‌تر شده و به این ترتیب تلنگری برای سقوط قیمتی سهام آنها کافی خواهد بود.

البته نمی‌توان این احتمال را رد کرد که قدرت نقدینگی می‌تواند همچنان از سهام این شرکت‌ها حمایت کند. با این حال باید به علت حضور نقدینگی داغ در سهام این شرکت‌ها توجه داشت. این جنس نقدینگی برای کسب سود حداکثری در کمترین زمان ممکن در سهام حضور پیدا کرده است و متاسفانه به دلیل معاملات سهام در یک سال اخیر (رشدهای پرشتاب به واسطه جهش دلار و تورم افسارگسیخته در اقتصاد کشور) این موضوع به الگوی ذهنی برای معامله‌گران تبدیل شده است. همین موضوع می‌تواند علت شکننده‌ بودن سهام برخی از شرکت‌ها را مشخص کند. سهام این شرکت‌ها به پشتوانه قدرت نقدینگی و در حالی‌که عرضه سهام محدود بوده رشدهای بدون پشتوانه‌ای را تجربه کرده‌اند، حال اگر بهانه‌ای برای داغ کردن دوباره سهام وجود نداشته باشد در نتیجه احتمال درجای قیمتی بالا می‌رود. در چنین شرایطی و با الگوی ذهنی فعلی معامله‌گران می‌توان تکرار همین رویه را در نزول سهام نیز انتظار داشت. در چنین شرایطی انتظار برای خروج نقدینگی از سهام با همان شتابی که به سهم وارد شده، تقویت می‌شود و سقوط سهام را رقم می‌زند.

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

بلد
بلد آگهی