12418 0 نظـــــــر  

ايسنا/ باربارا اسلاوين، روزنامه‌نگار آمريکايي ١٢ سال پيش به ايران آمد و در آن سفر گفت‌وگويي با اکبر هاشمي‌رفسنجاني داشت؛ گفت‌وگويي که حالا بخش‌هايي از آن را در سايت المانيتور بازنشر کرده و به بيان برخي از روايت‌هاي آن ديدار پرداخته است.

به گزارش ايسنا، روزنامه «شرق» مي‌افزايد: او از خوشرويي هاشمي گفته و عزم راسخش در ترميم روابط ايران و غرب. او را قهرمان نگاه معتدل در ايران دانسته و معتقد است که حالا بار اين مسئوليت بر دوش حسن روحاني و ديگر ميانه‌روها در ايران افتاده است. او همچنين تأکيد کرده که هاشمي در روزهاي دشواري از تاريخ ايران از اين دنيا رفت و بدون‌شک حضورش چه در بلندمدت و چه در کوتاه‌مدت تأثير شگرفي بر تاريخ سياسي معاصر ايران خواهد داشت. اين روايت در ادامه مي‌آيد:

«همه چيز درباره مصاحبه‌اي که ١٢ سال پيش با هاشمي‌رفسنجاني انجام دادم، فوق‌العاده بود، از مخالفت‌کردن برخي همراهان هاشمي گرفته که بايد مجوز اين گفت‌وگو را مي‏‌دادند تا کنترل امنيتي دقيق پيش از ملاقات در دفتر رئيس‌جمهوري اسبق ايران. در غروب يک روز سرد زمستاني در فوريه سال ٢٠٠٥، (زمستان ١٣٨٣) هاشمي‌رفسنجاني در حال برنامه‌ريزي براي يک بازگشت سياسي ديگر به قدرت بود. او تصميم گرفته بود به جهانيان و مردم ايران پيام پايان رابطه خصومت‌آميز با آمريکا را مخابره کند. وضعيتي که به باور او، به برد انتخاباتي‌اش در انتخابات رياست‌جمهوري سال بعد کمک مي‌کرد.

گفت‌وگو با خبرنگار بخش ديپلماسي «USA Today» به توصيه مشاوران او مي‌توانست در تحقق اين هدف مؤثر افتد. حسب اتفاق آن روزها من خبرنگار ديپلماسي اين رسانه بودم. يکي از جملاتي که از مصاحبه با او به ياد دارم اين بود که گفته بود: «تنها دليلي که من امروز اينجا روبه‌روي شما آماده گفت‌وگو نشسته‌ام، اين است که ما هيچ تفاوتي با مردم آمريکا نداريم».

پيش از آغاز ارتباط رسمي ايران و آمريکا، آمريکايي‌ها بايد براي آزادسازي دارايي‌هاي ايران به دنبال آزاد‌سازي گروگان‌ها اقدام مي‌کردند، هاشمي آن‌موقع مي‌گفت طرف آمريکايي بايد نشانه مثبتي از خود نشان دهد تا ما بتوانيم به صداقت آنها باور داشته باشيم. مهدي، يکي از پسران هاشمي‌رفسنجاني، در ديداري پيش از انجام مصاحبه با پدرش، بسيار صريح و شفاف بود. هرچند حوادث در ايران اغلب پيش‌بيني‌ناپذير است؛ به اين معنا که با وجود آنکه رفسنجاني در دور نخست کارزار انتخاباتي پيروز ميدان بود و به دور دوم رسيد اما در دور بعدي به بازيگر سياسي پوپوليستي مانند احمدي‌نژاد باخت، مردي که به مراتب ديدگاه‌هاي مواجهه‌اي بيشتري به ارتباط ايران با آمريکا و به طور کلي جامعه بين‌الملل داشت.

گرچه در انتخابات سال ٢٠١٣ اين بار حسن روحاني از شاگردان هاشمي توانست پيروز ميدان شود؛ آن هم پيش از آغاز مذاکرات کاربردي ايران و آمريکا بر سر توافق هسته‌اي، توافقي که مسير ارتباطي براي آينده دوجانبه شکننده ميان دو کشور به وجود آورد. هاشمي‌رفسنجاني آمريکا را به جزء مي‌شناخت. پيش از انقلاب اسلامي ايران در سال ٥٧، هاشمي براي ديدار با برادرش محمد که دانشجوي دانشگاه برکلي بود، به آمريکا سفر کرده و گوشه و کنار آمريکا را ديده بود. محمد هاشمي به خوبي انگليسي حرف مي‌زد و يکي از افرادي بود که من را پيش از انجام مصاحبه با برادرش ملاقات کرد و اما ديگر افرادي که آن موقع در حلقه همراهان هاشمي بودند؛ حسين موسويان، کارشناس ارشد شوراي عالي امنيت ملي، محمد عطريانفر، حسن روحاني و پسر رفسنجاني.

مصاحبه با رفسنجاني درست ساعاتي پيش از آن اتفاق افتاد که من چندروزي خروجم از ايران را به تعويق انداخته و البته در آستانه ترک ايران بودم. از آنجا که برخي نيروهاي امنيتي اطراف هاشمي در بمب‌گذاري صورت‌گرفته به وسيله مجاهدين خلق (منافقين) کشته شده بودند، شرايط امنيتي اطراف او شديد بود و حتي براي بردن دستگاه ضبط صوت کوچک به داخل جلسه، بحث در گرفت. با اين‌حال در جلسه، هاشمي‌رفسنجاني گشاده‌رو با لبخندي بر چهره و به‌وضوح خرسند از مواجهه‌اي نادر با يک خبرنگار آمريکايي، ميزبان خوبي بود. هاشمي البته مي‌دانست که نظراتش در تأييد مردم آمريکا و نقد سياست‌هاي دولت آمريکا به سرعت به داخل ايران کمانه خواهد کرد. اما درست چند روز پيش‌تر، جورج دبليو بوش، رئيس‌جمهوري وقت آمريکا که در سال ٢٠٠٢ ايران را در کنار کره شمالي و عراق محور شرارت ناميده بود، دور تازه‌اي از حضور در قدرت را با شعار مبتني‌ بر دموکراسي‌خواهي آغاز کرده بود، با تأکيد بر اينکه اگر شما براي آزادي‌تان برخيزيد، آمريکا در کنار شما خواهد ايستاد.

در همان حال کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه بوش در نخستين سفر کاري‌اش به خارج از کشور، مسائل حقوق بشر در ايران را منفورشده ناميده و به ايران در زمينه ساخت سلاح هسته‌اي هشدار داده بود. اين در حالي است که رفسنجاني همه اين ادعاها را رد کرد و آنها را بي‌معنا و حرف درشت و بي‌فايده دانست. علاوه بر اينکه اضافه کرد ايران هيچ‌گاه از سلاح‌هاي هسته‌اي استفاده نخواهد کرد و به همين خاطر آنها هيچ سودمندي براي ما نخواهند داشت.او به خوبي و نيکي از جامعه و مردم آمريکا ياد مي‌کرد، اما سخن‌ گفتن از دولت و سياست‌ورزي در آمريکا مسئله ديگري بود. هاشمي مي‌گفت اين شبيه يک دايناسور است، با مغزي کوچک و بدني سنگين. فحواي بيانش دولت آمريکا بود. دولتي که دو سال پيش به عراق حمله کرده بود و درعين‌حال در جنگ هشت‌ساله ايران و عراق حدفاصل ١٩٨٠ تا ١٩٨٨ دست به حمايت از دولت عراق زده بود.

به باور هاشمي اين دولت بازيگر بي‌منطق و خطرناکي بود که سنگيني وزنش را به اطراف مي‌انداخت بي‌آنکه متوجه تبعات آن باشد.بااين‌حال به خاطر قدرت اقتصادي آمريکا در نظام بين‌الملل و توان نظامي اين کشور، هاشمي‌رفسنجاني ترويج‌گر ترميم شکاف ميان دو کشور شده بود؛ با فهم اين نکته که ايران هيچ‌گاه بدون ترميم رابطه با واشنگتن به شکوفايي درستي دست نخواهد يافت، اما ديگر اجزاي حکومت در ايران آمريکا را شيطان بزرگ مي‌دانند و تأکيد دارند که ايران بايد اصول انقلابي خود را حفظ کند.حالا با رفتن هاشمي، کار حفاظت از توافق هسته‌اي و توسعه روابط ايران و واشنگتن به دوش حسن روحاني و ديگر پرورش‌يافتگان مکتب هاشمي مي‌افتد. از جمله ديپلمات کهنه‌کار و البته وزير امور خارجه وقت ايران، «محمدجواد ظريف».

برخي تحليلگران ايراني بر اين باورند که در کوتاه‌مدت، مرگ هاشمي‌رفسنجاني مانعي بر سر انتخاب مجدد روحاني در انتخابات رياست‌جمهوري پيش‌رو نخواهد بود و حتي شانس او را در پيروزي در اين انتخابات توسعه خواهد داد، از آنجا که اين روزها به‌درستي ايرانيان به سوگ معلم رئيس‌جمهوري کنوني‌شان نشسته‌اند، اما در بلندمدت، براي روحاني و ديگر چهره‌هاي عمل‌گراي سياسي مشکلاتي به وجود خواهد آمد؛ به‌ويژه در برقراري ارتباط آتي با آمريکا. با نوسازي برند پيشين خود، هاشمي توانست برنده انتخابات مجلس خبرگان رهبري شود. همچنين با در نظر گرفتن رابطه تنگاتنگ هاشمي با روحانيت، بدون‌شک حضور او مي‌توانست در آينده سياسي ايران تأثير مثبتي داشته باشد، اما حالا رقباي قديمي او ديگر هيچ نگراني‌اي بابت وزن سياسي و تأثيرگذاري‌هاي آتي او نخواهند داشت.

بايد ديد آيا دونالد ترامپ، رئيس‌جمهوري آمريکا، به حفظ توافق هسته‌اي پايبند خواهد بود؟ آيا او به دنبال مواجهه با ايران است و اينکه آيا ايران قصد دارد طرف آمريکايي را برانگيزاند يا نه؟‌ اگر رفسنجاني زنده بود، او به‌طورقطع به فکر راهي براي تأثيرگذاري بر اين حوادث بود، اما حالا صداي اين روحاني زيرک براي هميشه بي‌صدا شده است.»



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد

12418 0 نظـــــــر