18122 73 نظـــــــر  

الف/ المانيتور در مطلبي به قلم علي هاشم نوشت: از دفتر رياست‌جمهوري ايران در مرکز شهر، پياده ۶ دقيقه راه است تا برسي به ميدان حرّ، که تنديسي از يک جنگجوي درحال‌کشتن هيولايي افسانه‌اي را در خود جاي داده‌است. هر وقت حسن روحاني، رئيس‌جمهور، به محل کارش مي‌رود، نمي‌شود اين جنگجو را نبيند و همين ممکن است الهام‌بخش وي براي مبارزه در يک دور ديگر از انتخابات رياست‌جمهوري باشد.

هرچند باخت وي امري حتمي نيست، عناصر تضمين‌کنندهٔ پيروزي‌اش هم در انتخابات پيش رو هنوز وجود ندارند. سرمايهٔ اصلي‌اش، يعني برنامهٔ جامع اقدام مشترک (برجام) مورّخ ۲۳ تير ۱۳۹۴، به نظر نمي‌رسد که مردم کوچه‌وبازار را راضي کرده باشد. ممکن است که بگوييم برجام باعث شده تا صادرات نفت کشور دوبرابر شود و به انزواي سياسي و اقتصادي‌ آن پايان داده باشد، ولي براي مخالفان روحاني در تهران، هيچ‌يک از اينها محلي از اعراب ندارد.

ترديدي نداشته باشيد: روحاني در ميانهٔ جنگي سخت قرار دارد که ممکن است وي را به نخستين رئيس‌جمهور يک‌دوره‌اي از ۱۳۵۹ تا کنون بدل سازد. اين همان چيزي‌ست که مخالفان محافظه‌کارش براي آن مي‌جنگند؛ ولي، علي‌رغم شکل‌دهي به گفتماني به‌شدت ضددولتي، بهره‌بردن از کاستيهاي برجام، برجسته‌سازي شکستهاي تيم روحاني از زمان روي‌کارآمدنش در 1392 تاکنون ثمربخش نبوده‌است. دلايل اصلي شکست محافظه‌کاران شامل متحدنبودن و نداشتنِ کانديداهايي قوي براي شکست‌دادن رئيس‌جمهور فعلي در پاي صندوقهاي رأي است.

عدنان طباطبايي، کارشناس مسائل ايران و مدير اجرايي انديشکدهٔ کارپو – مستقر در آلمان – به المانيتور گفته «شکي نيست که فشار عظيمي روي روحاني‌ست، ولي به نظرم خطري انتخاب دوبارهٔ وي را تهديد نمي‌کند؛ زيرا هنوز حريف جدي‌اي ندارد.» وي مي‌افزايد: «پشتوانهٔ رأي مردمي براي روحاني قطعاً کم‌رنگ‌تر خواهد شد و پيچيدگيهاي اجراي برجام همين حالا هم سياست خارجي وي را با ترديد مواجه ساخته‌است.»

انتخاب دونالد ترامپ به رياست‌جمهوري ايالات متحده نيز اثري منفي بر دولت روحاني گذاشته، بيشتر به اين دليل که ترامپ بارها در مناسبتهاي گوناگون گفته که توافق هسته‌اي بايد اصلاحيه بخورد.

در ديدار ۷ آذر رهبر معظم (انقلاب) با (فرماندهان و مسئولان نيروي درياييِ) ارتش، آيت‌الله علي خامنه‌اي براي نخستين بار و علناً تيم رئيس‌جمهور را به خاطر شتاب‌زدگي براي دست‌يابي به توافق سرزنش کرد. بدين ترتيب، آنچه زماني دستمايه‌اي مثبت براي روحاني به نظر مي‌رسيد، اکنون دارد به نقطه‌ضعفي برايش بدل مي‌شود. همين به‌تنهايي، به فرض آن‌که وي دوباره انتخاب شود، منجر به دورهٔ دومي بالقوه ضعيف‌تر از دوره‌هاي دوم اسلافش خواهد شد.

طباطبايي معتقد است «روحاني احتمالاً رويکرد متمايل‌به‌غربش را دنبال نخواهد کرد. از اين رو، ممکن است ايران خودش انزواگراتر شود، کمتر تمايل به يافتن شرکايي در غرب و منطقه داشته باشد، و نتيجتاً تندروهاي کشور نيز کمتر نگران ايالات متحده‌اي با رئيس‌جمهوري جنگ‌طلب باشند. همين مي‌‌تواند سپري‌کردن دورهٔ دوم را براي روحاني راحت‌تر کند.‌»

تا همين چند ماه پيش (دقيقاً در ۴ مهر)، عموماً گمان مي‌شد که محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور پيشين، رقيب اصلي روحاني در انتخابات پيش رو باشد. او تحرکات انتخاباتي‌اش را در سراسر کشور آغاز کرده و با کم‌کردن فاصله‌اش با روحاني (در نظر سنجي ها) به تهديدي واقعي عليه آمال رئيس‌جمهور فعلي تبديل شده بود. سپس، در اواسط مهر، به نظر مي‌رسد که روحاني مجالي براي آسايش يافت: آيت‌الله خامنه‌اي علناً به احمدي‌نژاد «توصيه» کرد که در انتخابات شرکت نکند.

محافظه‌کاري متمايل‌به‌ جناح ميانه‌رو، که خواسته نامش فاش نشود، به المانيتور گفته که حواشي همراه با (آمدن) رئيس‌جمهور پيشين ممکن است ثبات داخلي را بر هم بزند.

فارغ از اين موضوع، کساني ديگر در ميان محافظه‌کاران هستند که مي‌خواهند از فرصت استفاده کرده و در برابر (حسن) روحانيِ به‌ظاهر تضعيف‌شده قد علم کنند.

سعيد جليلي، دبير سابق شوراي امنيت ملي، کانديداتوري‌اش را اعلام کرده و بي‌اثرشدن توافق هسته‌اي را در صدر اولويتهايش قرار داده‌است. نامزدهاي محتمل‌تر – مثلاً محمدباقر قاليباف، شهردار تهران، و غلامعلي حدادعادل، رئيس قبلي مجلس – هنوز اعلام نکرده‌اند که آيا شرکت خواهند کرد يا خير.

يک نشانهٔ مثبت به نفع رئيس‌جمهور از جانب کساني آمده که تصميم گرفته‌اند با وي براي کسب کرسي رياست‌جمهوري رقابت نکنند؛ اينها علي لاريجاني، رئيس مجلس، محسن رضايي، فرمانده پيشين سپاه، علي‌اکبر صالحي، رئيس سازمان انرژي اتمي ايران، و محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه، هستند.

براي موفق شدن، روحاني بايد از پشتيباني فعلي محافظه‌کاران ميانه‌رو و محبوبيت عمومي آنها استفاده کند. وي، در عين حال، بايد پاسخگوي نگرانيها و خواسته‌هاي متحدان اصلاح‌طلبش نيز باشد. روحاني، از زمان روي‌ کار آمدنش در ۱۳۹۲، به‌ندرت به حل مسائل مطرح‌شده از سوي طرف‌داران اصلاح‌طلبش پرداخته‌است که از جملهٔ آن مسائل باقي‌مانده مي‌توان به موضوع سالها حصرخانگي ميرحسين موسوي و مهدي کروبي، اشاره کرد. از موارد تحقق‌نيافتهٔ ديگر مي‌توان به کاهش محدوديتهاي اينترنتي و رسانه‌هاي اجتماعي و نيز حضور پرشمارتر اصلاح‌طلبان در کابينه اشاره کرد.

همان‌طور که پيشتر نيز در المانيتور بدان اشاره شده، اصلاح‌طلبان گزينهٔ ديگري جز روحاني در اين انتخابات ندارند؛ ولي معنايش اين نيست که وي مي‌تواند دست‌به‌نقد هر رأي‌دهنده‌اي را همراه خود بيابد.

در واقع، بسياري از ايرانيان، اگر احساس نارضايتي کنند، ممکن است ترجيح دهند در خانه بمانند و براي رأي دادن به کسي که به سياستهايش اطميناني ندارند در صفهاي طولاني صندوقهاي رأي نايستند.



با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد

18122 73 نظـــــــر