خراسان/ هیچ گاه تصور نمی کردم طرف معامله ام مامورانی باشند که در پوشش خریدار مواد مخدر پول هنگفتی را کف دستم گذاشته اند، خوشحال بودم که مواد مخدر را چند هزار تومان بالاتر از قیمت معمولی آن فروخته ام اما وقتی برای تحویل مواد در نزدیکی منزلم با آن ها قرار گذاشتم ناگهان خودم را در محاصره پلیس دیدم و ...

مرد 45 ساله که به اتهام توزیع گسترده مواد مخدر دستگیر شده بود، در حالی که بیان می کرد همه مواد کشف شده از منزل، متعلق به من نیست به تشریح ماجرای زندگی اش پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری 24 میرزاکوچک خان مشهد گفت: کلاس سوم راهنمایی بودم که درس و مدرسه را رها کردم و وارد بازار کار شدم اما در هیچ شغلی دوام نیاوردم و حرفه ای نیز نیاموختم. در این سال ها مدام با دوستانم به تفریح و گردش می پرداختم و به تقلید از آنان سیگار می کشیدم تا این که عازم خدمت سربازی شدم و به توصیه یکی از دوستانم برای آن که هنگام نگهبانی در برجک خوابم نبرد مقدار کمی تریاک مصرف کردم. از آن روز به بعد دور هم نشینی من و دوستانم در زمان مرخصی برای مصرف مواد مخدر بیشتر شد تا جایی که گاهی به دلیل همین دور هم نشینی ها از رفتن به محل خدمت خودداری می کردم و مجبور بودم اضافه خدمت دوران غیبتم را تحمل کنم. بالاخره با هر سختی بود خدمت سربازی را به پایان رساندم و نزد دوستانم بازگشتم. هر کدام از آن ها به یک معتاد حرفه ای تبدیل شده بودند و برخی نیز در زندان به سر می بردند. در همین شرایط و با کمک پدرم فروشگاه لوازم دکوری به راه انداختم و مشغول کار شدم. مدتی بعد با زن جوانی که برای خرید به مغازه آمده بود آشنا شدم و با او ارتباط پنهانی برقرار کردم اما مدتی بعد آن زن وقتی فهمید قصد ازدواج با او را ندارم از من شکایت کرد و ماموران نیز در بازرسی از مغازه مقداری مواد مخدر مصرفی ام را کشف کردند. این گونه بود که برای اولین بار به مدت سه سال روانه زندان شدم. اگرچه بعد از آزادی از زندان با دختر یکی از آشنایان مان ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتم اما باز هم با وسوسه دوستان قدیمی و برخی از هم بندی هایم که از زندان آزاد شده بودند دوباره به مصرف مواد مخدر روی آوردم. در این میان با جوان 25 ساله ای به نام «امیر» رفاقت صمیمی داشتم. او یک بار به جرم حمل چند کیلوگرم تریاک دستگیر شده بود اما بعد از آزادی از زندان دوباره به فروش مواد مخدر ادامه می داد. من هم ابتدا به اندازه مصرفم از او مواد می خریدم تا این که پیشنهاد داد به صورت درصدی برایش کار کنم. من هم که درآمد چندانی از مغازه نداشتم قبول کردم تا به توزیع مواد مخدر بپردازم. بدین ترتیب از حدود دو سال قبل به صورت تلفنی با خریداران و مصرف کنندگان مواد مخدر قرار می گذاشتم و در نهایت با برداشتن سهم خود از پول فروش، باقی مانده آن را به امیر می دادم تا این که فردی برای خرید چند صد گرم تریاک با من قرار گذاشت. وقتی سوار بر خودرو به محل قرار رفتم تصور نمی کردم که آن ها مامور هستند و ...


همراهان عزیز، آخرین خبر را بر روی بسترهای زیر دنبال کنید:
آخرین خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرین خبر در ویسپی
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرین خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرین خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar