مشرق/ هنوز دانش‌آموزانی هستند که در مدارس خشت و گلی درس می‌خوانند؛ مدارسی که هیچ استحکامی ندارند و از نزولات جوی گرفته تا سیل و زلزله آنها را نشانه گرفته است.

کم حرف و آرام است و از همان زمان که وارد روستای‌شان شدیم، با دو دختر دیگر پشت سرمان راه افتاد؛ چند دقیقه‌ای نگذشته بود که صمیمی شدیم؛ آنقدر که جلوی دوربین آمد و از مدرسه‌شان گفت.نه یک مدرسه بلکه در همین روستای کوچک تاکنون چند مدرسه جابه‌جا کرده بودند؛ اسمش کوثر است با زهرا و مریم همراه شده است که البته آن دو خیلی خجالتی هستند.با دست نقطه‌ای دور را نشان می‌دهد و می‌گوید: «اول در آن مدرسه درس می‌خواندیم اما وقتی باران آمد، سقف مدرسه در حال خراب شدن روی سرمان بود؛ به همین دلیل مدرسه‌مان را عوض کردند؛ در مدرسه بعدی الاغ‌ها می‌آمدند و نمی‌گذاشتند درس بخوانیم».

کوثر ادامه می‌دهد: «ما را به سیاه چادر بردند اما در سیاه‌چادر هم خیلی گرم بود و نمی‌شد درس خواند و به همین دلیل به حجره مسجد رفتیم؛ در حجره مسجد هم مهمان می‌آمد و نمی‌شد درس خواند به همین دلیل معلمان شکایت کرد که برای ما مدرسه بسازند».

***
اولین چیزی که در این روستا توجهمان را جلب کرد؛ مدرسه روستا بود که پلاکارد و بنر، دیوارهایش را پوشانده بودند؛ قرار بود به جای مدرسه خشت و گلی این روستا، مدرسه جدیدی بسازند.
چند تا از بچه‌های مدرسه هم آمده بودند تا در شادی احداث مدرسه جدید شریک شوند اما در مراسم کلنگ‌زنی و حضور مسؤولان کسی حواسش به آنها نبود.یکی از آنها کاغذی در دست داشت که مشکلاتش را نوشته بود و داشت مدام می‌خواند تا بتواند جلوی مسؤولان آنها را بیان کند.

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

فناورد
فناورد آگهی