ایران ورزشی/ با محسن ربیع‌خواه نمی‌شود قهرمان آسیا شد همانطور که با شجاع خلیل‌زاده و اشتباهاتش هم نمی‌توان به فینال لیگ قهرمانان رسید. این دو نفر را از آن جهت مثال زدیم که یکی پراشتباه ترین و دیگری ناکارآمدترین بازیکنان در دو مسابقه رفت و برگشت نیمه نهایی بودند و اتفاقا هر دو نفر بازیکنان محبوب برانکو ایوانکوویچ به حساب می‌آیند و شاید اینطوری حذف در دو قدمی رویا به نام سرمربی تیم نوشته ‌شود. طبیعی است که وقتی در پی تولد یک پرسپولیس موفق و زیبا همه از برانکو حرف می‌زنیم و او را به‌عنوان آفریننده تیم قدرتمند دو سال اخیر ستایش می‌کنیم حالا باید به‌عنوان نقش اول این شکست و حذف تلخ محکومش کنیم. طبیعی است که برانکو هم منطقی‌تر از سینه چاکانش با این مساله برخورد کند و شاید اصلا جواب‌هایی داشته باشد که تا حدودی قانع‌مان کند اما امروز جای مطرح کردن پرسش‌هایی است که هیچ کس نمی‌تواند مانع از مطرح کردن شان شود
شاید امروز بتوان یقه داور عمانی را گرفت و به حمله‌وران سفارت عربستان تاخت که چرا میزبانی را از تهران و آزادی گرفتید اما نقش برانکو در این شکست بزرگتر از همه اینهاست. درست مثل لحظه‌ای که برد الاهلی و برگشتن ورق به سود پرسپولیس در کشور ثالث به نام پروفسور نوشته شد و همه از تغییرات طلایی او به‌عنوان شاهکار یاد کردند. امروز می‌توان برانکو را به خاطر این حذف مورد سوال قرار داد. سوال‌هایی که به ذهن بسیاری از دوستداران پرسپولیس می‌رسد اما برخی توان مطرح کردنش را ندارند و به نوعی از طرح آنها خجالت می‌کشند!برخی می‌گویند همین برانکو بود که تیم را به اینجا رساند و توقع قهرمانی در آسیا را در شما ایجاد کرد پس هرگز از او نباید انتقاد کرد. گروه دیگری اما پا را فراتر گذاشته و از مدت‌ها قبل با ساختن هشتگ«هر چه برانکو بگوید» تمام و کمال آن بخش کاوشگر و پرسشجوی ذهن‌شان را تعطیل کرده و با به کار بردن اصطلاحاتی عوامانه مثل «ما که از برانکو بیشتر نمی‌فهمیم » در قالب عجیبی فرو رفته‌اند که بیرون آوردن شان از این وضعیت با صحبت و گفت و گو شدنی نیست.
همین جا مشخص کنیم که وقتی پای انتقاد و محکمه فنی وسط کشیده می‌شود بحث تخریب شخصیت یک مربی مطرح نیست و با توجه به نوع شخصیت برانکو اتفاقا بهترین فردی که شاید انتقادها را بشنود و جوابی برای آنها داشته باشد همین برانکوست که اگر با برخی روش‌هایش در مربیگری و مسائل فنی مشکل داشته باشیم، متفق القول به شخصیت مثبتش ایمان داریم و احترام می‌گذاریم.
برگردیم به انتقادها. به پرسش‌هایی که در ذهن ایجاد می‌شود و کاری می‌کند تا چرایی حذف مقابل قدرت اول فوتبال عربستان همچنان برایمان مجهول باشد. بودجه وحشتناک باشگاه الهلال، استفاده از بازیکنان چند میلیون دلاری، بازی در کشور عربی بدون تماشاگر، داور عرب پراشتباه، استراحت بیشتر بازیکنان ملی پوش الهلال و البته کیفیت فنی بالای بازیکنان این تیم می‌تواند دلایل محکمه پسندی برای توجیه این حذف باشد اما به نظر می‌رسد حتی با در نظر گرفتن این موارد می‌شد با تدابیر بهتر و اتخاذ تصمیمات متفاوت‌تر تحت شرایطی خاص مسیر صعود را هموار کرد و حتی از غول آبی سعودی گذشت. البته که در فوتبال و با در نظر گرفتن جزییات فنی و پذیرفتن برخی واقعیت‌ها نمی‌توان به صراحت در این خصوص نظر داد اما می‌توان به‌عنوان فرضیه‌هایی مطرح‌شان کرد که منطق می‌گوید امکان رسیدن به هدف از این روش‌ها راحت‌تر بود.
پرسپولیس بازی رفت را با محرومیت چهار بازیکن اصلی و اشتباهات اساسی برانکو در تعیین استراتژی و چیدمان اولیه و البته اشتباهات فردی کشنده بازیکنان، به بدترین شکل ممکن باخت و به نوعی در همان مسابقه نخست حذف شد. امروز و بعد از بازی برگشت بسیاری به همان مسابقه نقب می‌زنند و این پرسش را مطرح می‌کنند که چرا برانکو با علم به کمبودهایش در آن مسابقه با استراتژی تدافعی و محتاطانه به میدان نرفت تا با امیدواری بیشتری گام به میدان برگشت بگذارد؟ چرا تنها هافبک دفاعی آن تیم تحت فشار بازیکنی بود که قادر به تکل زدن، جنگیدن و توپگیری نیست و مدافع چپی به زمین فرستاده شد که حتی تجربه 5 بازی در لیگ برتر خودمان را نداشت؟
بازی رفت با هر کیفیتی تمام شد و تیم باید برای دیدار برگشت آماده می‌شد. با تمام دشواری‌های ناشی از غیبت ملی پوشان و برگزاری یک مسابقه لیگ برتری تیم مهیای دیدار برگشت با الهلال شد و جوی در تیم پرسپولیس ایجاد شده بود که به نظر می‌رسید امکان خلق معجزه وجود دارد. در واقع به نظر می‌رسید همین تیترهای روحیه بخش رسانه‌ها و حرف‌های دوستانه و هواداری در دل تیم نفوذ کرده و می‌شد حداقل برای رسیدن به پیروزی در بازی برگشت و اعاده حیثیتی که خیلی‌ها از برانکو و تیمش طلب می‌کردند امیدوار بود اما انگار فرمانده این کشتی کمتر از همه ما و حتی برخی شاگردانش امید داشت و بدون ریسک و شجاعت وارد مسابقه‌ای شد که فقط ریسک و شجاعت می‌خواست و جزییات فنی در مراتب بعدی قرار می‌گرفتند. پرسپولیس بعد از گل ابتدایی و روحیه بخش نیازمند در دست گرفتن جریان بازی و تاختن به حریف بود اما ابزار این تاختن در زمین نبود چرا که برانکو برای بازی دادن به نفراتی مثل احمد نوراللهی، بشار رسن و سیامک نعمتی ریسک نکرد. شاید تیم حریف به لحاظ فنی شایسته تحسین و ستایش باشد اما می‌شد این الهلال را با شجاعت بیشتر شکست داد.
شجاعتی که وحید امیری و گادوین منشا داشتند اما خیلی‌های دیگر در این تیم از جمله برانکو ایوانکوویچ از کنارش رد نشده بودند. کافی است به روز قبل از بازی و مصاحبه مطبوعاتی برانکو برگردید. آنجا که می‌گوید: «ما امیدواریم و این امید را نمی‌تواند کسی از ما بگیرد»اما سوال بزرگ این است:این امید را چگونه می‌شود به تیم تزریق کرد؟ اصلا مسوول تزریق این امید به تیم و بازیکنان کیست؟ کیست که می‌تواند با کار روانی روی بازیکنان در فاصله بین دو مسابقه رفت و برگشت و البته اتخاذ استراتژی بهتر، کار و تمرین و البته استفاده از ترکیب مناسب و تغییرات به موقع و صحیح در حین بازی امید را در تیمش پررنگ و پررنگ‌تر کند؟ اصلا برانکو اهل حرف زدن با بازیکنان هست؟ چرا او مقابل استقلال خوزستان و الهلال با یک استراتژی ثابت و ترکیبی نسبتا مشابه بازی می‌کند؟
امروز همه به مسلمان می‌تازند که چرا آن رفتار را بعد از تعویض نشان دادی اما کسی از برانکو می‌پرسد که چطور یکی از نیروهای خلاق تیم را از جریان بازی خارج کردی وقتی می‌شد هم بشار هم مسلمان در زمین باشند و مثلا ربیع خواه بیرون برود و تیم با قدرت تهاجمی و خلاقانه بیشتری برای رسیدن به گل تلاش کند؟ امروز کسی از برانکو می‌پرسد فایده حضور نعمتی در زمین برای وقت‌های تلف شده چه بوده؟ امروز کسی می‌پرسد چرا نوراللهی دقیقه 81 به بازی رفت یا چرا کامیابی نیا تعویض شد و ربیع‌خواه در زمین ماند؟ اصلا کسی اجازه می‌دهد از برانکو انتقاد کنیم؟

ما را در کانال تلگرامی «کانال ورزش» دنبال کنید