ورزش 3/ این روزها که بحث ترمیم ورزشگاه آزادی بخاطر میزبانی احتمالی یکی از دو دیدار فینال جام باشگاه های آسیا به گوش می رسد، ایکاش فکری هم برای ورزشگاه دوم پایتخت بشود.
در اولین لحظه ورود به ورزشگاه تختی انگار وارد یک منطقه نظامی می شویم که مملو از تپه های شنی و درعین حال فاقد هرگونه جدول بندی ومحوطه سازی حتی درپایین ترین نوع استانداردش است؛ دریغ از حتی یک برگ سبز، تا چشم کارمی کند جز خاک و سنگ چیز دیگری در افق نیست. این نما را یک زمین فوتبال خاکی تکمیل می کند، زمینی که با ورود تکنولوژی چمن به ورزش ایران دیگر مشابهش را حداقل در تهران نمی بینیم و البته شاید می شد از آن به نحو بهتری استفاده کرد.
کمی جلوتر کاج هایی با برگ سوزنی صحنه را تکمیل می کنند، درخت های بیچاره ای که گویا سالهاست بهره ای از آب نبرده اند و برگهای خشک آن ، تلنبار شده درزیرچرخ اتومبیل ها، صحنه را زشت تر می کند.
بعد ازپرداخت 2 هزار تومان وجه نقد وارد محوطه پارکینگی می شویم. سربازی که آنجاست دستور می دهد خودروی ما سرو ته پارک شود و در صورت تمرد ازاین دستور، برای خروج ازپارکینگ هیچ راهی نخواهی داشت.در محوطه پارکینگ،آنچه که بیشتر از همه جلب توجه می کند ،وجود دو تیردروازه گل کوچک زنجیر شده به درخت است که سالهای 60تا 70 را تداعی می کند، زمانی که این بازی مهمترین سرگرمی نسل جوان ایران بود.
در ادامه بعد ازخریدن بلیط ،ازگیشه ای که به بی سلیقه ترین شکل ممکن ساخته شده بود ، یعنی راهرویی با عرض سی تا چهل سانتی متر با داربست ، و سپس عبور از بازرسی بدنی ،وارد محوطه اصلی ورزشگاه می شویم.
تختی ورزشگاهی است که بسیار کهنه به نظر می رسد این در حالی است که فقط 44 سال از قدمت ساختن این ورزشگاه می گذرد.این نکته وقتی باعث تاسف بیشتر می شود که بدانیم عمر ورزشگاه سانتیاگو برنابئو به 71 سال می رسد و یا نیوکمپ زیبا، که در سپتامر امسال 62 سالگیش را جشن می گیرد.یعنی با احتساب همین دو مثال متوجه می شویم که ورزشگاه تختی هنوزدرزمره استادیوم های نسبتا جوان محسوب می گردد، اما حال و روزش ازعدم رسیدگی و توجه جدی به آن ،مانند ورزشگاهی است که روزهای انتهای عمر را تجربه می کند.
این مجموعه 30 هزارنفری برای مسابقات آسیایی با طراحی مهندس وآرشیتکت مطرح ایرانی یعنی جهانگیر درویش با الهام از ورزشگاه المپیک مونیخ ساخته شده بود اما حالا متاسفانه هیچ نمایی از آن مجموعه زیبای قبلی به چشم نمی آید.
کابلهای زنگ زده و سقف های فرو ریخته ،چراغهای شکسته ، بلند گوهایی که به زشت ترین حالت ممکن نصب شده اند ، سرویس بهداشتی نا مناسب ، صندلی های شکسته با یک وجب خاک بر روی هر کدامشان وازنگاهی فنی تر، ترک های عمیقی که در سطح بتن این ورزشگاه وجود دارد ، میلگرد های بیرون زده و سقف زنگ زده ،اجازه هر گونه لذتی را از تماشگران برای گذراندن یک روز خوب فوتبالی را سلب می کند.
همه این ها را اضافه کنید به چمن به شدت ناصاف ورزشگاه تختی که بازی در آن به منزله تبعید به یک ورزشگاه مخروبه محسوب می شود. ورزشگاهی که زمانی قرار بود به صورت کامل در اختیار استقلال قرار بگیرد و سپس در دوره محمد رویانیان قرار بود به پرسپولیس تحویل شود. شاید هریک از این دو تصمیم می توانست تختی را از یک ورزشگاه نیمه مرده و کم جان به جایی زیباتر و توسعه یافته تر تبدیل کند. آنچه که مسلم است اتلاف زمین و بودجه نگهداری این ورزشگاه سابقا زیباست که به راحتی می تواند با نوسازی نیمی از بار برگزاری رقابت های فوتبال در تهران را به دوش بکشد.
راستی یک نکته جالب تر؛ محل نصب دوربین های صداوسیما در ورزشگاه تختی باید روبه روی جایگاه تماشاگران باشد نه در بین آنها. فقط به این ترتیب است که بازی های انجام شده در این استادیوم که در زمینه خود یک فضای بی انتها و زشت را به نمایش می گذارد، تبدیل به یک چشم انداز رنگی زیبا خواهد شد. چرا ما اینقدر کم سلیقه ایم؟