نود/ حضور یک سرمربی بلژیکی در تیم ملی ایران، بیش از آنکه در چارچوب کارنامه و نام شخص مورد نظر مورد بررسی قرار بگیرد، از منظر تداوم یک خط سیر فکری در یک دهه گذشته قابل تامل به نظر می‌رسد.
حضور یک سرمربی بلژیکی در تیم ملی ایران، بیش از آنکه در چارچوب کارنامه و نام شخص مورد نظر مورد بررسی قرار بگیرد، از منظر تداوم یک خط سیر فکری در یک دهه گذشته قابل تامل به نظر می‌رسد. ویلموتس در دوران بازی ردپای درخشانی از خودش به جا گذاشت و در آن تیم گاهی پیروز و بیش‌تر اوقات شکست خورده شالکه نماد یک خارجی سختکوش بود. در مرحله گروهی جام‌جهانی 2002 و در قحطی فلج‌کننده بازی‌های زیبا، همراه بلژیک بخشی از جاذبه‌های گروه هشتم نام داشت؛ جایی که در هر بازی یک گل زد و ستاره بود. کارنامه او در رده ملی به اندازه حضورش در فینال فصل 1997-1996جام یوفا درخشان به نظر نمی‌رسید؛ البته از منظر نتیجه و گرنه او در یورو 2016 با اتکا به ستارگان بزرگ دنیای فوتبال تیمی ساخت که 2سال بعد تحت تاثیر سیستم نهادینه شده او به مقام سوم جهان رسید. او از آنجایی که در اکثر دوران حرفه‌ای یک بازیکن سازنده بود در دوران مربیگری هم به دنبال ساختن است و به دسته مربیان نتیجه‌گرا تعلق ندارد. پس اعطای زمان کافی، می‌تواند کلید موفقیت او باشد. از طرفی فدراسیون‌نشین‌ها پس از غالب کردن تفکرات لاتینی بر تفکر شرقی (خاصه تفکرات مربیان کروات) در رده ملی حالا به دنبال ادامه این رویه هستند. سبک فوتبال و به طور کلی مربیان بلژیکی بر مبنای بازی تماشاگرپسند و دینامیسم جمعی بنا نهاده شده و علاوه بر دارا بودن درصد زیادی از تفکرات فوتبال پرتغالی (آنچه آثارش در 8 سال مربیگری کی‌روش در تیم ملی باقی مانده) تماشاگرپسندتر از رویه مربیان نتیجه‌گرای پرتغالی است. این موضوع می‌تواند نویدبخش آینده ‌ای درخشان‌تر برای تیم ملی کشورمان باشد. عدم آشنایی با سبک فوتبال آسیا و کم‌تجربگی، ابهاماتی درباره موفقیت ویلموتس به وجود می‌آورد. علاوه بر این‌ها، او قطعا نسبت به کی‌روش مربی کوچک‌تری است، با این حال از آنجایی که به احتمال زیاد فقط قرار است کمی تماشاگرپسندی را به سبک کم‌‌تر رسوخ‌پذیر و نتیجه‌گرای کی‌روش بیفزاید، می‌توان به آینده تیم ملی با اولین مربی بلژیکی تاریخش امیدوار بود.


ما را در کانال تلگرامی «کانال ورزش» دنبال کنید