سرمقاله شرق/ افسانه رشد 8 درصدی

شرق/ «افسانه رشد 8 درصدی» عنوان یادداشت روز در روزنامه شرق به قلم سیدمصطفی هاشمیطبا است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
ظاهرا در کشور ما قانون برای اجرانشدن، برنامه برای عملینشدن، اعداد برای تشفی خاطر و امید به آینده است. در قانونهای برنامه پیشرفت (و نه توسعه!) همواره رشد هشت درصد پیشبینی شده و علاوه بر آنکه اصل قانون برنامه در هیچ دورهای اجرا نشده، طبعا رشد هشت درصد هم حاصل نشده است، رشد هشت درصد در تولید ناخالص ملی.
البته مقامات مسئول که خود باید عامل این رشد باشند، دائم از عدم رشد هشت درصد شکایت دارند. مردم نمیدانند این مقامات از چه کسی شکایت دارند و جستوجوی مردم برای پیداکردن متشاکی هم بیفایده است، زیرا مثل آدمهای نامرئی دیده نمیشود. در عین حال رئیسجمهور و معاون اول ایشان میگویند برای رسیدن به رشد هشت درصد باید 200 میلیارد دلار پول داشته باشیم. ظاهرا چشم به منابع «من غیر یحتسب» دارند زیرا میدانند که درآمد ارزی ما همه صرف مخارج خورد و خوراک مردم و کمک به خروج سرمایه و ادامه فعالیتهای قاچاقچیان میشود. پس به جای آنکه بگویند رشد هشت درصد حاصل نمیشود، میگویند 200 میلیارد دلار لازم داریم. مثل اینکه به جای آنکه بگویند بحران ارزی، بحران آب و سایر بحرانها را داریم، واژه ناترازی را ابداع کردهاند و البته با وجود آنکه هنوز به تصویب فرهنگستان نرسیده، آن را به کار میبرند.
شاید هم عدم رشد هشت درصد تولید ناخالص ملی را با درک صحیح علمی و دلسوزی برای سرزمین ایران و آیندهنگری عمدا انجام میدهند تا بقایای ایران به هر مقدار به نسلهای آتی برسد و سرزمین خشک و خالی را تحویل آیندگان ندهند. تعجب نکنید، اینها خیلی ایراندوست هستند و چهارچشمی برای ایران مضطرباند. میپرسید چرا؟ البته باید این مسئله روشن شود که عامل اصلی تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی ایران چیست؟
بسیار ساده باید بگوییم نفت و گاز! اگر نفت و گاز نباشد و در داخل به کار گرفته نشود و به خارجیان فروخته نشود، نه چرخهای کشور میچرخد و نه ارزی به دست میآید که با آن بتوانیم مواد اولیه کارخانجات را بخریم و نه قادر به خرید تجهیزات حساس نفت و گاز و صنایع معمولی و نظامی هستیم . پس نفت و گاز است که برق تولید میکند و کارخانجات حرکت میکنند، سیستم حملونقل به کمک آن عمل میکند، نفت چاههای کشاورزی را فعال میکند و باعث تولید کشاورزی میشود. حالا نگاه کنیم به اینکه با استخراج نفت و گاز شیره کشور مکیده میشود و هر چه بیشتر این امر صورت گیرد، کشور تهیتر میشود و سرزمین ایران شرایط زیستی خود را بیشتر از دست میدهد.
چون هر چه تولید صنعتی و کشاورزی و حملونقل بیشتر شود، آلودگی آب و هوا و نشست زمین و شورشدن آن و خرابی جادهها و خرابی کامیونها و استهلاک خودروهای درونسوز با تکنولوژی قدیمی بیشتر میشود. بنابراین مقامات دلسوز ما دریافتهاند که افزایش تولید ناخالص ملی مترادف افزایش تکیدگی سرزمین است بنابراین در افزایش تولید ناخالص ملی جانب احتیاط را رعایت میکنند و میبینیم که در ناترازی برق، اول برق واحدهای تولیدی قطع میشود و انتصاب مدیران ناوارد در واحدهای صنعتی هم مؤید این امر است. نکته قابل ذکر که شاید هم گفته شده، آن است که نمیتوان تولید ناخالص ملی ایران را با کشورهای پیشرفته مقایسه کرد.
تولید ناخالص ملی ایران که با تکنولوژی قدیمی انجام میشود، یعنی هزینههای مترتب بر تولید (علاوه بر راندمان انسانی) بسیار بیشتر از کشورهای پیشرفته است و ما برای تولید صنعتی، کشاورزی یا خدمات، دو برابر یا بیشتر هزینه میپردازیم (عدد دو برابر دقیق نیست و کارشناسان بهتر میتوانند عدد واقعی را بیان کنند). ما چه کار میکنیم؟ با سیستم عقبمانده میخواهیم تولید کنیم و رشد هشت درصد داشته باشیم و خوشبختانه این رشد را نداریم زیرا اصل چگونگی تولید ناخالص کشور باید اصلاح شود و عواملی که با کمترین هزینه مثل جذب توریست میتواند تولید ناخالص ملی را افزایش دهد، ارج بگذاریم و به نام جاسوسی با آن قهر نکنیم. البته همانطور که در هفتههای گذشته نمایشگاههایی از ابداع و ابتکارات گذاشته شده بود و مورد تأیید و تقدیر قرار گرفت، میتوانیم با افتخار به این دستاوردها نگاه کنیم، اما مجموعه تغییرات و پیشرفتهای مورد نیاز کشور بسیار بیشتر از این اقلام است. نگاه کنیم که حدود 20 میلیون خودروی پرمصرف در کشور وجود دارد. کدام فناوری موجود و نمایشگاهی میتواند به اصلاح آنها مبادرت کند.
کدام ابداع و ابتکار میتواند خیل عظیم کامیونهای پرمصرف که 95 درصد ترابری کشور را تشکیل میدهد، اصلاح کند و چگونه میتوان باربری پنجدرصدی راهآهن را که با سرعت متوسط پنج کیلومتر در ساعت است، به 30 درصد و سرعت 60 کیلومتر رساند؟
توجه شود همه اینها اعداد و ارقام درشت در تولید ناخالص ملی هستند. درواقع میتوان گفت اعدادی کاذب که وقتی جمع میشوند و تولید ناخالص ملی را تشکیل میدهند، ما روی آن حساب میکنیم، درحالیکه هم در مقایسه با دیگر کشورها از لحاظ کمی ضعیف است و هم ماهیتا در مقایسه با واقعیت روز دنیا کیفیت پایینتری دارد و در نهایت فشار زیادی روی سلامت سرزمین ایران میگذارد.
خلاصه آنکه با سیستم فعلی تولید و خدمات، هرچه بیشتر به دنبال افزایش تولید ناخالص ملی برویم، لطمه بیشتری به ایران –به سرزمین کهن و مام میهن- وارد کردهایم، پس همان بهتر که مقامات حکومتی دانسته یا ندانسته، عمدا یا سهوا نتوانند تولید ناخالص ملی را افزایش دهند. آیا ماهیت تولید ناخالص داخلی میتواند بهبود یابد و افزایش آن به ایران صدمه وارد نکند؟
داستان ما داستان این دولت و آن دولت، این وزیر یا آن وزیر نیست، همه نوع آن را آزمایش کردهایم، چپ و راست، دانشگاهی و حوزوی، غربگرا و شرقگرا اما در طول سالهای گذشته داستان چگونگی بهدستآوردن تولید ناخالص ملی با صرف هزینههای ثروت ملی ادامه دارد. هیچکس نگفته که تولید ناخالص ملی باید به ثروت کشور اضافه و ایران را بهروز کند. هرچه ادامه داشته، تکیدهکردن سرزمین ایران، کاستن از ثروت ملی و کهنهشدن تدریجی امکانات زیربنایی کشور بوده است. آیا این روند به عمد بوده یا به جهل؟ به هر حال باید تغییر کند.
منصفانه باید قضاوت کرد و بیطرفانه اندیشید. شاید سخت و دلگیرانه باشد که ترسم نرسی به کعبهای اعرابی.