نماد آخرین خبر

سرمقاله وطن امروز/ جولان سربازان هیتلر در برلین

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
سرمقاله وطن امروز/ جولان سربازان هیتلر در برلین

وطن امروز/ «جولان سربازان هیتلر در برلین» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم حنیف غفاری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

برگزاری انتخابات سراسری آلمان، مولد نگرانی‌های تازه‌ای از سوی جریان‌های سنتی قدرت در اتحادیه اروپایی بوده و بازگشت نازیسم و نونازیسم به قاره سبز را از یک امر  ناممکن، به گزاره‌ای محتمل تبدیل کرده است! بازگشت به سال‌های قبل از جنگ دوم جهانی، شاخصه‌ای است که تبلور آن را در رفتار اجتماعی، سیاسی و انتخاباتی شهروندان اروپایی مشاهده می‌کنیم: پیروزی جورجا ملونی در انتخابات سراسری ایتالیا و تبدیل وی به باثبات‌ترین نخست‌وزیر این کشور طی سال‌های اخیر، به معنای تمایل شهروندان ایتالیایی به سیاستمدار، حزب و جریانی است که بدون تعارف، نماد فاشیسم نوین محسوب شده و به قرابت تاریخی با موسولینی افتخار می‌کند. اکنون همین اتفاق در سرزمین ژرمن‌ها نیز رخ داده است؛ جایی که برای نخستین‌بار در طول دهه‌های پساجنگ دوم جهانی، احتمال تشکیل دولتی که در آن جریان راست افراطی در کنار راست میانه حضور داشته باشد، وجود دارد. هر چند فریدریش مرتس، رهبر حزب دموکرات - مسیحی آلمان ایده ائتلاف با جریان ملی‌گرای افراطی و حزب AfD (جایگزینی برای آلمان) را رد کرده اما اصل طرح این موضوع توسط محافل تحلیلی و رسانه‌ای آلمان و اروپا نشان می‌دهد بازگشت به نازیسم دیگر افسانه نیست!
انتخابات سراسری اخیر در سرزمین ژرمن‌ها، نقطه عطفی در معادلات سیاسی قاره سبز محسوب می‌شود. ترسیم مختصات این نقطه عطف چندان برای احزاب سنتی اروپا خوشایند نیست! سوسیال - دموکراسی و محافظه‌کاری میانه، ۲ الگویی بود که حکمرانی اروپایی پساجنگ دوم جهانی برمبنای آنها شکل گرفت. گردش سنتی قدرت در اروپای دهه‌های اخیر، میان این ۲ جریان انجام می‌شد. احزاب کوچک‌تر در اروپا مانند حزب سبز و دموکرات‌های آزاد اگر می‌خواستنند جایی در قدرت داشته باشند، باید قواعد و بایسته‌های ائتلاف با این ۲ جریان حاکم را می‌پذیرفتند، اگرنه از راس معادلات اجرایی کشورشان دور می‌ماندند اما اکنون، احزاب سنتی نه تنها در آلمان، بلکه در فرانسه و انگلیس نیز شدیدا افول کرده و برای بقای حداقلی خود در قدرت می‌جنگند. به عنوان مثال در فرانسه، احزاب سوسیالیست و محافظه‌کار هر دو به حاشیه رانده شده و تنها دغدغه‌شان، حمایت اجباری از حزب متبوع امانوئل مکرون (جمهوری به پیش) جهت جلوگیری از پیروزی مطلق جریان راست افراطی (جبهه ملی فرانسه) و مارین لوپن در انتخابات است! در آلمان نیز امروز ائتلاف احزاب مسیحی و در راس آنها حزب دموکرات - مسیحی، در حالی رتبه اول انتخابات را به خود اختصاص داده‌اند که جهت تشکیل دولت، چاره‌ای جز ائتلاف با سوسیال – دموکرات‌ها یا حزب سبز نخواهند داشت. به عبارت گویاتر، حزب پیروز انتخابات آلمان باید میان «شکل‌گیری دولت نامتوازن» و «ائتلاف با جریان ملی‌گرای افراطی» یک گزینه را انتخاب کند. هر ۲ گزینه، همان چیزی است که نونازیست‌ها در آلمان سال‌هاست به دنبال آن هستند: اگر دولت نامتوازن و ضعیفی در برلین بدون حضور حزب «جایگزینی برای آلمان» شکل گیرد، مانند دولت کنونی آلمان به رهبری سوسیال – دموکرات‌ها و اولاف شولتس، محکوم به شکست خواهد بود، زیرا سیاست‌های احزاب سبز، سوسیال - دموکرات و دموکرات‌های آزاد بر سر مسائل مهاجرتی، سیاست خارجی و اقتصادی با یکدیگر در تعارض است. همین مساله قطعا منجر به سقوط مجدد دولت ائتلافی و تقویت جایگاه جریان راست افراطی در انتخابات زودهنگام بعد خواهد شد. از سوی دیگر، اگر فدریش مرتس به همراه حزب جایگزینی برای آلمان و دموکرات‌های آزاد، دولتی متشکل از احزاب راست افراطی و میانه‌رو تشکیل دهد، برای نخستین‌بار سلطه نونازیسم بر برلین پس از جنگ دوم جهانی رسمیت می‌یابد.
صورت مساله پیچیده و در عین حال مشخص است: رویگردانی شهروندان آلمانی و اروپایی از احزاب سنتی ناکارآمد که اداره اتحادیه اروپایی و حوزه یورو را بر عهده داشته‌اند، منتج به رشد تصاعدی محبوبیت جریان‌های طرفدار ملی‌گرایی افراطی در این حوزه جغرافیایی و سیاسی شده است. در چنین شرایطی، نونازیسم و نوفاشیسم که در ۲ دهه ابتدایی پس از تشکیل اتحادیه اروپایی تبدیل به خط قرمزی پررنگ و خطرناک در معادلات امنیتی و اجتماعی کشورها شده بودند، امروز ۳ دهه پس از تشکیل اتحادیه اروپایی به فکر تعریف نسبت خود با دیگر احزاب سنتی در راستای حضور رسمی در راس معادلات سیاسی - اجرایی کشورهای‌شان هستند! این بدترین سناریویی بود که بنیان‌گذاران اتحادیه تصور آن را می‌کردند اما روند سال‌های اخیر در قاره سبز نشان می‌دهد روزهای سخت‌تر اتحادیه اروپایی همچنان در پیش است. 
بهتر است اولاف شولتس، آنالنا بربوک و دیگر مقامات دولت کنونی آلمان به جای سرزنش ایلان ماسک و ترامپ بابت دخالت در انتخابات، به سوالات مهم‌تری پاسخ دهند؛ اینکه دلیل روگردانی شهروندان آلمانی از دولتی که طرفدار مطلق نسل‌کشی غزه و جنگ در اوکراین بوده چیست؟! اینکه ژرمن‌ها در درک و تحقق کدام یک از مولفه‌های حکمرانی کلان در کشورشان قصور کرده‌اند که بازگشت به نیمه قرن بیستم، از یک «خط قرمز» تبدیل به یک «آرزو» در میان شهروندان‌شان شده است؟! این سوالات و ده‌ها سوال دیگر، همان مواردی است که رهبران جریانات سنتی در برلین از پاسخ به آنها رسما طفره می‌روند.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره