نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

اصلاح، اراده می‌خواهد؛ 20 سال است توزیع فقر می کنیم

منبع
اعتماد
بروزرسانی
اصلاح، اراده می‌خواهد؛ 20 سال است توزیع فقر می کنیم

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

دشمن اصلی، بیرون از کشور نیست در داخل است ما به جای «توزیع ثروت»، ۲۰ سال است «توزیع فقر» می‌کنیم

مهدی بیک اوغلی| دلایل عدم تحقق مفاد چشم‌انداز 20‌ساله کشور چه بود؟ چرا علی‌رغم درآمدهای نجومی نفتی سال‌های 84تا92 زیر‌ساخت‌های کشور به روز‌آوری نشدند؟‌ زمینه‌های بحران اخیر را در کدامین نوع سیاست‌ها باید جست‌وجو کرد؟ برای عبور از بحران نارضایتی اخیر چه باید کرد؟ این روزها محافل دانشگاهی و علمی به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش‌های اخیر هستند.  عیسی کلانتری، وزیر اسبق و از مدیران باسابقه دولت‌های سازندگی، اصلاحات و اعتدال، در گفت‌وگویی تفصیلی با اعتماد در واکاوی این ابهامات با انتقاد از تداوم سیاست‌های اقتصادی و حکمرانی در کشور، تأکید می‌کند: «ما بیش از دو دهه است که به جای توزیع ثروت، مشغول توزیع فقر هستیم.» او با رد پررنگ‌‌سازی نقش «دشمن خارجی»، ریشه مشکلات امروز کشور را در قطع ارتباط با اقتصاد جهانی، بی‌برنامگی، ناترازی‌های مزمن، و نادیده گرفتن عدالت اجتماعی طی دهه‌های اخیر می‌داند و می‌گوید اصلاح شرایط، در صورت تصمیم جدی حاکمیت، دست‌کم پنج سال زمان نیاز دارد. زمانی که با اعطای اختیارات ویژه به دولت می‌توان به سرعت پیمود و زمینه بهبود را فراهم ساخت.

بحث «اختیارات ویژه برای رییس‌جمهور» اخیرا دوباره مطرح شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند پس از رخدادهای اخیر باید اختیارات ویژه‌ای در اختیار دولت قرار داده شود تا بتواند برای تحقق مطالبات مردم از آن استفاده کند. از نظر شما اساسا چرا این موضوع اهمیت دارد؟

مردم وقتی به یک رییس‌جمهور رای می‌دهند، انتظار دارند او قدرت و اختیار لازم برای اداره کشور را هم داشته باشد. اگر قرار باشد رییس قوه مجریه مسوول رخدادهای مختلف باشد، اما ابزار تصمیم‌گیری نداشته باشد، نتیجه‌اش همین وضعی می‌شود که امروز می‌‌بینیم، یعنی نارضایتی، ناکارآمدی و سردرگمی در سیاست‌گذاری. البته دولت‌ها و روسای جمهور هم لازم است از اختیاراتی که دارند به نحو احسن استفاده کنند. وقتی از اختیارات موجود به نحو احسن استفاده شود در آن صورت می‌توان تقاضای اختیارات بیشتر را نیز مطرح کرد. بخشی از مشکلات مرتبط با رخدادهای اخیر به عدم تحقق مطالبات مردم در بخش‌های مختلف از جمله اقتصادی، فیلترینگ؛ سبک زندگی، استفاده از نسل‌های جوان در مدیریت و... باز می‌گردد.‌

به ریشه‌های رخدادهای اخیر اشاره کردید. اگر قرار باشد یک واکاوی معقول از دلایل اعتراضات اخیر صورت گیرد، شما به کدام موارد اشاره می‌کنید؟

در مورد رخدادهای اخیر، مساله از اعتراضات بازار به خاطر مسائل اقتصادی آغاز شد و در ادامه برخی طیف‌های خارجی و فرصت‌طلبان از آن سوءاستفاده کردند و کار به جایی رسید که خشونت شدیدی شکل گرفت. مسائل مرتبط با گرانی‌ها، تورم، کمبودها و... باعث شد تا مردم دست به اعتراض بزنند. تاسف‌آور اینکه اعتراضات مدنی مردم به دلیل سوءاستفاده‌ها به حاشیه کشیده شد. متوسط نرخ تورم در ایران از دهه 90 به این سو بالای 40درصد است، این عدد بسیار بالاست، طبیعی است که مردم خسته شوند و اکثرشان واکنش اعتراضی نشان دهند. چون درآمد مناسبی در کشور وجود ندارد، این فقر است که توزیع می‌شود. به جای توزیع ثروت این فقر است که توزیع می‌شود. به دلیل نابرابری درآمدها، 70الی 80 درصد درآمدها در اختیار کمتر از 10درصد جمعیت است و 90 درصد ایرانیان تنها به 20درصد منابع دسترسی دارند.

برخی ریشه رخدادهای اجتماعی و نارضایتی‌ها را به عوامل خارجی نسبت می‌دهند. شما با این نگاه موافق نیستید؟

نه، صریح بگویم؛ من دشمن اصلی را بیرون از کشور نمی‌دانم. دشمن اصلی، سیاست‌های غلط خود ماست. وقتی مردم سال‌ها با تورم بالای ۴۰ درصد زندگی می‌کنند، درآمدشان تقریبا ثابت است و فقر و نابرابری تشدید می‌شود، طبیعی است که جامعه ملتهب شود. اینها ربطی به دشمن خارجی ندارد؛ این نتیجه تصمیمات اشتباه داخلی است.

شما بارها از «توزیع فقر» صحبت کرده‌اید. منظورتان دقیقا چیست؟

وقتی کشوری ثروت تولید نمی‌کند، رفاه نمی‌آفریند و ارزش افزوده ایجاد نمی‌کند اما مدام یارانه، کوپن، پول نقد و مسکن حمایتی توزیع می‌کند، در واقع فقر را توزیع می‌کند، نه ثروت را. بیش از ۲۰ سال است که سرمایه‌گذاری خالص کشور منفی است. یعنی نه‌تنها ثروت جدید تولید نشده، بلکه دارایی‌های موجود را هم مصرف کرده‌‌ایم. این روند باعث شده مدام بر جمعیت فقرای کشور افزوده شود. مردم دهک‌های متوسط به دهک‌های فقیر و فقرای نسبی به فقرای مطلق بدل می‌شوند. امروز فاصله دهک‌های درآمدی به‌شدت افزایش یافته است. درصد کمی از جامعه سهم بزرگی از درآمد را در اختیار دارد و اکثریت مردم با کاهش قدرت خرید مواجه‌اند. این یعنی عدالت اجتماعی تضعیف شده و این خطرناک است.

شما در دولت‌های سازندگی و اصلاحات نیز به عنوان وزیر و معاون رییس‌جمهور حضور داشتید. در سال ۱۳۸4 در پایان دولت اصلاحات سند چشم‌انداز ۲۰‌ساله نوشته شد. قرار بود مطابق محتوای این سند ایران در سال 1404 به قدرت اول منطقه‌ای در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، نظامی و...بدل شود و الهام بخش سایر کشورها برای توسعه در نظر گرفته شود. اما ایران از منظر درآمد سرانه رتبه 13 را بین 20کشور منطقه داراست. چه شد که به اهداف این سند نرسیدیم؟

آنچه که در آن برهه نوشته شد مبتنی بر زیر‌بنایی بود که در دولت سازندگی و بعد هم دولت اصلاحات ایجاد شده بود. اما باید توجه داشت که زیربنای توسعه، توزیع رانت یا زور نیست؛ توزیع ثروت است. ثروت هم بدون سرمایه‌گذاری به وجود نمی‌‌آید. در دوره آقای هاشمی، حدود ۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی برای زیرساخت‌‌ها جذب شد. همان زیرساخت‌‌ها در دولت آقای خاتمی به ثمر نشست و باعث بهبود نسبی معیشت مردم شد. در واقع توسعه مناسبات ارتباطی با جهان باعث بهبود روند جذب سرمایه‌های خارجی شد و این سرمایه‌ها به بهبود شاخص‌های اقتصادی کمک کردند. اگر این روند بهبود مناسبات با جهان در دولت‌های پسا اصلاحات هم دنبال می‌شد، نتایج مناسب‌تری شکل می‌گرفت اما اینگونه نشد. به عنوان مثال ظرفیت تولید برق کشور در دولت سازندگی از حدود ۶ هزار مگاوات به نزدیک ۳۰ هزار مگاوات رسید. بنادر، جاده‌ها، کارخانه‌ها و راه‌‌آهن در این دوران ساخته شد. اینها نتیجه سرمایه‌گذاری بود، نه شعار. اگر آن سرمایه‌ها جذب نمی‌شدند، اصلا امکان توسعه و رشد کشور وجود نداشت.

پس چرا در دوران پسا اصلاحات این مسیر ادامه پیدا نکرد؟

در سال 84 هم دولت تغییر کرد و هم سیاست‌های اجرایی و راهبردی کشور. کشور در دولت‌های نهم و دهم به سمتی رفت که تحریم‌ها تشدید شدند، ارتباط با جهان قطع شد و سرمایه‌های خارجی دیگر وارد کشور نشدند. وقتی ثروت تولید نشود، سرمایه جذب نشود و دولت به سمت ماجراجویی‌های بیهوده سوق پیدا کند، نتیجه‌اش می‌شود فقر؛ آن هم فقر گسترده. اخیرا آقای قالیباف رسما اعلام کرده‌اند 34درصد جمعیت ایرانیان زیر خط فقر مطلق قرار دارند. این عدد بسیار معنادار است. این روند افزایش فقر به دلیل نبود سرمایه خارجی و منابع مناسب است.

 اما در فاصله سال‌های ۸۴ تا ۹۲، کشور درآمدهای ارزی بسیار بالایی داشت. در دولت احمدی‌نژاد ایران حدودا 700میلیارد دلار درآمد ارزی داشت. در شرایطی که بسیاری از کشورها با درآمدهای نفتی همان دوران فرآیند ثبات اقتصادی را کسب کردند، چرا این درآمدهای نجومی در ایران منجر به بهبود و پیشرفت نشدند؟ 

کاملا درست است. یکی از دلایل این امر این است که در دوران احمدی‌نژاد برنامه‌ریزی نیز کنار گذاشته شد. سازمان برنامه و بودجه تضعیف و حتی تعلیق شد و درآمدهای ملی بدون حساب‌ وکتاب صرف پروژه‌های غیر ضروری و غیر مولد و عوامانه شد. وقتی خزانه در اختیار سلیقه یک نفر باشد، پول‌‌ها هدر می‌رود و توسعه‌ای شکل نمی‌گیرد. امروز دانش بشر کمتر از یک سال دو برابر می‌شود. اما ما هنوز با منطق چند دهه قبل کشور را اداره می‌کنیم. این روش دیگر جواب نمی‌دهد. نمی‌شود همه مشکلات را گردن دشمن بیرونی انداخت و برای اشتباهاتی که در داخل صورت گرفته سهمی قائل نشد!.

با عبور از این بحران‌های پی در پی جامعه امروز با معضلات بسیاری دست به گریبان است. اگر بخواهید به نظام حکمرانی و سیاست‌گذاران کشور توصیه‌ای داشته باشید، چه می‌گویید؟

اولین توصیه، بازگشت به عقلانیت و ارتباط با دنیاست. امروز هزاران میلیارد دلار سرمایه سرگردان در جهان وجود دارد. چرا نباید بخشی از آن جذب ایران شود؟ چون ما با جهان قهر کرده‌ایم؛ ارتباط بانکی، اقتصادی، مالی و اطلاعاتی نداریم. اینکه دولت به دنبال بهبود مناسبات با همسایگان و سایر کشورهاست اقدام مناسبی است اما شاکله تصمیم ساز و سیاست‌گذار کشور باید این ضرورت را درک کرده و ایران را از انزوایی که دشمنان تلاش می‌کنند کشور را به آن سمت هدایت کنند، رها سازند. در جهان بخش‌های کلیدی مشخص‌اند. زیرساخت‌های توسعه‌ای، ارتباطات، محیط زیست و اقتصاد از آن جمله‌اند. ما منابع طبیعی را نابود کرده‌ایم. بیش از ۲۵۰ میلیارد مترمکعب به آب‌‌های زیرزمینی بدهکاریم. این یعنی آینده کشور را پیش‌خور کرده‌‌ایم. توسعه بدون توجه به محیط‌زیست، اساسا توسعه نیست.

از سوی دیگر در حوزه فناوری و ارتباطات نه تنها همپای جهانیان گام بر نمی‌داریم، بلکه با فیلترینگ و انسداد ظرفیت‌های ایجاد شده توسط مردم را بر باد می‌دهیم. وقتی اینترنت قطع می‌شود، اطلاعات قطع می‌شود. وقتی اطلاعات نباشد، تصمیم درست هم اتخاذ نخواهد شد. دنیای امروز دنیای ارتباطات است، نمی‌شود با همه قهر کرد و انتظار پیشرفت داشت.

با پایان سررسید سند چشم‌انداز، اگر فرض کنیم که سیستم به سمت اصلاحات اساسی حرکت کند، چه مدت زمان لازم است تا کشور به مسیر پیشرفت برگردد؟

اگر حکومت تصمیم جدی برای اصلاح بگیرد، حداکثر ظرف 5 سال می‌شود شرایط را بهبود بخشید. تا پایان دولت چهاردهم و دولت پانزدهم می‌توان زمینه‌های جهش را در همه زمینه‌ها فراهم کرد. منظورم بازگشت کامل به گذشته و سال 84 نیست، اما می‌شود از این وضعیت خارج شد و کیک اقتصادی را بزرگ‌تر کرد. این مهم شدنی است، اما به شرط تصمیم عاجل برای اصلاح. بدون این اراده و تصمیم، همین مسیر «توزیع فقر» ادامه پیدا می‌کند.
 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره