1. برگزیده
تحلیل ها

دژ مالی 250 میلیارد دلاری دبی در لبه پرتگاه

منبع
فرهيختگان
بروزرسانی
دژ مالی 250 میلیارد دلاری دبی در لبه پرتگاه

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

بزرگ‌ترین جنگ خاورمیانه در روز پنجشنبه وارد سیزدهمین روز خود شده است. اثرات مخرب جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیست‌ها علیه ایران از مرز‌های کشورمان و مرز‌های سرزمین‌های اشغالی فلسطین فراتر رفته و با درگیر شدن منافع آمریکایی‌ها در کشور‌های منطقه، دیوار‌های واقعیت جنگ علیه ایران همه خفتگان و همه آن‌هایی را که تصور می‌کردند جنگ فقط ایران را درگیر خود می‌کند، بیدار کرده است. حالا بخش عمده خاورمیانه درگیر یک جنگ سرنوشت‌ساز است. به اعتقاد تحلیلگران یکی از بزرگ‌ترین آثار جنگ فعلی، تخریب چشم‌انداز اقتصاد پسانفتی است که کشور‌های شورای همکاری خلیج‌فارس چندین دهه دنبال آن بودند. این کشور‌ها که اقتصاد پسانفتی خود را براساس جذب سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه املاک و مستغلات، گردشگری، استارتاپ‌ها و مراکز داده و فناوری‌های نوین بنا کرده بودند، این روز‌ها یک سقوط بزرگ را تجربه می‌کنند. این کشور‌ها که مدت‌هاست خود را به عنوان پناهگاهی امن برای ثروت جهانی جا می‌زدند، حالا با شوک بزرگ ناامنی روبه‌رو شده‌اند. تحلیلگران می‌گویند اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس احتمالاً خسارات فیزیکی را با سرعت بالا می‌توانند از طریق منابع بیکران صندوق‌های ثروت ملی بازسازی کنند. اما چیزی که آن‌ها از دست می‌دهند، اولی امنیت و اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی است و دومی، هزینه‌های بی‌حساب و کتابی است که آن‌ها باید پس از جنگ صرف بازطراحی معماری امنیتی خود کنند. بسیاری از مؤسسات تحقیقاتی در زمینه امنیت این روز‌ها پس از بررسی سناریو‌های آتی جنگ، به طور مفصل به معماری امنیتی منطقه در پساجنگ خاورمیانه می‌پردازند. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، معماری امنیتی قبلی منطقه که بر پایه تضمین امنیتی آمریکا بود، حالا از هم پاشیده و بازسازی آن هزینه‌های بی‌حساب و کتابی روی دست کشور‌های منطقه می‌گذارد و مهم‌تر از آن، جدا کردن روند توسعه این کشور‌ها از روند توسعه ایران، همچنان آسیب‌زا خواهد بود. به عبارتی، حذف ایران از معماری امنیتی این کشور‌ها بدترین تصمیمی است که آن‌ها گرفتند و امروز این واقعیت بر آن‌ها آشکار شده که به جای تکیه به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، باید امنیت را با همکاری منطقه‌ای ازجمله با همکاری ایران بازسازی کنند. 


پرتگاه 250 میلیارد دلاری یک امیرنشین 
جنگ تحمیلی علیه ایران، جایگاه دبی به عنوان یک قطب ثروت جهانی را متزلزل کرده است، چراکه انبوهی از مهاجران برای فرار تلاش می‌کنند و دفاتر خانوادگی و مدیران ثروت، جایگاه خود در خاورمیانه را مورد بازنگری قرار می‌دهند. در طول یک دهه گذشته، دبی با موفقیت خود را به عنوان پناهگاهی امن برای نخبگان جهانی معرفی کرده است. طبق گزارش Henley & Partners، جمعیت میلیونر‌های دبی که جذب آفتاب، امنیت و درآمد معاف از مالیات این امیرنشین شده‌اند، از سال ۲۰۱۴ تاکنون دو برابر شده و به بیش از 81 هزار نفر رسیده است. بازار املاک لوکس دبی برای پنج سال متوالی رشد کرده، به طوری که سال گذشته ۵۰۰ ملک با قیمت بیش از ۱۰ میلیون دلار به فروش رسید، این رقم در سال ۲۰۲۰ تنها ۳۰ ملک بود. 
بخش املاک و مستغلات دبی در سال ۲۰۲۵ قوی‌ترین سال خود را از زمان ثبت رکورد‌ها تجربه کرد و ارزش معاملات فروش با بیش از ۲۷۰ هزار معامله، ۲۰ درصد نسبت به سال 2024 افزایش یافت و به ۹۱۷ میلیارد درهم یا معادل 250 میلیارد دلار رسید. 


طبق داده‌های رسمی نهاد آماری دبی، در سال 2025 تعداد سرمایه‌گذاران با ۲۴ درصد افزایش به 193 هزار و 100 نفر رسید که شامل 130 هزار سرمایه‌گذار جدید می‌شود. همچنین سرمایه‌گذاران مقیم 57 درصد از کل معامله‌کنندگان را تشکیل می‌دادند. بررسی آمار‌های رسمی نشان می‌دهد از سال 2008 تاکنون ارزش معاملات املاک دبی با رشد 3.5 برابری از 265 میلیارد درهم در سال 2008 به 917 میلیارد درهم در سال 2025 رسیده است. همچنین تعداد معاملات فروش ملک نیز با رشد 4.6 برابری از 59 هزار فقره به 270 هزار فقره در سال گذشته رسیده است. آنچه در این بین مهم بوده، اینکه به گفته تحلیلگران بین‌المللی و کارشناسان بازار‌های مالی امپراتوری مالی دبی بر مبنای امنیت و ثبات بلندمدت و بر سرمایه‌های خارجی بنا شده است، چیزی که پس از شروع جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیست‌ها علیه ایران، از دست رفته تصور می‌شد. این اتفاق که با تلاش سرمایه‌گذاران خارجی برای خروج از دبی و انتقال سرمایه‌ها به شرق آسیا و دیگر نقاط جهان همراه شده، یکی از مهم‌ترین ایده‌های توسعه و برنامه چشم‌انداز منطقه یعنی «اقتصاد پسانفتی» شورای همکاری خلیج‌فارس را دچار شکست تاریخی خواهد کرد. 

سقوط 21 درصدی شاخص املاک دبی
گفته شد که در کنار شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی که به واسطه اعطای یارانه‌های عجیب و غریب، جاذب سرمایه‌گذاران خارجی هستند، یکی از بخش‌های بسیار جذاب امارات برای سرمایه‌گذاری تاکنون، بخش املاک بوده است. گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیست‌ها علیه ایران، بخش املاک دبی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است، به‌طوری‌که شاخص املاک و مستغلات دبی در بحبوحه جنگ خاورمیانه با سقوط 21 درصدی از 16666 واحد در یک‌ماه گذشته به 13122 واحد در روز گذشته رسیده است. البته این اتفاق درحالی رخ می‌دهد که در روز‌های گذشته دولت سعی کرد با تنفس مصنوعی، مانع سقوط بخش املاک دبی شود. 
لازم به توضیح است که شاخص املاک و مستغلات (DFMREI) یک شاخص سهام است. این شاخص میزان معاملات شرکت‌های املاک و مستغلات عمومی (اعمار پراپرتیز، الدار پراپرتیز و غیره) در بازار سهام را اندازه‌گیری می‌کند، نه قیمت‌های مستقیم معاملات املاک را. وقتی این شاخص ۲۱ درصد کاهش می‌یابد، نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران ریسک مالکیت سهام شرکت‌های توسعه‌دهنده را دوباره قیمت‌گذاری می‌کنند، نه لزوماً اینکه قیمت آپارتمان در دبی ۲۱ درصد کاهش یافته باشد. 
تحلیلگران بازار‌های مالی می‌گویند این اتفاق یک مسئله مهمی است، چراکه توسعه‌دهندگان سهام عمومی مستقیماً از طریق تغییر قیمت سهام و کاهش قیمت اوراق قرضه تحت تأثیر قرار می‌گیرند و اگر اختلالات پرواز‌های منطقه‌ای (بسته شدن موقت فرودگاه‌ها در طول تشدید بحران) گردشگری را کاهش دهد، اپراتور‌های اجاره کوتاه‌مدت با خطر مواجه می‌شوند. همچنین سرمایه‌گذاران خارج از برنامه که در اوج قیمت‌های ۲۰۲۵-۲۰۲۴ (برخی پروژه‌ها را با قیمت بیش از ۲۶۰۰ درهم در هر فوت مربع) خرید کرده‌اند، در صورت کاهش تقاضای خارجی قبل از تحویل، با بیشترین خطر ورشکستگی مواجه خواهند شد. 
بخش لوکس (با درآمد بیش از ۸ میلیون دلار) از اواخر سال ۲۰۲۵ نشانه‌هایی از جذب کندتر سرمایه‌گذاری خارجی را نشان داده و عدم قطعیت ژئوپلیتیکی این روند را تسریع می‌کند. 
به گفته دلالان بازار املاک، خریداران بین‌المللی به ویژه سرمایه‌گذاران هندی که ۲۰ تا ۲۲ درصد از معاملات را تشکیل می‌دهند پس از وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران، در وضعیت «انتظار» قرار دارند. 
اما داده‌های تاریخی نیز قابل تأمل است. بازار املاک دبی طی دو دهه گذشته چندین چرخه بزرگ را تجربه کرده است. در طول بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، قیمت املاک تقریباً ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش یافت و حدود شش تا هفت سال طول کشید تا بازار به طور کامل بهبود یابد. اصلاح دیگری بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ رخ داد، زمانی که قیمت‌ها تقریباً ۲۵ تا ۳۰ درصد کاهش یافت که عمدتاً به دلیل کاهش قیمت نفت و عرضه بیش از حد در بازار بود. در سال‌های گذشته همه‌گیری کووید-۱۹ که فقط اختلال مختصری ایجاد کرده بود، بازار ۱۲ تا ۱۸ ماه طول کشید بهبود پیدا کند. به گفته تحلیلگران، جنگ اخیر سهمگین‌ترین ضربه به اقتصاد پسانفتی و بازار املاک و گردشگری منطقه خلیج‌فارس می‌تواند باشد. 

4 شوک به جاه‌طلبان خلیج‌فارس 
مؤسسه تحقیقاتی شورای خاورمیانه در امور جهانی (شورای خاورمیانه) در گزارشی مفصلی با هشدار نسبت به تبعات جبران‌ناپذیر تحمیل یک جنگ بزرگ علیه ایران از سوی بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ می‌نویسد: «این جنگ در برهه‌ای از وضعیت شکنندگی اقتصاد جهانی رخ داد. دولت دوم ترامپ از طریق سیاست‌های تعرفه‌ای غیرقابل پیش‌بینی و موضع‌گیری قهری و یکجانبه در سیاست خارجی، عدم قطعیت قابل توجهی را به سیستم اقتصادی بین‌المللی تزریق کرده بود که هم متحدان و هم رقبا را نگران کرده است. اقتصاد جهانی همچنان با تورم مداوم، نرخ بهره بالا و اختلالات زنجیره تأمین ناشی از بحران دریای سرخ و تنگه باب‌المندب دست و پنجه نرم می‌کند. اکنون هر دو گلوگاه دریایی بسیار مهم جهان یعنی باب‌المندب و تنگه‌هرمز در معرض خطرات گسترده‌ای هستند. در این گزارش آمده است، برای جهان، پیامد‌های این موضوع شدید است. قیمت انرژی در حال افزایش است، مسیر‌های حمل و نقل مختل شده‌اند و خطرات رکود اقتصادی در حال افزایش. ایالات متحده با فشار‌های جدید هزینه‌های زندگی و نگرانی‌های فزاینده در مورد بدهی روبه‌رو است. اروپا در بحبوحه رشد اقتصادی ضعیف فعلی، با خطر بحران انرژی دیگری روبه‌روست. چین ممکن است به دلیل شبکه‌های عرضه داخلی و ذخایر استراتژیک نفت در ماه‌های گذشته، نسبتاً مصون‌تر باشد، اما همچنان آسیب‌پذیر است. 


1-   بخش اول مربوط به حوزه انرژی است. در واقع این جنگ فوری‌ترین شوک را به تأمین انرژی جهانی وارد کرده است. با بسته شدن تنگه هرمز شرکت‌های بیمه پوشش ریسک جنگ را برای کشتی‌هایی که قصد عبور دارند، لغو کرده‌اند. با اختلالات در باب‌المندب، ادغام خلیج‌فارس در شبکه‌های تجارت جهانی از هر دو طرف قطع شده است. گزارش یک رسانه اماراتی نشان می‌دهد چهار کشور عربی شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و عراق در پی تنش‌های نظامی اخیر و اختلال در مسیر‌های صادراتی تنگه هرمز، تولید نفت خود را به شدت کاهش داده‌اند. این رسانه مدعی است در نتیجه جنگ علیه ایران، میزان تولید نفت این کشور‌ها روزانه حدود ۶.۷ میلیون بشکه کاهش یافته است. این رقم معادل ۳۳ درصد از کل تولید این چهار کشور است. در کنار نفت، صادرات LNG نیز کاملاً متوقف شده است. شرکت قطرانرژی در راس لفان و شهرک صنعتی مسیعید آسیب دیده‌اند که باعث شده بزرگ‌ترین تولیدکننده LNG جهان تولید خود را به طور کامل متوقف کند. مهم‌ترین پالایشگاه عربستان سعودی رأس تنوره و تأسیسات نفتی در امارات متحده عربی نیز تولید خود را متوقف کرده‌اند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که اگر درگیری ادامه یابد، نفت خام برنت می‌تواند به بالای 120 دلار در هر بشکه برسد. بسته شدن مداوم تنگه هرمز می‌تواند قیمت‌ها را به سمت 150 دلار و بیشتر از آن سوق دهد، سطحی که به طور گسترده به عنوان عاملی برای ایجاد رکود جهانی تقریباً تضمین شده تلقی می‌شود. 


2-  بخش دوم، بخش هوانوردی خلیج‌فارس است. این بخش که یکی دیگر از ستون‌های استراتژی اقتصادی منطقه‌ای است نیز به شدت مختل شده. فرودگاه بین‌المللی دبی، شلوغ‌ترین قطب جهان برای ترافیک مسافران بین‌المللی، پس از جنگ فعالیت خود را در ابتدا متوقف کرده و سپس در روز‌های گذشته فعالیت خود را با حجم پایین‌تر شروع کرده است. فیلم‌ها و تصاویر منتشر شده از فرودگاه دبی نشان می‌دهد انبوه جمعیت در سالن‌های انتظار به دنبال خروج از این کشور هستند. فرودگاه ابوظبی دچار یک حادثه مرگبار شد و فرودگاه بین‌المللی کویت متحمل خسارات پهپادی به ترمینال مسافربری خود شد. قطر تمام ناوبری هوایی را به حالت تعلیق درآورد و ناوگان هواپیمایی قطر را زمین‌گیر کرد. 


3-   بخش سوم، تخریب وجهه و پرستیژی است که کشور‌های شورای همکاری خلیج‌فارس برای دهه‌ها روی آن هزینه‌های هنگفتی کرده‌اند. برخلاف جنگ خرداد 1404، این بار همه کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس به طور همزمان بسته شدن حریم هوایی را تجربه کرده‌اند، گردشگری در طول ماه رمضان تعطیل شده و ضرر‌های پیش‌بینی‌شده برای سال 2026 بین ۴۰ تا 60 میلیارد دلار است. ویدئو‌های انفجار‌ها در مراکز نظامی آمریکا در دبی، دوحه و منامه و گردشگران سرگردانی که سعی در فرار زمینی از این کشور‌ها دارند، تصویر امنیتی‌ای را که اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس میلیارد‌ها دلار صرف آن کرده بودند، خدشه‌دار کرده است. به ویژه برای امارات متحده عربی و قطر که شرکت‌های هواپیمایی شاخص آن‌ها ستون‌های استراتژی اقتصاد ملی هستند، این تعطیلی نشان‌دهنده ضربه مستقیم به دو مورد از ارزشمندترین دارایی‌های اقتصادی این کشورهاست. 
برای کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس (GCC) جنگ اخیر بسیار شکننده است، زیرا آن‌ها در بحبوحه مهم‌ترین برنامه‌های تحول اقتصادی در تاریخ مدرن خود هستند. استراتژی‌های «چشم‌انداز» بلندمدت آن‌ها (همچون 2030 عربستان و...) که از قبل نیز شکننده بود، بر این فرض استوار است که می‌توانند از ثروت‌های بادآورده فروش نفت و گاز، مرکزیت جغرافیایی و گسترش بازار‌های داخلی برای جذب سرمایه و استعداد خارجی استفاده کنند، از صادرات نفت فاصله بگیرند و اقتصاد‌های خدماتی و دانش‌محور در سطح جهانی بسازند. این فرض در نهایت بر تصور ثبات بلندمدت استوار است که وقایع روز‌های گذشته آن را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. 
بازار‌های مالی به نوسانات واکنش نشان داده‌اند. بورس‌های امارات متحده عربی به مدت دو روز معاملات را متوقف کردند، چراکه سهام بانکی و املاک و مستغلات که به شدت به ریسک ژئوپلیتیکی حساس هستند، در سراسر شورای همکاری خلیج‌فارس به شدت سقوط داشت. زیرساخت‌های دیجیتال نیز از این امر در امان نمانده‌اند، زیرا مراکز داده آمازون در امارات متحده عربی و بحرین از قطعی طولانی‌مدت خبر داده‌اند که منجر به تعلیق خدمات تحویل در چندین ایالت شده است. آسیب نمادین نیز به همان اندازه قابل توجه است. حملات به یک هتل لوکس در پالم جمیرا دبی که محل اسکان نیرو‌های آمریکایی بوده، برج‌های مسکونی در منامه و نمایندگی‌های دیپلماتیک ایالات متحده در ریاض، کویت و دبی آن‌ها را ناامن کرده است. در منطقه‌ای که قدرت نرم آن از شهرتش به عنوان پناهگاه ثبات شناخته می‌شد، چنین تصاویری پیامد‌هایی دارند که نمی‌توان آن‌ها را با هیچ معیار اقتصادی فوری اندازه‌گیری کرد. 
یک مؤسسه تحقیقاتی در امور خاورمیانه تداوم جنگ علیه ایران را «سناریوی بد تا فاجعه‌» برای کشور‌های شورای همکاری خلیج‌فارس ذکر می‌کند. این مؤسسه می‌نویسد تا حالا هیچ افقی برای پایان جنگ دیده نمی‌شود. ترامپ در جنگی به شدت نامحبوب که توسط دولت به شدت نامحبوب او آغاز شده و راه‌حلی برای خروج از آن وجود ندارد، گرفتار شده است. به نوشته این مؤسسه، جنگ با ایران برنامه‌های تنوع‌بخشی به اقتصاد کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج‌فارس را سال‌ها و نه ماه‌ها، به عقب خواهد انداخت، این بدترین اتفاق برای آنهاست. 
تحلیلگران معتقدند حتی اگر فاجعه‌ای رخ ندهد، این جنگ آسیب‌های پایداری را به جاه‌طلبی‌های اقتصادی کشور‌های شورای همکاری خلیج‌فارس وارد می‌کند. اگر تصور ریسک‌های عرضه ادامه یابد، واردکنندگان هیدروکربن ممکن است واردات انرژی از خلیج‌فارس را کاهش داده و از منابع دیگری نیز انرژی تأمین کنند. علاوه بر این، برنامه‌های تنوع‌بخشی به اقتصاد منطقه به شدت به جریان پایدار سرمایه خارجی وابسته است. وقتی ثبات پایدار نباشد، سرمایه‌ها به شدت از منطقه فراری خواهند بود. گزارش اخیر خبرگزاری رویترز نشان می‌دهد بسیاری از میلیونر‌های دبی درحال انتقال ثروت خود به سنگاپور و کشور‌های شرق آسیا هستند. 


4-   بخش چهارم افزایش هزینه‌های زیست کشور‌های عربی پس از جنگ است. گرچه آن‌ها صندوق‌های ثروت پر از پول دارند، اما تأمین امنیت آن‌ها این بار هزینه‌های عجیب و غریبی می‌طلبد. تحلیلگران می‌گویند هزینه‌های نظامی در سراسر کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج‌فارس به طور قطع افزایش خواهد یافت، زیرا دولت‌ها فرضیات امنیتی خود را دوباره ارزیابی می‌کنند. این جنگ هم محدودیت‌های حفاظت ایالات متحده و هم آسیب‌پذیری زیرساخت‌های پیشرفته را در برابر سلاح‌های نسبتاً ارزان آشکار کرده است. افزایش بودجه‌های دفاعی به طور بالقوه سرمایه‌گذاری در برنامه‌های تنوع‌بخشی به اقتصاد نفتی آن‌ها را از بین خواهد برد. 
مدل تأمین نیروی کار از خارج نیز ممکن است با محدودیت مواجه شود. اقتصاد‌های خلیج‌فارس به متخصصان و سرمایه‌گذاران خارجی متکی هستند که قابلیت جابه‌جایی، به آن‌ها اجازه می‌دهد در صورت وخامت اوضاع امنیتی، به سرعت نقل مکان کنند. مشاهده شهر‌های خلیج فارس تحت حمله و دستور تخلیه از سوی دولت‌های خارجی، ناگزیر بر این محاسبات، از جمله در درازمدت، تأثیر خواهد گذاشت. در واقع، ثبات، امنیت و رفاه خلیج‌فارس بیش از هر شاخص اقتصادی واحد، در موفقیت آن‌ها در تبدیل شدن به قطب‌های جهانی نقش اساسی داشته است، موضوعی که در چند روز گذشته این روایت را متزلزل کرده است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله