1. برگزیده
تحلیل ها

روایت مهم نیویورک تایمز: چگونه ترامپ آمریکا را به جنگ علیه ایران کشاند؟

منبع
اکو ايران
بروزرسانی
روایت مهم نیویورک تایمز: چگونه ترامپ آمریکا را به جنگ علیه ایران کشاند؟

اکو ایران/ متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

این گزارش از رسانه نیویورک تایمز، در برگیرندهٔ جزئیات قابل‌توجهی از روند چند ماههٔ منتهی به تصمیم‌گیری پیرامون مداخلهٔ نظامی آمریکا در ایران در کاخ سفید و اختلافات درونی در رابطه با این تصمیم است.

 در شرایطی که چهل روز آغاز جنگ بزرگ در خاورمیانه طرفین با آتش‌بس موافقت کرده‌اند، روزنامه نیویورک‌تایمز با انتشار گزارشی ابعاد جدیدی از روند تصمیم‌گیری در کاخ سفید برای آغاز جنگ را افشا کرده است. اکوایران این گزارش مفصل را در دو بخش ترجمه کرده که در ادامه بخش اول آن ارائه می‌شود:

 ضیافت خون در اتاق اندرونی
به نوشته نیویورک‌تایمز، ماشین شاسی‌بلند مشکی‌رنگی که نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، را حمل می‌کرد، درست پیش از ساعت ۱۱ صبح 11 فوریه به کاخ سفید رسید. رهبر اسرائیل که ماه‌ها برای واداشتن ایالات متحد به موافقت با یک حمله بزرگ به ایران فشار آورده بود، با تشریفاتی اندک و دور از دید خبرنگاران به داخل هدایت شد، درحالی‌که برای یکی از پرمخاطره‌ترین لحظات در کارنامه طولانی خود آماده می‌شد.

مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی نخست در اتاق کابینه، در مجاورت دفتر بیضی، گرد هم آمدند. سپس نتانیاهو برای رویداد اصلی به طبقه پایین رفت: ارائه‌ای فوق‌محرمانه درباره ایران برای رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ و تیم او در اتاق وضعیت کاخ سفید؛ اتاقی که به‌ندرت برای دیدارهای حضوری با رهبران خارجی استفاده می‌شد. ترامپ نشست، اما نه در جایگاه معمول خود، بلکه در صدر میز کنفرانس اتاق که از چوب ماهون ساخته شده است. رئیس‌جمهور آمریکا در یک سمت نشست و رو به نمایشگرهای بزرگی که در امتداد دیوار نصب شده بودند، قرار گرفت. نتانیاهو در سمت دیگر، درست روبه‌روی ترامپ نشست.

روی صفحه نمایش پشت سر نخست‌وزیر اسرائیل، دیوید بارنیا، رئیس موساد، به همراه مقام‌های نظامی اسرائیلی ظاهر شدند. آن‌ها که به‌صورت بصری پشت سر نتانیاهو قرار گرفته بودند، تصویری از یک رهبر در زمان جنگ که تیمش او را احاطه کرده‌اند، ایجاد کردند.


 تصویری از اتاق وضعیت کاخ سفید


سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، در انتهای میز با فاصله دور نشست. وزیر امور خارجه آمریکا، مارکو روبیو،  که همزمان مشاور امنیت ملی نیز بود، در جایگاه همیشگی خود قرار گرفت. پیت هگست وزیر دفاع و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش که معمولاً در چنین موقعیت‌هایی کنار هم می‌نشستند، در یک سمت بودند؛ جان ردکلیف، رئیس سازمان سیا نیز به آن‌ها پیوست. جراد کوشنر، داماد ترامپ و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا که در حال مذاکره با ایرانی‌ها بود، گروه اصلی را کامل کردند.

این گردهمایی عمداً کوچک نگاه داشته شده بود تا از درز اطلاعات جلوگیری شود. دیگر وزرای ارشد کابینه هیچ اطلاعی از برگزاری این جلسه نداشتند. معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، نیز در میان حاضران قرار نداشت. او در جمهوری آذربایجان بود و جلسه با چنان اطلاع کوتاهی برنامه‌ریزی شده بود که او نتوانست به‌موقع بازگردد.

ارائه‌ای که نتانیاهو طی ساعت بعدی انجام می‌داد، نقشی تعیین‌کننده در قرار دادن ایالات متحد و اسرائیل در مسیر یک درگیری نظامی بزرگ در یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان داشت. این ارائه همچنین به مجموعه‌ای از بحث‌ها در درون کاخ سفید طی روزها و هفته‌های بعد منجر شد (جزئیاتی که پیش‌تر گزارش نشده بودند) که در آن‌ها ترامپ، پیش از آنکه مجوز پیوستن به اسرائیل در حمله به ایران را صادر کند، گزینه‌ها و خطرات را سنجید.

چگونه ترامپ ایالات متحد را به جنگ کشاند؟
این روایت از اینکه چگونه ترامپ ایالات متحد را به جنگ کشاند، برگرفته از گزارش‌هایی برای کتابی در دست انتشار با عنوان «تغییر رژیم: درون ریاست‌جمهوری امپراتوری‌مأبانه دونالد ترامپ» است. این روایت نشان می‌دهد که چگونه بحث‌های درون دولت، غرایز رئیس‌جمهور آمریکا، شکاف‌های در حلقه نزدیک او و شیوه اداره کاخ سفید را برجسته کرده‌اند. این گزارش بر پایه مصاحبه‌های گسترده‌ای است که با شرط ناشناس ماندن انجام شده‌اند تا گفت‌وگوهای داخلی و مسائل حساس بازگو شوند. این گزارش همچنین نشان می‌دهد که تفکر تندروانه ترامپ تا چه اندازه طی ماه‌ها با دیدگاه‌های نتانیاهو همسو بوده است؛ بیش از آنچه حتی برخی از مشاوران کلیدی رئیس‌جمهور آمریکا درک می‌کردند. ارتباط نزدیک این دو، ویژگی ماندگاری در دو دولت بوده و این روند، هرچند گاه پرتنش، باعث انتقادها و بدگمانی‌های شدیدی در هر دو جناح چپ و راست سیاست آمریکا شده است؛ و نیز نشان می‌دهد که چگونه در نهایت، حتی اعضای بدبین‌تر کابینه جنگی ترامپ، به‌استثنای آشکار ونس -چهره‌ای در درون کاخ سفید که بیش از همه با یک جنگ تمام‌عیار مخالف بود - به غرایز ترامپ تمکین کردند، از جمله اعتماد فراوان او به اینکه جنگ، سریع و قاطع خواهد بود. 

در جلسه 11 فوریه اتاق وضعیت، نتانیاهو با تمام قوا تلاش کرد این‌گونه القا کند که ایران آمادهٔ تغییر نظام است و این باور را ابراز داشت که یک مأموریت مشترک آمریکا-اسرائیل می‌تواند این کار را انجام دهد دهد.  نتانیاهو و تیمش شرایطی را ترسیم کردند که به ادعای آن‌ها نشان‌دهنده پیروزی تقریباً قطعی بود: برنامه موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند ظرف چند هفته نابود شود؛ نظام آن‌چنان تضعیف خواهد شد که قادر نخواهد بود تنگه هرمز را مسدود کند و احتمال اینکه ایران بتواند به منافع آمریکا در کشورهای همسایه ضربه بزند، بسیار اندک ارزیابی شد. نتانیاهو ارائه خود را با لحنی یکنواخت اما مطمئن بیان کرد. به نظر می‌رسید این سخنان برای مهم‌ترین فرد حاضر در اتاق، رئیس‌جمهور آمریکا، قانع‌کننده بوده است. ترامپ به نتانیاهو گفت: «به نظر من خوب است.» برای نتانیاهو، این به‌منزله چراغ سبز احتمالی برای یک عملیات مشترک آمریکا-اسرائیل تلقی شد.

نتانیاهو تنها کسی نبود که از این جلسه با این برداشت خارج شد که ترامپ تقریباً تصمیم خود را گرفته است. مشاوران رئیس‌جمهور آمریکا می‌توانستند ببینند که او عمیقاً تحت تأثیر وعده‌های توانایی‌های نظامی و اطلاعاتی تیم نتانیاهو قرار گرفته است؛ همان‌طور که پیش‌تر نیز هنگام گفت‌وگوی این دو پیش از جنگ ۱۲روزه با ایران در ماه ژوئن چنین شده بود. نتانیاهو پیش‌تر در همان روز ۱۱ فوریه، در جریان دیدار خود از کاخ سفید تلاش کرده بود توجه آمریکایی‌های حاضر در اتاق کابینه را به تهدید وجودی ناشی از ایران معطوف کند. وقتی دیگران در اتاق از نخست‌وزیر اسرائیل درباره خطرات احتمالی این عملیات ابراز نگرانی کردند، نتانیاهو آن نکات را پذیرفت، اما یک نکته محوری را مطرح کرد: از نظر او، خطرات اقدام نکردن بیشتر از خطرات اقدام کردن است. او استدلال کرد که هزینه اقدام تنها در صورت تعویق افزایش خواهد یافت و دادن زمان بیشتر به ایران برای تسریع تولید موشک و ایجاد سپری حفاظتی پیرامون برنامه هسته‌ای‌اش، این هزینه را بالاتر می‌برد.

همه افراد حاضر در اتاق می‌دانستند که ایران توانایی آن را دارد که ذخایر موشکی و پهپادی خود را با هزینه‌ای بسیار کمتر و بسیار سریع‌تر از آنچه ایالات متحد بتواند رهگیرهای بسیار گران‌تر برای حفاظت از منافع و متحدانش در منطقه تولید و تأمین کند، افزایش دهد. ارائه‌های نتانیاهو و واکنش مثبت ترامپ به آن‌ها وظیفه‌ای فوری برای جامعه اطلاعاتی آمریکا ایجاد کرد. در طول شب، تحلیل‌گران کار کردند تا امکان‌پذیری آنچه را که تیم اسرائیلی به رئیس‌جمهور آمریکا گفته بود، ارزیابی کنند.

مضحک و مزخرف!
نتایج تحلیل اطلاعاتی ایالات متحد روز بعد در ۱۲ فوریه، در جلسه‌ای دیگر که تنها برای مقام‌های آمریکایی در اتاق وضعیت برگزار شد، به اشتراک گذاشته شد. پیش از ورود ترامپ، دو مقام ارشد اطلاعاتی به حلقه نزدیک او گزارش دادند. این مقام‌های اطلاعاتی تخصص ژرفی در توانمندی‌های نظامی آمریکا داشتند و نظام ایران و بازیگران آن را به‌خوبی می‌شناختند. رئیس سازمان سیا برای توصیف سناریوهای تغییر نظامی که نخست‌وزیر اسرائیل ارائه داد، از یک واژه استفاده کرد: «مضحک.» در این لحظه، مارکو روبیو وارد صحبت شد و گفت: «به عبارت دیگر، مزخرف است.»

راتکلیف افزود که با توجه به غیرقابل‌پیش‌بینی بودن رویدادها در هر درگیری، تغییر نظام ممکن است رخ دهد، اما نباید به‌عنوان هدفی قابل دستیابی در نظر گرفته شود. چند نفر دیگر نیز وارد بحث شدند، از جمله جی.دی. ونس که تازه از جمهوری آذربایجان بازگشته بود و او هم نسبت به احتمال تغییر نظام تردید جدی ابراز کرد. سپس رئیس‌جمهور رو به ژنرال دن کین کرد و گفت: «ژنرال، نظر شما چیست؟» ژنرال کین پاسخ داد: «قربان، در تجربه من این رویه استاندارد اسرائیلی‌هاست. آن‌ها اغراق می‌کنند و برنامه‌هایشان همیشه به‌خوبی توسعه‌یافته نیست. می‌دانند که به ما نیاز دارند و به همین دلیل این‌گونه با شدت تلاش می‌کنند.» ترامپ به‌سرعت وزنی برای این ارزیابی قائل شد. او گفت تغییر نظام «مشکل آن‌ها» خواهد بود. مشخص نبود که منظورش اسرائیلی‌ها بود یا  ایرانی‌ها؛ اما نکته اصلی این بود که تصمیم او برای ورود به جنگ علیه ایران به تحقق‌پذیری بخش‌های سوم و چهارم ارائه نتانیاهو وابسته نخواهد بود.

 ژنرال کین سال‌ها پیش با این گفته که گروه داعش می‌تواند بسیار سریع‌تر از پیش‌بینی دیگران شکست داده شود، رئیس‌جمهور آمریکا را تحت تأثیر قرار داده بود. ترامپ نیز با ارتقای او که پیش‌تر خلبان جنگنده نیروی هوایی بود، به‌عنوان عالی‌ترین مشاور نظامی‌اش، به این اعتماد پاسخ داد. ژنرال کین یک وفادار سیاسی نبود و نگرانی‌های جدی درباره جنگ با ایران داشت، اما در نحوه بیان دیدگاه‌هایش در برابر ترامپ بسیار محتاط بود.

ژنرال کارکشته؟
درحالی‌که تیم کوچک مشاورانی که در جریان این طرح‌ها بودند، طی روزهای بعد به بحث و بررسی ادامه می‌دادند، ژنرال کین ارزیابی نگران‌کننده‌ای را با ترامپ و دیگران در میان گذاشت: یک کارزار گسترده علیه ایران به‌طور چشمگیری اندوخته‌های تسلیحاتی آمریکا، از جمله رهگیرهای موشکی را کاهش خواهد داد؛ اندوخته‌هایی که پس از سال‌ها حمایت از اوکراین و اسرائیل تحت فشار قرار گرفته بودند. ژنرال کین هیچ مسیر روشنی برای جبران سریع این ذخایر نمی‌دید. او همچنین به دشواری عظیم تأمین امنیت تنگه هرمز و خطرات مسدود شدن آن توسط ایران اشاره کرد. ترامپ این احتمال را با این فرض که تهران پیش از رسیدن به آن نقطه تسلیم خواهد شد، نادیده گرفته بود. به نظر می‌رسید رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کند جنگ بسیار کوتاه خواهد بود؛ برداشتی که با واکنش نسبتاً محدود به بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آمریکا در ماه ژوئن تقویت شده بود.


 ژنرال کین، رئیس ستاد ارتش ایالات متحده


نقش ژنرال دن کین در دوره منتهی به جنگ، تنش کلاسیکی میان مشاوره نظامی و تصمیم‌گیری ریاست‌جمهوری را نشان می‌داد. رئیس ستاد تا حدی در خودداری از اتخاذ موضعی مشخص پافشاری می‌کرد و بارها تکرار می‌کرد که وظیفه‌اش این نیست که به رئیس‌جمهور بگوید چه کاری انجام دهد، بلکه باید گزینه‌ها را همراه با خطرات بالقوه و پیامدهای مرتبه دوم و سوم ارائه کند. برای برخی از شنوندگان چنین به نظر می‌رسید که او همزمان از همه طرف‌های یک موضوع دفاع می‌کند. کین مدام می‌پرسید: «و بعد چه؟» اما ترامپ اغلب به نظر می‌رسید فقط چیزی را می‌شنود که دوست دارد بشنود. ژنرال کین تقریباً از هر نظر با رئیس پیشین ستاد، ژنرال مارک میلی، تفاوت داشت؛ کسی که در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ به‌شدت با او مجادله می‌کرد و نقش خود را جلوگیری از اقدامات خطرناک یا بی‌پروا از سوی رئیس‌جمهور می‌دانست.

یکی از افرادی که با تعاملات آن‌ها آشنا بود، اشاره کرد که ترامپ عادت داشت توصیه‌های تاکتیکی ژنرال کین را با مشاوره راهبردی اشتباه بگیرد. در عمل، این بدان معنا بود که ژنرال ممکن بود در یک جمله درباره دشواری‌های یک بخش از عملیات هشدار دهد و در جمله بعدی اشاره کند که ایالات متحد عملاً ذخیره‌ای نامحدود از بمب‌های دقیق و ارزان دارد و می‌تواند پس از دستیابی به برتری هوایی، هفته‌ها ایران را هدف قرار دهد. برای رئیس ستاد، این‌ها مشاهداتی جداگانه بودند، حال آنکه به نظر می‌رسید ترامپ فکر می‌کند که مورد دوم احتمالاً مورد اول را خنثی می‌کند. در هیچ‌یک از مراحل این بحث‌ها، رئیس ستاد مستقیم به رئیس‌جمهور نگفت که جنگ با ایران ایده‌ای بسیار بد است؛ هرچند برخی از همکاران ژنرال کین معتقد بودند که دقیقاً همین نظر را داشت.

ترامپ تندرو
با وجود بی‌اعتمادی بسیاری از مشاوران رئیس‌جمهور ایالات متحده به نتانیاهو، دیدگاه نخست‌وزیر اسرائیل بسیار نزدیک‌تر به دیدگاه ترامپ بود تا رویکرد مخالفان مداخله در حلقه نزدیکان ترامپ یا جنبش «اول آمریکا»؛ موضوعی که برای سال‌ها صادق بوده است.

در میان تمام چالش‌های سیاست خارجی که ترامپ در طول دو دوره ریاست‌جمهوری با آن‌ها روبه‌رو شده بود، ایران جایگاهی متمایز داشت. او ایران را دشمنی به‌طور ویژه خطرناک می‌دانست و حاضر بود برای محدود کردن توانایی هسته‌ای ایران خطرات بزرگی را بپذیرد. افزون بر این، پیشنهاد نتانیاهو با تمایل ترامپ، از زمانی که 32 سالش بود، برای مقابله با نظام تئوکراتیک ایران، همسو بودند. این نظام از آن زمان همواره به‌عنوان عاملی آزاردهنده برای ایالات متحد تلقی شده است.

بازگشت به قدرت برای دوره دوم، اعتماد ترامپ به توانایی‌های ارتش آمریکا را حتی بیشتر کرده بود. او به‌ویژه از عملیات کماندویی چشمگیر برای دستگیری رهبر ونزوئلا، نیکلاس مادورو، در ۳ ژانویه دلگرم شده بود. در این عملیات هیچ آمریکایی کشته نشد و این برای رئیس‌جمهور نشانه‌ای دیگر از برتری بی‌رقیب نیروهای آمریکایی بود.



در داخل کابینه، پیت هگست، وزیر جنگ، بزرگ‌ترین حامی یک کارزار نظامی علیه ایران بود. مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی، به همکارانش نشان داد که دیدگاهی بسیار دوگانه‌تر دارد. او باور نداشت که ایرانی‌ها با یک توافق در نتیجه مذاکره موافقت کنند، اما ترجیحش ادامه کارزار «فشار حداکثری» به‌جای آغاز یک جنگ تمام‌عیار بود. بااین‌حال، او تلاش نکرد ترامپ را از این عملیات منصرف کند و پس از آغاز جنگ، با اطمینان کامل از توجیهات دولت دفاع کرد.

سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، درباره پیامدهای یک درگیری تازه در خارج از کشور نگرانی‌هایی داشت، اما در جلسات بزرگ معمولاً به‌طور جدی در مسائل نظامی مداخله نمی‌کرد، بلکه مشاوران را تشویق می‌کرد تا دیدگاه‌ها و نگرانی‌های خود را در آن جلسات با رئیس‌جمهور در میان بگذارند. او در بسیاری از مسائل دیگر اعمال نفوذ می‌کرد، اما در اتاقی که ترامپ و ژنرال‌ها حضور داشتند، عقب می‌نشست. نزدیکانش می‌گفتند او این را نقش خود نمی‌دانست که در حضور دیگران نگرانی‌هایش را درباره یک تصمیم نظامی با رئیس‌جمهور در میان بگذارد. همچنین معتقد بود که تخصص افرادی مانند ژنرال کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، جان راتکلیف، مدیر سیا و روبیو برای رئیس‌جمهور اهمیت بیشتری دارد. بااین‌حال، خانم وایلز به همکارانش گفته بود که نگران کشیده شدن ایالات متحد به جنگی دیگر در خاورمیانه است. حمله به ایران می‌توانست باعث افزایش شدید قیمت بنزین در ماه‌های پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای شود؛ انتخاباتی که می‌توانست تعیین کند که آیا دو سال پایانی دوره دوم ترامپ دوره‌ای از دستاوردها خواهد بود یا با احضاریه‌های دموکرات‌های مجلس نمایندگان همراه خواهد شد. در نهایت اما خانم وایلز با این عملیات همراه شد.

ونس بدبین و تاکر کارلسون دلواپس
هیچ‌کس در حلقه نزدیکان ترامپ بیش از معاون رئیس‌جمهور درباره احتمال جنگ با ایران نگران نبود و هیچ‌کس بیشتر از او برای متوقف کردن آن تلاش نکرد. جی.دی. ونس کارنامه سیاسی خود را بر مخالفت با دقیقاً همان نوع ماجراجویی نظامی بنا کرده بود که اکنون به‌طور جدی در دست بررسی بود. او جنگ با ایران را «انحراف عظیم منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرده بود.

معاون رئیس‌جمهور معتقد بود جنگی با هدف تغییر نظام در ایران یک فاجعه خواهد بود. ترجیح او این بود که اصلاً حمله‌ای صورت نگیرد؛ اما با دانستن اینکه ترامپ به احتمال زیاد به‌گونه‌ای مداخله خواهد کرد، تلاش کرد مسیر را به سمت اقدام محدودتر هدایت کند. بعدها، زمانی که به نظر می‌رسید ترامپ مصمم به یک کارزار گسترده است، ونس استدلال کرد که باید این کار با نیرویی قاطع انجام شود، به این امید که اهداف به‌تندی محقق شوند.



ونس در برابر همکارانش به ترامپ هشدار داد که جنگ با ایران می‌تواند باعث هرج‌ومرج منطقه‌ای و تلفات بی‌شمار شود. همچنین می‌تواند ائتلاف سیاسی ترامپ را از هم بپاشاند و از سوی بسیاری از رأی‌دهندگانی که به وعده «عدم جنگ‌های جدید» باور داشتند، به‌عنوان خیانت تلقی شود. ونس نگرانی‌های دیگری نیز مطرح کرد. او به‌عنوان معاون رئیس‌جمهور از گستره مشکل مهمات آمریکا آگاه بود. جنگ با نظامی که اراده‌ای عظیم برای بقا دارد، می‌تواند ایالات متحد را برای سال‌ها در موقعیت بسیار ضعیف‌تری برای مقابله با درگیری‌های دیگر قرار دهد.

معاون رئیس‌جمهور به نزدیکانش گفته بود که هیچ میزان از تحلیل نظامی نمی‌تواند به‌طور واقعی پیش‌بینی کند که ایران در صورت تهدید وجودی چگونه تلافی خواهد کرد. جنگ می‌تواند به‌سادگی به مسیرهای پیش‌بینی‌ناپذیر کشیده شود. افزون بر این، مخاطراتی بسیاری برای پس از آن نیز وجود دارد. فراتر از همه این‌ها، شاید بزرگ‌ترین خطر این بود: ایران در تنگه هرمز برتری داشت. اگر این آبراه باریک که مقادیر هنگفتی نفت و گاز طبیعی از آن گذر می‌کند مسدود می‌شد، پیامدهای داخلی آن در ایالات متحد شدید می‌بود؛ پیامدهایی که از افزایش قیمت بنزین آغاز می‌شد.

تاکر کارلسون، مفسری که به‌عنوان یکی دیگر از منتقدان برجسته مداخله در جناح راست مطرح شده بود، طی سال گذشته چندین بار به دفتر بیضی آمد تا به ترامپ هشدار دهد که جنگ با ایران ریاست‌جمهوری او را نابود خواهد کرد. چند هفته پیش از آغاز جنگ، ترامپ که سال‌ها کارلسون را می‌شناخت، در تماس تلفنی تلاش کرد او را مطمئن کند. ترانپ گفت: «می‌دانم نگرانش هستی، اما همه‌چیز درست خواهد شد.» کارلسون پرسید از کجا می‌داند و ترامپ پاسخ داد: «چون همیشه همین‌طور است.»

فرصت یا تله دیپلماسی؟
در روزهای پایانی ماه فوریه، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها درباره اطلاعات تازه‌ای بحث کردند که به‌طور قابل‌توجهی جدول زمانی آن‌ها را تسریع می‌کرد. ترامپ یک فرصت دیگر به دیپلماسی داد تا با ایران به توافق برسد. این دیپلماسی همچنین به ایالات متحد زمان بیشتری داد تا تجهیزات نظامی را به خاورمیانه منتقل کند. به گفته چند تن از مشاوران ترامپ، او عملاً هفته‌ها پیش تصمیم خود را گرفته بود، اما هنوز زمان دقیق آن را مشخص نکرده بود. اکنون نتانیاهو از او خواست سریع عمل کند.

در همان هفته، جرد کوشنر، داماد ترامپ و استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور ایالات متحده، پس از آخرین مذاکرات با مقام‌های ایرانی از ژنو تماس گرفتند. آن‌ها در سه دور مذاکره در عمان و سوئیس، تمایل ایران برای دستیابی به توافق را آزموده بودند. در مقطعی، به ایرانی‌ها پیشنهاد دادند که سوخت هسته‌ای رایگان برای تمام عمر برنامه‌شان دریافت کنند؛ اما، ایرانی‌ها این پیشنهاد را رد کردند و آن را حمله‌ای به حیثیت خود خواندند.

کوشنر و ویتکاف تصویر کلی را برای رئیس‌جمهور ترسیم کردند. آن‌ها گفتند احتمالاً می‌توانند به توافقی برسند، اما این کار ماه‌ها زمان خواهد برد. کوشنر به ترامپ گفت اگر از آن‌ها می‌خواهد که با اطمینان بگویند که می‌توانند مسئله را حل کنند، باید گفت که رسیدن به آن نقطه بسیار دشوار خواهد بود، زیرا ایرانی‌ها در حال بازی دادن طرف مقابل هستند.

«فکر می‌کنم باید انجامش بدهیم»
در روز پنج‌شنبه، ۲۶ فوریه، حوالی ساعت ۵ بعدازظهر، آخرین جلسه در اتاق وضعیت آغاز شد. تا آن زمان، مواضع همه افراد حاضر در اتاق روشن بود. همه چیز در جلسات پیشین بحث شده بود و هرکس از دیدگاه دیگران آگاه بود. این گفت‌وگو حدود یک ساعت‌ونیم به درازا کشید.

ترامپ در جایگاه همیشگی خود در صدر میز نشسته بود. در سمت راست او معاون رئیس‌جمهور قرار داشت؛ کنار ونس، سوزی وایلز نشسته بود و پس از او راتکلیف، سپس دیوید وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید  و سپس استیون چونگ مدیر ارتباطات کاخ سفید. روبه‌روی چونگ، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، نشسته بود؛ در سمت راست او ژنرال دن کین، سپس پیت هگست و مارکو روبیو قرار داشتند.

گروه برنامه‌ریزی جنگ آن‌قدر محدود نگاه داشته شده بود که دو مقام کلیدی که باید بزرگ‌ترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت را مدیریت می‌کردند — یعنی اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری و کریس رایت وزیر انرژی— کنار گذاشته شدند؛ همان‌طور که تولسی گبارد نیز حضور نداشت.

رئیس‌جمهور جلسه را آغاز کرد و پرسید: خب، چه داریم؟ هگست و ژنرال کین ترتیب و توالی حملات را توضیح دادند. سپس ترامپ گفت می‌خواهد دور میز بگردد و نظر همه را بشنود. ونس، که مخالفتش با اصل این طرح از قبل روشن بود، خطاب به رئیس‌جمهور گفت: می‌دانید که فکر می‌کنم این ایده بدی است، اما اگر بخواهید انجامش دهید، از شما حمایت می‌کنم. وایلز به ترامپ گفت اگر احساس می‌کند برای امنیت ملی آمریکا باید پیش برود، پس باید این کار را انجام دهد.

 راتکلیف درباره انجام یا عدم انجام عملیات نظری نداد، اما درباره اطلاعات تازه از مقامات ایران صحبت کرد و به رئیس‌جمهور گفت تغییر نظام بسته به تعریف آن شدنی است.  وقتی نوبت به وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید، رسید گفت که این گزینه از نظر حقوقی، با توجه به چگونگی طراحی آن به‌دست مقام‌های آمریکایی و ارائه به رئیس‌جمهور، مجاز است. او نظر شخصی ارائه نداد، اما وقتی رئیس‌جمهور از او خواست چنین نظری بدهد، گفت که به‌عنوان کهنه‌سرباز تفنگداران دریایی، سال‌ها پیش یک نظامی آمریکایی را که ایران او را کشته بود، می‌شناخته است و این موضوع برایش جنبه‌ای کاملاً شخصی دارد. او به رئیس‌جمهور گفت که اگر اسرائیل قصد دارد بدون توجه به آمریکا پیش برود، ایالات متحد نیز باید همین کار را انجام دهد.

چونگ پیامدهای احتمالی روابط عمومی را مطرح کرد: ترامپ با مخالفت با جنگ‌های بیشتر برای ریاست‌جمهوری رقابت کرده بود. مردم به درگیری‌های خارجی رأی نداده بودند. این طرح همچنین با تمام آنچه دولت پس از بمباران تأسیسات ایران در ماه ژوئن گفته بود، در تضاد بود. چگونه می‌توانستند هشت ماه تأکید بر نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای ایران را توضیح دهند؟ چونگ نه پاسخ مثبت داد و نه منفی، اما گفت هر تصمیمی که ترامپ بگیرد، تصمیم درستی خواهد بود. خانم لیویت به رئیس‌جمهور گفت این تصمیم اوست و تیم رسانه‌ای تا حد امکان آن را مدیریت خواهد کرد.

هگست موضعی محدود اتخاذ کرد: آن‌ها در نهایت باید با ایران برخورد کنند، پس بهتر است همین حالا این کار را انجام دهند. او ارزیابی‌های فنی ارائه داد و گفت می‌توانند این کارزار را در مدت‌زمان مشخصی با سطح معینی از نیروها اجرا کنند. ژنرال کین با رویکردی جدی، خطرات و پیامدهای این کارزار برای کاهش اندوخته‌های مهمات را تشریح کرد. او نظری ارائه نداد. موضعش این بود که اگر ترامپ دستور عملیات را بدهد، ارتش آن را اجرا خواهد کرد. هر دو مقام ارشد نظامی رئیس‌جمهور چگونگی اجرای کارزار و توانایی آمریکا برای تضعیف توان نظامی ایران را تشریح کردند.

وقتی نوبت به روبیو رسید، او با وضوح بیشتری سخن گفت و به رئیس‌جمهور گفت: اگر هدف ما تغییر نظام یا ایجاد قیام باشد، نباید این کار را انجام دهیم؛ اما اگر هدف نابودی برنامه موشکی ایران است، این هدفی است که می‌توانیم به آن برسیم. همه تصمیم را به غریزه رئیس‌جمهور واگذار کردند. آن‌ها دیده بودند که او تصمیمات جسورانه می‌گیرد، خطرات غیرقابل‌تصوری را می‌پذیرد و به نوعی پیروز بیرون می‌آید. هیچ‌کس در این لحظه مانع او نشد.

رئیس‌جمهور به حاضران گفت: «فکر می‌کنم باید انجامش بدهیم.» او گفت باید مطمئن شوند که ایران نمی‌تواند به سلاح هسته‌ای دست یابد و همچنین نتواند به اسرائیل یا سرتاسر منطقه موشک شلیک کند. ژنرال کین به ترامپ گفت که هنوز کمی زمان دارد و لازم نیست تا ساعت ۴ بعدازظهر روز بعد دستور نهایی را صادر کند.

بعدازظهر روز بعد، در هواپیمای ریاست‌جمهوری (ایر فورس وان)، ۲۲ دقیقه پیش از ضرب‌الاجل ژنرال کین، ترامپ دستور زیر را ارسال کرد: «عملیات خشم حماسی تأیید شد. هیچ لغوی در کار نیست. موفق باشید.»

 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله