تنگه هرمز؛ پلتفرم امنیتی - اقتصادی جدید منطقه

فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهدی عبداللهی| حدود چهار روز از آتشبس ایران و آمریکا میگذرد. گرچه مشخص نیست طی دو هفته آتی چه تحولاتی در میدان دیپلماسی رخ میدهد، اما هنوز بازارهای جهانی بهرغم اعلام آتشبس، نتوانستهاند خود را به قبل از جنگ بازگردانند. دادههای جهانی نشان میدهند درحالیکه در جنگ 12 روزه بازارهای جهانی سریعاً با اعلام آتشبس وارد فاز اصلاحی خود شده و خود را با روندهای قبل از جنگ تطبیق دادند، اما این روزها همه بازارها با احتیاط زیاد با موضوع آتشبس روبهرو شدهاند. دلیل تفاوت این واکنشها واضح است؛ درحالیکه ایران در جنگ 12 روزه به واسطه ماهیت متفاوت آن، از کارت بازی تنگه هرمز استفاده نکرد، این بار این کارت بازی توانسته درد ناشی از جنگ را به طراحان و سفارشدهندگان و پیمانکاران متجاوز و حتی مصرفکنندگان انرژی و تولیدات منطقه در سایر نقاط جهان بچشاند. این موضوع سببشده جهان بسیار بیشتر از گذشته قدردان امنیت یکی از مهمترین گذرگاههای جهان باشد. گرچه این روزها اعداد عجیب و غریبی برای درآمدزایی ایران از تنگه هرمز در رسانههای جهان مطرح میشود، به نظر میرسد موضوع مهمتر از همه این اعداد، این است که جهانیان حالا اهمیت این گذرگاه و اهمیت امنیت تأمینشده از سوی ایران را بیشتر درک میکنند. این موضوع سبب شده بسیاری از کارشناسان از آن به عنوان نقطه عطفی برای ایران یاد کنند که با این کارت بازی میتواند برای شکستن سد تحریمهای ظالمانه آمریکا و افزایش نقش خود در اقتصاد جهانی استفاده کند.
وابستگی از نفت تا غذا
بر اساس نموداری که در گزارش حاضر به نقل از مؤسسه کپلر آمده، تنگه هرمز نقش برجستهای در عبور اقلام عمده تجارت دریایی جهان دارد. تعداد زیاد این اقلام و وابستگی صنعت کشورها، صنایع حساس، بخش کشاورزی و غذا، نفت و انرژی و پتروشیمی و در یک کلمه، وابستگی شدید تولید و تجارت و قیمتهای مصرفکننده به اقلام تولیدی در پشت تنگه هرمز موجب شده این گذرگاه نهتنها برای بازار انرژی، بلکه برای طیف گستردهای از کالاهای صنعتی، پتروشیمی، غذایی و معدنی نقش حیاتی پیدا کند. این موضوع سبب میشود هرگونه اختلال در این مسیر پیامدهای گستردهای بر قیمتهای جهانی و زنجیره تأمین داشته باشد.
35 درصد انرژی جهان
مهمترین دادههای کپلر، نشان دهنده سهم بسیار بالای انرژی در تجارت عبوری از تنگه هرمز است. در صدر این فهرست، نفت خام با سهم حدود ۳۵ درصد قرار دارد. این بدان معناست که بیش از یکسوم تجارت دریایی جهانی نفت خام از این مسیر عبور میکند. چنین سهمی نشان میدهد بازار جهانی نفت بهشدت به ثبات این منطقه وابسته است. هرگونه تنش ژئوپلیتیکی در این منطقه میتواند بهسرعت قیمت نفت را در بازارهای جهانی افزایش دهد. طی دوره جنگ تحمیلی ایران، بازارهای مرجع مانند نفت برنت و نفت آمریکا (WTI) واکنش شدیدی به این ریسک ژئوپلیتیکی نشان دادند و این واکنشها صرفاً در نفت محدود نماند و به قیمتهای سایر منابع انرژی ازجمله بنزین و گازوئیل و سوخت جت نیز کشید و بیشترین درد را در این حوزه ایجاد کرد.
در رتبههای بعدی نیز سایر اقلام انرژی قرار دارند. میعانات گازی با سهم حدود ۲۶ درصد و گاز طبیعی مایع یا LNG با سهم حدود ۲۰ درصد، جایگاه بالایی در تجارت عبوری از تنگه هرمز دارند. این دادهها نشان میدهد نهتنها بازار نفت، بلکه بازار گاز جهانی نیز وابستگی شدیدی به این گذرگاه دارد. صادرات گاز مایع از کشورهای منطقه بهویژه قطر، وابستگی مستقیم به تنگه هرمز دارد و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند موجب افزایش قیمت گاز در بازارهای جهانی، بهویژه در آسیا و اروپا شود. این موضوع بهویژه در بخش LNG با اتفاقاتی که برای پالایشگاه گازی قطر رخ داد، قیمت گاز طبیعی را در اروپا و آسیا به طور قابلتوجهی افزایش داد. به گفته کارشناسان انرژی، این تلاطم در بخش انرژی در بازار ماندگار خواهد بود.
28 درصد مواد معدنی جهان
در بخش مواد معدنی، سهم عبور از تنگه هرمز حدود 28 درصد از کل تجارت دریایی این اقلام ذکر شده است که رقم قابلتوجهی محسوب میشود. همچنین کک نفتی با سهم حدود 9 درصد و سیمان و کلینکر با سهم حدود ۸ درصد نیز از این مسیر عبور میکنند. این موضوع نشان میدهد که بخشی از زنجیره تأمین جهانی مواد اولیه صنعتی نیز به این گذرگاه وابسته است. جنگ ایران نشان داد این اختلال تأثیر چشمگیری بر تحولات قیمتی صنایع فولاد، آلومینیوم و سایر صنایع سنگین گذاشته است که در ادامه به تغییرات قیمتی این کالاها اشاره میشود. همچنین این موضوع نشان میدهد حتی صنایع ساختمانی نیز بهصورت غیرمستقیم از تحولات این منطقه تأثیر میپذیرند.
16 درصد صنعت پتروشیمی جهان
بر اساس دادههای کپلر، سهم بالایی از تجارت دریایی محصولات پتروشیمی نیز از این مسیر عبور میکند. کود شیمیایی با سهم حدود ۱۶ درصد، مواد شیمیایی با حدود ۱۵ درصد و محصولات پایه پلیپروپیلن با حدود ۱۵ درصد و سایر اقلام بر پایه نفت با سهم 14.7 درصد از تجارت جهانی، وابسته به این مسیر هستند. این موضوع اهمیت تنگه هرمز را فراتر از انرژی نشان میدهد. صنعت پتروشیمی به شدت به خوراک نفت و گاز وابسته است. بنابراین افزایش قیمت انرژی یا اختلال در حملونقل دریایی، میتواند موجب افزایش قیمت محصولات پتروشیمی شود. این موضوع بهصورت زنجیرهای بر صنایع پاییندستی مانند خودروسازی، بستهبندی، صنایع پلاستیک و حتی صنایع غذایی اثر میگذارد. نمونه اختلال آن را میتوان در نقاط مختلف دنیا ازجمله شرق آسیا مشاهده کرد.
16 درصد کود جهان
در بخش مواد غذایی، در ظاهر جهان وابستگی کمتری به این منطقه دارد؛ اما اقلام غذایی مانند شکر، قهوه و سایر محصولات غذایی سهم حدود ۱۰ درصدی از واردات دریایی جهان دارند که این اقلام وارد کشورهای منطقه میشود. همچنین غلات و دانههای روغنی با سهم حدود ۴ درصد، گرچه کمترین وابستگی را به تنگه هرمز نشان میدهند؛ اما ازآنجاییکه این اقلام وارد کشورهای منطقه میشوند، در اینجا نیز اختلال میتواند زندگی در کشورهای منطقه را تحتتأثیر قرار دهد.
اما نقش اصلی منطقه در حوزه غذا مربوط به کودهای شیمیایی است. بر اساس دادههای کپلر، 16.5 درصد از نیازهای وارداتی کود شیمیایی جهان در مسیر دریایی، از تنگه هرمز عبور میکند. این موضوع بهویژه در این روزها با شروع فصل کشاورزی بهاره، منجر به جهش شدید قیمتها در بخش انواع کودهای بهاره شده که در ادامه به آنها اشاره میشود.
شوک از نفت و بنزین و کود تا قیر
آنطور که در ابتدای بحث گفته شد، شوک جنگ ایران بسیاری از بازارها را درنوردیده و همچنان این شوک با قدرت به کار خود ادامه میدهد. گرچه قیمت نفت نسبت به اوج خود روند کاهشی داشته؛ اما همچنان این قیمت دست از کانال 90 دلار برنمیدارد و بالاترین جهش خود پس از بحران جنگ روسیه-اوکراین در سال 2022 را تجربه میکند. در ادامه به برخی از اتفاقات در بازار انرژی، غذا و کشاورزی، صنایع شیمیایی و معدنی و زنجیره تأمین جهانی اشاره میشود که درنتیجه جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، شوک را تجربه کرده و همچنان در شوک بزرگترین اتفاق ژئوپلیتیکی خاورمیانه هستند.
شوک نفتی و ثبت قیمت 144 دلار
بازار نفت معمولاً سریعتر از سایر بازارها به تحولات ژئوپلیتیکی و جنگ واکنش نشان میدهد. این موضوع چند دلیل ساختاری و اقتصادی مهم دارد. اولین موضوع این است که نفت کالای استراتژیک فوری بوده و سوخت حملونقل، سوخت تولید برق و خوراک صنایع پتروشیمی است. بنابراین اگر عرضه نفت تهدید شود، کل اقتصاد جهانی بلافاصله تحتتأثیر قرار میگیرد. مورد دوم اینکه بازار نفت بسیار مالی و سفتهبازانه است. در بازار نفت، صندوقهای سرمایهگذاری، بانکها و معاملهگران فعالند و روی آینده قیمت شرطبندی میکنند. بنابراین حتی خبر جنگ هم قیمت را بالا میبرد نهفقط وقوع جنگ. مورد سوم اینکه، نفت شاخص اقتصاد جهانی است و مانند دماسنج اقتصاد جهانی عمل میکند. بنابراین، نفت اولین بازار جهانی است که سریعاً به شوکها در بازار واکنش نشان میدهد.
بررسی دادههای جهانی نشان میدهد قیمت نفت برنت و نفت آمریکا در 27 فوریه و یک روز قبل از جنگ ایران به ترتیب 71 و 68 دلار بوده است. درحال حاضر (10آوریل) این قیمتها 96 و 98 دلار است که به ترتیب رشد 35 و 44 درصدی را نشان میدهد. البته این قیمتها مربوط به روز گذشته است و طی جنگ قیمت نفت برنت حتی عدد 120 دلار را نیز به ثبت رساند و با لحاظ آن جهش، قیمت نفت برنت جهش 69 درصدی در یک مقطع ثبت کرد. اتفاق دیگر در بازار نفت، معکوس شدن رابطه قیمتی نفت برنت و نفت آمریکاست. درحالیکه طی دو دهه اخیر همواره قیمت نفت برنت بین 3 تا 5 دلار همیشه بالاتر از نفت آمریکا بوده، از حدود یک هفته پیش این رابطه معکوس شده و درحال حاضر این نفت آمریکاست که حدود 2 و بعضاً تا 3 دلار از نفت برنت گرانتر است. به گفته کارشناسان، این اتفاق در نتیجه در دسترس بودن نفت آمریکا و امکان صادرات آن و همچنین تضعیف نقش نفت خاورمیانه در صادرات دریایی نفت است که مستقیماً روی نفت برنت اثر قیمتی دارد. اما اتفاق قابل تأمل دیگر، جهش قیمت نفت برنت در بازار فیزیکی تا 144 دلار در اوج جنگ است که بیسابقهترین جهش در دو دهه اخیر را به ثبت رسانده است.
شوک بنزینی
باتوجهبه وابستگی قیمتی اقلام سوخت به قیمت نفت، تبعات و آثار اختلال در تنگه هرمز و جنگ ایران به خود نفت محدود نماند و بهتدریج قیمتهای بنزین و گازوئیل و سوخت جت را حسابی تکان داد. بر اساس دادههای انجمن خودروی آمریکا، قیمت بنزین و گازوئیل در این کشور از ابتدای شروع جنگ ایران به ترتیب 35 و 49 درصد تا روز گذشته افزایش داشتهاند. با وجود اینکه جنگ چندین روز است با ورود به آتشبس، متوقف شده؛ اما دادههای انجمن خودروی آمریکا بیانگر آن است که شوک قیمتی فعلاً مهمان آمریکاییهاست. البته شوک قیمت بنزین و گازوئیل گرچه در کشورهای دارنده نفت و گاز هم تجربه شد؛ اما شدت بحران در کشورهای جنوب شرق آسیا بود جایی که برای مثال در میانمار قیمت بنزین و گازوئیل طی جنگ ایران به ترتیب 94 و 128 درصد جهش داشت. در فیلیپین طی دوره جنگ ایران قیمت بنزین نزدیک به 72 و گازوئیل 111 درصد جهش داشته است. در مالزی قیمت بنزین 52.4 درصد و گازوئیل نزدیک به 85 درصد افزایش داشته است. در کامبوج بنزین 39.3 درصد و گازوئیل 92 درصد افزایش داشته است. در لائوس بنزین 36.2 درصد و گازوئیل 117 درصد رشد داشته و در تایلند نیز بنزین 27.5 و گازوئیل 32.3 درصد رشد داشته است.
سوخت جت نیز از دیگر اقلام انرژی است که بهویژه با کمبود آن در برخی از کشورها، منجر به توقف برخی پروازها، سهمیهبندی سوخت (در کشورهایی مثل ایتالیا) و افزایش قابلتوجه قیمت بلیتها تا 50 درصد در برخی مسیرهای هوایی شد. در آمریکا قیمت سوخت جت از حدود 2.5 دلار در هر گالن در قبل از جنگ ایران با رشد 70 درصدی به 4.25 دلار در روز گذشته رسیده و البته قیمت آن تا انتهای جنگ بالاتر از 4.8 دلار در هر گالن بوده و در روزهای گذشته کاهش داشته است.
شوک به LNG
شوک وارده به مجتمع رأس لفان قطر در نتیجه جنگ ایران، یک شوک سیستماتیک و بسیار عمیق به بازار جهانی انرژی و گاز طبیعی مایع (LNG) وارد کرده است. این تأسیسات به طور کامل از مدار تولید خارج شد و خسارتهای جبرانناپذیری به آن وارد شده است. مسئولان قطری از کاهش ۱۷ درصدی (معادل 12.8 میلیون تن در سال) ظرفیت صادرات LNG خبر دادهاند. به گفته آنها، دو خط تولید اصلی (Train 4 و 6) به طور کامل از بین رفتهاند. بخشهای دیگر نیز با آسیب جدی مواجه شدهاند. مدت زمان مورد نیاز برای بازسازی کامل بین ۳ تا ۵ سال پیشبینی میشود. همچنین بر اساس اعلام مسئولان قطری، درآمد سالانه قطر حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال کاهش مییابد و قطرانرژی برای برخی از قراردادهای بلندمدت خود با کشورهای چین، کره جنوبی، ایتالیا و بلژیک فورسماژور اعلام کرده است. طبق دادههای رسمی، قیمت LNG در منطقه شرق آسیا بهعنوان یکی از مقاصد این محصول، از ابتدای جنگ تاکنون نزدیک به 87 درصد افزایش داشته است.
شوک در بازار کودها
قیمتهای آتی گوگرد در روزهای اخیر به 6600 یوان در هر تن رسیده است. البته گوگرد بالاترین رکورد خود یعنی ۶۷۰۰ یوان در هر تن را نیز در روزهای گذشته ثبت کرده است. دادههای جهانی نشان میدهد این اتفاق در نتیجه اختلال بزرگ در زنجیره تأمین کود در تنگه هرمز است. تقریباً نیمی از عرضه جهانی گوگرد از کشورهای خاورمیانه سرچشمه میگیرد و اختلال در تنگه هرمز جریان تجارت این کالا را به شدت محدود کرده و درست در زمان افزایش شدید تقاضای جهانی قبل از فصل کاشت بهاره، قیمتها پرواز کردهاند. بر اساس دادهها، قیمت گوگرد در طول جنگ ایران تا روز گذشته 74 درصد افزایش داشته است. لازم به ذکر است گوگرد یک ماده اولیه کلیدی برای تولید اسید سولفوریک بوده که در کودهای فسفاته مورد استفاده قرار میگیرد. بر اساس گزارشهای رسمی، به دلیل تقاضای زیاد از سوی معادن که از اسید سولفوریک برای استخراج فلز استفاده میکند و محدودیتهای صادراتی مداوم از سوی تولیدکنندگان کلیدی مانند چین و روسیه، عرضه این محصول قبل از جنگ نیز دچار اختلالاتی شده بود که جنگ ایران وضعیت را پیچیدهتر کرد. باتوجهبه اینکه تولیدکنندگان فسفات اکنون برای عرضه محدود گوگرد با خریداران صنعتی رقابت میکنند، بخشی از تولید از قبل محدود شده و موجودیها در معرض خطر اتمام هستند و احتمال اختلالات بیشتر در بازارها را افزایش میدهد. در کنار گوگرد، قیمت اوره نیز طی دوره جنگ ایران افزایش قابلتوجهی داشته است. بر اساس دادههای جهانی، هر تن اوره از 465 دلار با رشد 51 درصدی به 701 دلار در هر تن طی روز گذشته رسیده است.
شوک در بازار شیمیاییها
شوک جنگ ایران و تنگه هرمز فقط در حوزه انرژی و کودها خلاصه نمیشود. سهم 16 درصدی تنگه هرمز از تجارت دریایی محصولات پتروشیمی باعث شده محصولات بر پایه پلیپروپیلن و دیگر اقلام طی دوره جنگ رشد قیمتی قابلتوجهی را تجربه کنند. طی دوره جنگ و تا روز گذشته، قیمت متانول نزدیک به 54 درصد جهش داشته است. قیمت نفتا در این دوره رشد بیش از 62 درصدی را تجربه کرده است. قیمت پلیپروپیلن در همین دوره رشد 36.5 درصدی و قیمت پلی اتیلن در این دوره افزایش نزدیک به 29 درصدی داشته است. قیر طی این دوره رشد قیمتی 22.5 درصدی داشته و میانگین قیمتی مواد شیمیایی 15 تا 20 درصد بوده است. قیمت کک نفتی نیز طی این دوره 25 تا 35 درصد افزایش را تجربه کرده است.
شوک به صنایع حساس
یکی از موارد قابلتأمل در موضوع جنگ ایران، شوک وارد شده به صنایع حساس است. گزارشها نشان میدهد این شوک بسیار جدی و چندلایه است. کارشناسان میگویند افزایش بیسابقه قیمت دو ماده حیاتی هلیوم و تنگستن، مستقیماً زنجیره تأمین صنایع نیمههادی، هوافضا، دفاعی و تجهیزات پزشکی را تهدید میکند. شوک وارد شده به این صنایع تنها به گرانشدن مواد اولیه محدود نمیشود، بلکه خطر کمبود فیزیکی و اختلال در تولید را به همراه دارد.
جنگ علیه ایران یک نقطهضعف بالقوه دیگر برای زنجیره تأمین نیمههادیها را برجسته کرده است، آسیبدیدن میادین گاز قطر منجر به شروع یک بحران در بازار هلیوم شد. هلیوم را نمیتوان به طور مستقل تولید کرد و صرفاً بهعنوان محصول جانبی فراوری گاز طبیعی و LNG استخراج میشود. هرگونه اختلال در تولید LNG مستقیماً عرضه هلیوم را کاهش میدهد. تشدید جنگ ایران منجر بهتلافی حملات و حمله به شهر صنعتی رأس لفان قطر، بزرگترین قطب صادرات LNG جهان و بزرگترین مرکز تولید هلیوم، شد. ظرف چند روز، شرکت قطرانرژی وضعیت اضطراری اعلام کرد و عملیات در سراسر تأسیسات ۷۷ میلیونتنی LNG خود را متوقف کرد. ازآنجاییکه هلیوم در طول فراوری گاز طبیعی استخراج میشود، این تعطیلی بلافاصله به ازدسترفتن حدود 35 درصد از عرضه جهانی هلیوم جهان شد. طبق گزارش سازمان زمینشناسی ایالات متحده، قطر در سال ۲۰۲۵ تقریباً ۶۳ میلیون مترمکعب هلیوم از تقریباً ۱۹۰ میلیون مترمکعب هلیوم تولید شده در جهان را تولید کرد که نزدیک به یکسوم از عرضه جهانی را تشکیل میدهد.
لازم به توضیح است که هر دو ماده برای تولید تراشههای مدرن، بهویژه تراشههای هوش مصنوعی، حیاتی و غیرقابلجایگزین هستند. هلیوم بهعنوان خنککننده در فرایند اچینگ (حکاکی روی ویفر سیلیکونی) استفاده میشود. حتی نوسانات جزئی دما میتواند کل ویفر را از بین ببرد و هیچ جایگزین عملی برای آن وجود ندارد. ذخایر فعلی شرکتهای بزرگ تنها برای چند هفته تا چند ماه کافی است. تحلیلگران میگویند یک سونامی در راه است، فقط هنوز به ساحل نرسیده است. شرکتهای کرهای که بیش از ۶۰ درصد هلیوم خود را از قطر تأمین میکنند، بیشترین آسیب را میبینند. غولهایی مانند TSMC نیز تحتتأثیر قرار خواهند گرفت.
تنگستن برای ساخت لایههای رسانا و اتصالات داخلی تراشه استفاده میشود. گرچه این ماده حیاتی چندان ربطی به خاورمیانه و جنگ ایران ندارد؛ اما با شروع جنگ ایران، یکی از بزرگترین عرضهکنندگان جهانی این ماده حیاتی یعنی چین، عرضه را محدود و حتی متوقف کرد. تنگستن در ساخت گلولههای ضدزره، کلاهکهای موشکی، پهپادها و بخشهای بالگردها و جنگندهها استفاده میشود. در واقع جنگ ایران بهوضوح نشان داد که درگیریهای مدرن چقدر به این مواد وابسته هستند.
کارت بازی به نام تنگه هرمز
دادههای بالا تنها بخشی از اختلالاتی بود که به آنها اشاره شد. این دادهها نشان میدهند جنگ تحمیلی علیه ایران برخلاف تصور طراحان و متجاوزان، تبعات وحشتناکی بر خود آنها و اقتصاد جهانی داشته است که نمونه قابلتأمل آن، اعتراض 8 میلیون جمعیت آمریکا با عنوان «نه به پادشاه» بود. بررسیها نشان میدهند در کنار ضربات دقیق زرمندگان ایران به دشمن، بستن این گذرگاه حیاتی روی کشتیهای دشمنان ایران، تبعاتی جبرانناپذیری بر اقتصاد جهانی داشته و عملاً توانسته یک کارت بازی بزرگی برای امنیت ایران فراهم کند. به عبارتی، مدیریت عبور و مرورها از سوی ایران در تنگه هرمز، منجر به افزایش قیمت انرژی، افزایش هزینه حملونقل، افزایش تورم جهانی، اختلال در زنجیره تأمین جهانی شده و همگی علاوه بر ایجاد نارضایتیها در اغلب کشورها به واسطه درد ناشی از جهشهای قیمتی، با کاهش رشد اقتصادی جهانی، کشورها را تحتتأثیر خود قرار داده است. سهم بالای انرژی، محصولات پتروشیمی و مواد معدنی در تجارت عبوری از این مسیر نشان میدهد اقتصاد جهانی بهشدت به ثبات این منطقه وابسته است. بخش کشاورزی و اقلام غذایی و برخی کالاهای صنعتی گرچه وابستگی کمتری دارند، همچنان از طریق افزایش هزینه انرژی و قیمت کودهای شیمیایی تحتتأثیر قرار گرفتهاند. این موضوعات اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را بیش از پیش برجسته میکند و نشان میدهد این گذرگاه همچنان یکی از مهمترین نقاط راهبردی اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند.
















