1. برگزیده
تحلیل ها

شرایط جنگی، عامل گرانی

منبع
روزنامه سازندگي
بروزرسانی
شرایط جنگی، عامل گرانی

روزنامه سازندگی/ متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

کاهش شدید درآمدها و همزمان افزایش قابل ‌توجه هزینه‌های اداره کشور -به‌ویژه در شرایط جنگی- دولت را به استفاده از منابع بانک مرکزی سوق داده است. نمایندگان مجلس خواستار برخورد با گرانفروشی شده‌اند، اما به‌جای برخورد با فروشندگان و اصناف، باید شرایط اقتصادی را به حالت عادی بازگرداند. "سازندگی" به بررسی این موضوع پرداخته است


  افزایش قیمت تمامی کالاها که اقتصاددانان از آن با عنوان تورم یاد می‌کنند، در روزهای اخیر به صدور بیانیه‌ها و اظهارنظرهای عجیب و گاه نادرستی انجامیده است که بیش از هر چیز نشان می‌دهد، علم اقتصاد تا چه ‌اندازه در کشور ما مهجور مانده است. مسأله، در واقع، پیچیده نیست اما با فهم نادرست همراه است. کاهش شدید درآمدها و همزمان افزایش قابل‌توجه هزینه‌های اداره کشور، به‌ویژه در شرایط جنگی، دولت را به استفاده از منابع بانک مرکزی سوق داده است.

 یک مجری تلویزیون در برنامه زنده با اشاره به اینکه «قیمت یک خامه شکلاتی در عرض چند روز از ۳۹ هزار تومان به ۵۵ هزار تومان رسیده و سایر مواد غذایی نیز چندین برابر شده‌اند» از دولت پرسیده است: «آقای دولت، آیا حواستان هست؟ چرا با گران‌فروشان برخورد نمی‌کنید؟» در همین راستا، امیرحسین ثابتی، نماینده اصولگرای مجلس نیز، بدون اشاره به عواملی همچون محاصره دریایی و اختلال در واردات نهاده‌های دامی، اظهار کرده است: «مگر مرغداری‌ها هم موشک خورده‌اند که در عرض یک ماه قیمت تخم‌مرغ شانه‌ای ۲۰۰ هزار تومان افزایش داشته؟ چرا مردم باید هزینه بی‌عرضگی برخی مسئولان را بدهند و جنگ بهانه‌ای برای توجیه ناتوانی مدیران شود؟»

از این‌دست اظهارنظرها زیاد می‌بینیم و می‌شنویم که در دو موضوع مشترک هستند؛ یکی اینکه خواستار برکناری مدیران بی‌عرضه هستند و دیگر اینکه از نهادهای نظارتی و تعزیراتی انتظار دارند که با گران‌فروشان برخورد کنند.

  وقتی تورم، گرانی شمرده شود، راه‌حل مبارزه با آن ‌هم در برخورد با تولیدکننده‌ها، فروشنده‌ها و کسبه با رویکرد کاملاً تعزیراتی و کنترل قیمت‌ها خلاصه می‌شود. درحالی ‌که تورم یک پدیده اقتصاد کلان و کاملاً یک پدیده پولی است که به‌خاطر کسری بودجه و خلق پول در شبکه بانکی ایجاد می‌شود.

  اما پرسش اصلی این است که ریشه التهاب‌های فعلی در اقتصاد ایران چیست؟ برای پاسخ، می‌توان به مثال بادکنک میلتون فریدمن رجوع کرد. این اقتصاددان برنده نوبل اقتصاد، اقتصاد تورمی را به بادکنکی تشبیه می‌کرد که چاپ پول بدون پشتوانه مانند دمیدن هوا در آن است. سطح قیمت‌ها نیز همچون سطح بادکنک با افزایش حجم پول بالا می‌رود. به بیان ساده، افزایش نقدینگی همان اثری را بر قیمت‌ها دارد که دمیدن هوا در بادکنک. هر دو موجب تورم می‌شوند. یکی تورم قیمت‌ها و دیگری تورم بادکنک.

  البته وجه پنهان ماجرا این است که دولت می‌تواند با اعمال فشار موقتاً از افزایش قیمت در برخی بخش‌ها جلوگیری کند. درست مانند فشردن بخشی از بادکنک. اما این فشار تنها باعث انتقال تورم به بخش‌های دیگر یا زمان‌های دیگر می‌شود و در نهایت، مسأله را پیچیده‌تر می‌کند.

این خطای تحلیلی که در ٤٧ سال گذشته وجود داشته، پیش از انقلاب نیز وجود داشت. پیش از انقلاب، محمدرضا پهلوی بر این باور بود که می‌توان با سرکوب قیمت‌ها، تورم را مهار کرد. در همین راستا در وزارت بازرگانی سازمانی با عنوان «مرکز بررسی قیمت‌ها» ایجاد شد و همزمان حزب رستاخیز مأمور شد با بسیج نیروهای خود با «گران‌فروشی» مقابله کند.

  چنانکه اقتصاددانان در همه این سال‌ها تأکید کرده‌اند؛ این واقعیت را باید در نظر گرفت که نادیده گرفتن تفاوت میان تورم و گرانی صرفاً یک خطای مفهومی یا نظری نیست بلکه خطایی است که پیامدهای عمیق و پرهزینه‌ای برای اقتصاد ایران به‌دنبال دارد. این اشتباه، نخست در سطح سیاستگذاری خود را نشان می‌دهد و عواقب زیاد اجتماعی و سیاسی به‌دنبال دارد و باعث می‌شود که نظام حکمرانی اقتصادی به‌جای تمرکز بر ریشه‌های اصلی تورم مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی و سیاست‌های پولی، بر تنبیه و تعزیر بازاریان و فروشندگان متمرکز شود.

  در نهایت، می‌توان گفت که تفکیک دقیق میان تورم و گرانی، پیش‌شرط هرگونه سیاستگذاری مؤثر در اقتصاد است. تا زمانی ‌که این تمایز در سطح تصمیم‌گیری و گفتمان عمومی به‌درستی درک نشود، سیاست‌ها همچنان بر معلول‌ها متمرکز خواهند بود نه بر علت‌ها. نتیجه چنین وضعیتی، تداوم چرخه تورم، تشدید بی‌ثباتی اقتصادی و افزایش فشار بر معیشت مردم خواهد بود. 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره