امارات متفرقه

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، حالا یک قربانی جدید دارد؛ قربانیای که اگرچه در نتیجه پاسخهای موشکی و پهپادی اخیر ایران به متجاوزان بهشدت آسیب دید و متضرر شد اما این روزها فراتر از آسیبهای ظاهری، کیان و موجودیت این قربانی هم از درون با چالش روبهرو شده است.
امارات عربی متحده دسامبر 1971 میلادی در نتیجه اتحاد و ائتلاف 6 شیخنشین شامل ابوظبی، عجمان، دوبی، فجیره، شارجه و امالقویین تشکیل شد و رأسالخیمه نیز کمی بعد ـ ۱۰ ژانویه ۱۹۷۲ ـ به آن پیوست. این 7 شیخنشین اما در نتیجه ماجراجوییهای اخیر «محمد بنزاید» حاکم ابوظبی که عنوان رئیس امارات را هم دارد، بهشدت از وضعیت این روزهای خود آشفته و نگرانند و به نظر میرسد پشت پرده، شیخنشینان نسبت به هم دلخوری زیادی دارند.
به گزارش «وطن امروز»، با وجود اینکه طی سالهای گذشته گاهوبیگاه شایعاتی درباره اختلافات داخلی یا احتمال جدایی برخی امارتها و فروپاشی امارات عربی متحده مطرح شده اما انتشار توئیتی از سوی «محمد بنراشد آلمکتوم» حاکم دوبی همزمان با ادامه تنشها در تنگه هرمز، گمانهزنیها درباره اختلافات امیرنشینان امارات را تقویت کرد. بنراشد که معاون بنزاید رئیس امارات نیز به شمار میرود، در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» با تأکید بر مفهوم مسؤولیت، نوشت: مسؤولیت یک امانت است و هر مقام مسؤولی که تنها به موفقیت شخصی خود بیندیشد یا برای موفقیت دیگران در کشور تلاش نکند، امانتدار واقعی نیست. وی همچنین خودمحوری در مدیریت امور عمومی را نوعی خیانت دانست و تصریح کرد: مسؤول واقعی باید دغدغه کل کشور را داشته باشد، نه صرفاً منافع فردیاش را.
این پست حاکم دوبی، اخبار منتشرشده درباره درگیری و نارضایتی حاکمان امارات از سیاستورزی بنزاید را تقویت کرد؛ سیاستی که به طور عمده تنشهایی را با کشورهای همسایه امارات از جمله ایران و عربستان ایجاد کرده است.
روزنامهنگاران و وبلاگنویسان جهان عرب نیز درباره پست حاکم دوبی اظهار نظر کردند و گفتند این پست حاوی پیام سیاسی غیرمستقیم از سوی حاکم دوبی است که حاکم ابوظبی و رئیس امارات را هدف قرار داده است. «عبدالله حمدان العنزی» روزنامهنگار سعودی، درباره پست بنراشد نوشت: «آنچه محمد بنراشد(حاکم دوبی) در ۴۰ سال خلاقیت و موفقیت در امارات ساخت، محمد بنزاید در یک ماه نابود کرد».
«عبدالله بن خویلد بن نغیمش» کاربر سعودی نیز با اشاره به توئیت حاکم دوبی این سوال را مطرح کرد: منظور جناب شیخ محمد بنراشد چیست؟ آیا اختلاف در امارات علنی شده است؟ آیا حاکم ابوظبی بدون مشورت با دیگر حاکمان امارات تصمیم میگیرد؟
البته برخی کاربران نیز گفتهاند حاکم دوبی با انتشار این پست معنادار، به صورت همزمان هم به رئیس امارات و هم حاکم شارجه کنایه زده است، چون انتشار پست حاکم دوبی پس از گزارشها درباره اختلافات حاکم شارجه با ابوظبی صورت گرفته است.
مدل سیاسی دوبی برابر ابوظبی
اختلافات سیاسی دوبی و ابوظبی موضوع جدیدی نیست. بسیاری از کارشناسان معتقدند دوبی سیاستهای خارجی و داخلی ابوظبی را باری بر دوش مدل اقتصادی خود میداند. گزارشها نیز نشان میدهد دوبی مدل سیاسی خود را مبتنی بر شهرت بنا نهاده و این شیخنشین از طریق شهرت تلاش داشته به جذب سرمایه خارجی بپردازد، این در حالی است که دوبی ماجراجوییها و مداخلات نظامی ابوظبی را خطری برای اقتصاد خود میداند و واقعیت هم آن است که سیاست خارجی ماجراجویانه ابوظبی تاکنون با اهداف دوبی که خود را یک واحه جهانی امن معرفی میکند، در تضاد کامل قرار دارد.
«طه صالح» روزنامهنگار اهل تعز یمن در گزارشی نوشت: وقتی داشتم درباره تعداد شرکتهایی که امارات را به مقصد عربستان سعودی ترک کردند میخواندم، متوجه شدم همه آنها از دوبی آمدهاند، نه از ابوظبی! بعد از آن، شروع به جستوجوی تاریخچه دوبی و ابوظبی کردم و آن موقع بود که شوک شدم، چون متوجه شدم وقتی عربستان تصمیم گرفت از نظر اقتصادی با امارات رقابت و شرکتهای جهانی را تشویق به انتقال دفاتر مرکزی خود به ریاض کند، ضربه به قلب تجارت دوبی وارد شد. در حالی که ابوظبی غنی از نفت آسیبی ندید اما در دوبی این احساس وجود دارد که ماجراجوییهای سیاسی ابوظبی با ریاض، به ضرر دوبی تمام شده است.
کارشناس یمنی افزود: «دوبی میبیند مداخلات نظامی پرهزینه، اختلاف سعودی- اماراتی در یمن و حمایت کامل ابوظبی از پروژههای تجزیه یمن، اعتبار امارات را به عنوان یک مقصد سرمایهگذاری امن لکهدار کرده است. دوبی خواهان ادغام و شراکت با بازار اقتصادی بزرگ عربستان است نه تقابل با آن، اما محمد بنزاید، رئیس امارات چندان موافق نزدیکی دوبی به ریاض نیست».
به گفته طه صالح، «ما شاهد یک جدایی خاموش و فرسایش اعتماد میان دوبی و ابوظبی هستیم. دوبی شروع به باز کردن کانالهای خصوصی با عربستان سعودی به دور از تنشهای ابوظبی کرده است تا منافع تجاری خود را تضمین کند».
اختلاف خونین آلمکتوم و آلراشد
گزارشهای تاریخی نیز نشان میدهد اختلاف خاندان حاکم بر دوبی یعنی خاندان «محمد بنراشد آلمکتوم» با خاندان «محمد بنزاید آلنهیان» در ابوظبی بسیار قدیمی است. سال ۱۸۳۳ خانواده «آل مکتوم» به عنوان حاکمان فعلی دوبی تصمیم گرفتند از کنفدراسیون بنییاس در ابوظبی جدا شوند و به خور دوبی بروند. این نخستین اعلام استقلال و پایهگذاری یک رویکرد تجاری آزاد در دوبی بود که اساساً با رویکرد ابوظبی متفاوت است.
البته این جدایی مراحل خونینی را پشت سر گذاشت و به جنگ ۱۹۴۵ میان ۲ خاندان منجر شد. در این جنگ قبیلهای تلفاتی بین ۲ امارت به دلیل اختلاف بر سر زمین رخ داد و از هر ۲ طرف افرادی بر سر تعیین حدود مرز دوبی و ابوظبی کشته شدند.
اختلاف تاریخی ۲ شیخنشین خود را سال ۲۰۱۰ نیز نشان داد و خاندان آلنهیان در ابوظبی توانستند تصمیم خود برای تغییر نام «برج دوبی» به «برج خلیفه» در شب افتتاح آن را به خاندان آلمکتوم تحمیل کنند. این یک پیام واضح از سوی پسران زاید بود تا به آلمکتوم نشان دهند پول و تصمیم در دست ابوظبی است و دوبی باید مطیع فرمان ابوظبی باشد.
اما اینکه چرا دوبی به درخواست ابوظبی برای تغییر نام بزرگترین برج و نماد خود تن داد، به ورشکستگی اقتصادی یک سال قبل دوبی (سال 2009) بازمیگردد. بحران مالی دوبی سال ۲۰۰۹ باعث مداخله مالی ابوظبی در آن شد و در واقع دوبی را از نظر اقتصادی به ابوظبی بدهکار کرد. پس از این بحران، دوبی در مواقع متعدد احساس میکند ابوظبی از بحران مالی 2009 حداکثر سوءاستفاده را کرده و با تزریق مالی به بانکهای دوبی، در عمل تصمیمگیریهای حاکمیتی را به صورت مستقل دنبال میکند.
«جان سفکیان کایس» اقتصاددان ارشد بانک سعودی در فرانسه نیز معتقد است کمکی که دوبی از همسایه ثروتمند خود ابوظبی در سال 2009 دریافت کرد، هزینه سیاسی بزرگی برای دوبی داشت و آن امارت را در معرض محدودیتهای سیاسی و تجاری اعمالشده توسط امارت ابوظبی قرار داد.
ساز جدایی شارجه!
سایر گزارشها نیز نشان میدهد اختلافات در امارات عربی متحده فقط محدود به نوشته معنادار و پرکنایه حاکم دوبی علیه ابوظبی نیست، بلکه همزمان گزارشهای غیررسمی دیگری نیز منتشر شده که اختلاف حاکم شارجه با رئیس امارات را نشان میدهد. منابع سعودی میگویند سیاست خارجی بنزاید و نزدیکی او به نتانیاهو باعث اختلاف در میان امیرنشینان امارات شده، چون سایر شیخنشینان دلخوشی زیادی از نزدیکی ابوظبی به تلآویو ندارند و این نزدیکی را باعث ایجاد هزینه سیاسی برای امارات میدانند.
چند روز پیش نیز امارات خروج خود از ۲ سازمان مهم نفتی اوپک و اوپکپلاس را اعلام کرد اما وبسایت عربی «الحرف ۲۸»، گزارش داد «شیخ سلطانالقاسمی» حاکم شارجه از این تصمیم حاکم ابوظبی رضایت نداشته است.
همزمان برخی حسابهای رسانهای در فضای مجازی، بویژه در مصر و یمن، بروز اختلاف میان امارتهای ابوظبی و شارجه را تایید کردند و حتی از احتمال جدایی شیخنشین شارجه از ساختار امارات سخن گفتند. از جمله حساب کاربری پرطرفدار «مدینه مصر» که تحولات سیاسی جهان عرب را بررسی میکند، در نوشتهای با اشاره به شدت گرفتن اختلافات میان شیخنشینان امارات اعلام کرد ممکن است اتفاقی در سطح منطقهای، بویژه خلیجفارس رخ دهد. این حساب کاربری در ادامه نوشت امارات عربی متحده کنفرانس تأثیرگذاران خلیجفارس را برگزار کرد و هیچ کسی را از عربستان سعودی دعوت نکرد، جز چهره رسانهای سعودی «الخامس» که یک شخصیت نامطلوب سعودی و پرچمدار روند عادیسازی روابط با اسرائیل است و از نزدیکی به تلآویو، بویژه پس از 7 اکتبر 2023 دفاع میکند. این حساب عربی همچنین نوشت برگزاری این کنفرانس در امارات، اختلافات را در میان شیخنشینان تشدید کرده، چون شیخ شارجه مخالف نزدیکی به تلآویو است اما سیاستهای بنزاید، کاملا در راستای هماهنگی با اسرائیل است.
اگرچه در قانون اساسی امارات هیچ اشارهای درباره کنارهگیری یا حق جدایی یا سازماندهی مراحل جدایی یک شیخنشین از دیگر شیخنشینان وجود ندارد اما کاربران عرب میگویند حاکم شارجه به دنبال جدا شدن از ابوظبی است و در صورت این اتفاق، ترکیه، سومالی و عربستان سعودی پس از اعلام استقلال دولت شارجه، آن را به رسمیت خواهند شناخت. حتی بالا گرفتن گزارشها درباره اختلاف «القاسمی» حاکم شارجه با بنزاید تا بدان جا زیاد شده که «جواهر القاسمی» همسر حاکم شارجه ناگزیر شد به این گزارشها واکنش نشان دهد و اعلام کند شارجه هیچگونه اختلافی با ابوظبی ندارد. با این حال، نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که اختلاف میان ۷ شیخنشین امارات موضوع جدیدی نیست و طی 55 سال عمر تاسیس امارات، این اختلافات همواره کم یا زیاد در مقاطع مختلف جریان داشته است.
تلاش شارجه برای فاصله گرفتن از ابوظبی
درباره اختلافات شارجه و ابوظبی باید به اختلافات فرهنگی خاندان حاکم در ۲ امیرنشین نیز توجه داشت. کارشناسان معتقدند شکاف بین شارجه و ابوظبی، شکافی «ارزشمحور» و عمیق پیرامون هویت دولت است. شارجه، تحت حاکمیت «سلطانالقاسمی» مدلی محافظهکارانه در جامعه را اتخاذ میکند که بر فرهنگ، آموزش و انسجام خانواده تمرکز دارد و از مدل غربگرایی به رهبری ابوظبی راضی نیست.
از نظر تاریخی نیز تفاوت معنادار سیاسی میان رویکرد ابوظبی و شارجه وجود دارد. شارجه نسبت به جریانهای اسلامگرا مانند اخوانالمسلمین مدارای بیشتری نشان میدهد، در حالی که ابوظبی رویکردی سلبی برای ریشهکن کردن گروههای اسلامگرا بویژه اخوانالمسلمین را دنبال میکند. این تفاوت در «نحوه برخورد با جامعه» شکاف عمیقی بین دستگاههای امنیتی ابوظبی و شارجه ایجاد کرده است.
حاکمان شارجه نشان دادهاند از اینکه صرفاً دنبالهرو پروژههای بزرگ ابوظبی مانند موزه لوور ابوظبی به تقلید از موزه لوور فرانسه باشند، رضایت خاطر ندارند و بر ساختن هویت خود به عنوان یک شهر اسلامی و عربی اصرار دارند. در واقع شارجه در برابر تلاشهای ابوظبی برای ذوب تمام امارات در یک قالب واحد با شکل غربی نوعی مقاومت نرم را از خود نشان میدهد.
خشم دوبی و شارجه از سیاست خارجی ابوظبی
سیاست خارجی ماجراجویانه ابوظبی بیتردید یکی از مسائل مورد اختلاف میان حاکم ابوظبی و دیگر امیرنشینان است. همانگونه که گفته شد، حاکم دوبی از تنش ابوظبی و ریاض بسیار نگران است و تنش امارات و عربستان در موضوع یمن را یک چالش بزرگ میداند. «شیخ راشد بنحمد الشرقی» مخالف اماراتی و پسر حاکم فجیره نیز در مصاحبهای با روزنامه نیویورکتایمز در سال 2018 اختلافات میان ۷ امارت درباره جنگ یمن و تصمیم یکجانبه ابوظبی برای مشارکت در آن را فاش کرده و گفته بود بیشتر سربازان کشتهشده در یمن از اهالی فجیره بودند و فجیره بیشترین هزینه را در جنگی داد که با ورود به آن مخالف بود. فرزند حاکم فجیره گفته بود حاکم ابوظبی با سایر امارتها درباره ورود به جنگ یمن مشورت نکرد و سربازان فجیره را مجبور به جنگ علیه یمن کرد.
شکاف حاکمان دوبی و ابوظبی سال 2011 در جریان تحولات اعتراضی بهار عربی یا بیداری اسلامی نیز خود را نشان داد. در حالی که محمد بنزاید از همان ابتدا دشمنی خود را با اعتراضات در کشورهای عرب اعلام و از مخالفان انقلابها حمایت و میلیاردها دلار برای آنها هزینه کرد اما در طرف مقابل، «شیخ محمد بنراشد آلمکتوم» به خاطر موضع بیطرفانهاش درباره این قیامها شناخته میشد. حاکم دوبی حتی اعتراضات عربی را یک رویای دیرینه خود میدانست و در مصاحبهای با سیانان در سال ۲۰۱۱ اظهار کرد: «بهار عربی نمایانگر یک رویای دیرینه برای مردم است، زیرا برخی دولتها برای خدمت به خودشان تلاش میکنند، نه مردمشان و مردم میخواهند کار دیگری انجام دهند».
بعد دیگر اختلافات بر سر سیاست خارجی در امارات به اختلاف حاکم شارجه با بنزاید، بر سر تنش با ترکیه برمیگردد. این اختلاف حتی تا جایی است که سال 2020 اختلاف امارات و ترکیه باعث شد سلطانالقاسمی حاکم شارجه و عضو شورای عالی امارات در نشست عالی امیران با حضور بنزاید شرکت نکند، چون آن زمان تنش امارات و ترکیه در اوج بود و بر اساس گزارش امارات لیکس، غیبت حاکم شارجه در نشست عالی رهبران به عنوان غیبتی اعتراضی علیه تنش بنزاید با اردوغان تفسیر شد. حاکم شارجه روابط خوبی با رئیسجمهور ترکیه دارد و آخرین سفر اردوغان به امارات نیز سال 2011 به دعوت حاکم شارجه صورت گرفت؛ دعوتی که به گفته امارات لیکس خوشایند بنزاید نبود.
در سالهای اخیر نیز ترکیه اقدام به کمک به ساخت مسجد النور امارات به عنوان یکی از زیباترین مساجد جهان اسلام در شارجه کرد؛ مسجدی که به سبک معماری عثمانی ساخته شد و افتتاح آن نیز نه از سوی بنزاید، بلکه توسط حاکم شارجه صورت گرفت. این در حالی است که همزمان ابوظبی در سالهای گذشته پخش سریالها و برنامههای سرگرمی ترکیه را در امارات ممنوع اعلام کرده است. بنابراین در حال حاضر سیاست خارجی امارات که از سوی ابوظبی اداره میشود، در تقابل اساسی با ۲ امیرنشین دیگر این کشور است. از یک سو حاکم دوبی به دنبال نزدیکی به عربستان برای امنیت سرمایهگذاری اقتصادی است و از سوی دیگر حاکم شارجه نیز روابط بسیار نزدیکی با آنکارا دارد. این در حالی است که ابوظبی هم با ترکیه و هم با عربستان دچار تنشهای قابل توجهی در سیاست خارجی است و گاهی این تنشها در موضوعاتی مانند اختلاف امارات و عربستان در موضوع یمن یا اختلاف امارات و ترکیه در مصر و سودان آشکار میشود.
شکاف داخلی در میان سایر امیرنشینان
از نظر داخلی نیز، سایر امیرنشینان امارات عربی متحده احساس میکنند تمرکزگرایی ابوظبی برخلاف منافع دیگر امیرنشینان است و در تصمیمگیریهای حاکمیتی، ابوظبی دیگر امیرنشینان را به حاشیه رانده است. بر اساس قانون اساسی امارات، شورای عالی اتحادیه تصمیمگیرنده سیاستهای داخلی و خارجی کلان کشور است اما در عمل این ابوظبی است که بدون مشورت با حاکمان سایر امارتها درباره جنگ و صلح و سیاست خارجی تصمیم میگیرد.
همچنین اگرچه ابوظبی بزرگترین تأمینکننده مالی امارات است اما در میان سایر امیرنشینان این احساس وجود دارد که هزینههای فدرال بر پروژههای نمایشی در ابوظبی متمرکز است. گزارش وبگاه «امارات لیکس» نیز نشان میدهد برخی مناطق و شهرهای امارات در مقایسه با ابوظبی از شکافهایی در زیرساختها و خدمات شهری رنج میبرند. این گزارش میافزاید اتحادیه امارات امروز سیستمی است که از شکافهای خاموش داخلی رنج میبرد. ابوظبی پول و سلاح دارد اما دوبی و شارجه «الگویی جذاب» دارند. هرگونه تغییر در قدرت مالی سایر امیرنشینان میتواند آنها را به سمت مطالبه استقلال خود و حتی جدایی از ابوظبی سوق دهد.
اختلاف بر سر مسائل امنیتی و مرزی
در مورد مسائل مرزی نیز تاکنون در چند مورد از جمله در جریان برگزاری نمایشگاه اکسپو دوبی اختلافات آشکاری میان دوبی و ابوظبی رخ داده است، چون در مواردی ابوظبی با تهیه فهرستی از افراد ممنوعالورود مانع ورود برخی سرمایهگذاران خارجی به نمایشگاههای تجاری دوبی شده و این مساله باعث نارضایتی حاکم دوبی از جمله در جریان رویداد اکسپو دوبی 2000 شد.
در حال حاضر نیز که در نتیجه جنگ علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز، ابوظبی با محدودیتهای صادرات نفت از تنگه هرمز مواجه شده، حاکم ابوظبی برای صادرات نفت به بنادر شارجه در دریای عمان نیاز بیشتری پیدا کرده است اما انتشار گزارشها درباره اختلاف امیران ابوظبی و شارجه نشان میدهد امارات راه دشواری برای دور زدن تنگه هرمز از طریق شارجه در پیش خواهد داشت، بویژه که سالها پیش اختلافات داخلی شارجه و ابوظبی حتی به مساله قتل فرزند حاکم شارجه نیز کشیده شد. ماجرا از این قرار بود که سال ۲۰۱۹ مقامهای امارات تایید کردند «شیخ خالد بنسلطان القاسمی» پسر امیر شارجه به دلایل نامعلومی در لندن درگذشته است. اگرچه علت مرگ فرزند شارجه آن زمان اعلام نشد اما برخی مرگ فرزند حاکم شارجه را به محمد بنزاید، حاکم ابوظبی نسبت دادند که دارای اختلافات با حاکم شارجه است. حتی یک سال قبل از مرگ مشکوک فرزند حاکم شارجه، «بوغانم» از فعالان مشهور اماراتی در شبکههای اجتماعی نوشته بود بنزاید با هدف بررسی راهکار رهایی از حاکم شارجه با «حمد النعیمی» حاکم امیرنشین عجمان امارات در مغرب دیدار کرده است اما گویا آن زمان هم حاکم عجمان و هم حاکم دوبی با این تصمیم بنزاید مخالفت کرده بودند. با این حال، مرگ فرزند حاکم شارجه به بنزاید نسبت داده شد و از آن زمان موضوع اختلاف عمیق حاکم ابوظبی و حاکم شارجه همواره مطرح بوده است. در شرایط فعلی نیز به نظر نمیرسد این اختلافات دیرینه بتواند مسیر دسترسی راحت ابوظبی به بندر شارجه برای دور زدن تنگه هرمز را فراهم کند.
بعد دیگر اختلافات داخلی در امارات عربی متحده، مساله تقسیم قدرت میان امیرنشینان است. ماده 45 قانون اساسی امارات تصریح میکند شیخ محمد بنراشد آلمکتوم، حاکم دوبی، معاون رئیس امارات و نخستوزیر است، به این معنی که در صورتی که رئیس امارات، یعنی بنزاید قادر به حکومت نباشد، حاکم دوبی حاکم بالفعل امارات است. با این حال این روزها، «خالد بنمحمد بنزاید آلنهیان» پسر محمد بنزاید کسی است که هم عنوان ولیعهد ابوظبی را در دست دارد و هم در عمل نفر دوم امارات است. خالد بن محمد بن زاید آلنهیان ۲۹ مارس ۲۰۲۳ به عنوان ولیعهد ابوظبی معرفی شد و بسیاری از رسانهها معتقدند بر چشمانداز سیاسی امارات سلطه کامل داشته و کنترل مطلق بر تصمیمگیریهای سیاسی دارد. سال گذشته نیز در دوره بیماری محمد بنزاید، فرزند او در محافل سیاسی حاضر میشد. وبگاه عربی الصحیفه در یادداشتی نوشت: قدرتگیری پسر ارشد بنزاید و تثبیت قدرت و تصمیمگیری سیاسی او نوعی کودتای نرم علیه حاکم دوبی است که براساس قانون اساسی نفر دوم امارات به شمار میرود.
حتی ریاست امارات نیز بر اساس قانون اساسی که توسط شیخ زاید بنسلطان آلنهیان در سال ۱۹۷۱ تدوین شد، قرار بود به صورت چرخشی میان ۷ امیرنشین باشد، به گونهای که هر حاکم برای یک دوره ۶ ساله رئیس امارات باشد، اگرچه بعد این دوره به یک دوره ۵ سال محدود شد اما کمبود منابع مالی در سایر امیرنشینها و وابستگی آنها به حمایت و کمک مالی امیرنشین نفتخیز ابوظبی باعث شد در عمل ریاست امارات در ابوظبی باقی بماند. در واقع ابوظبی حمایت مالی از سایر امیرنشینان را در ازای واگذاری حق آنها برای اداره سیاسی کل کشور انجام میدهد و این مساله نیز باعث شکلگیری نارضایتیهای زیرپوستی در میان سایر امیرنشینان شده است.
















