امارات منفجره

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
روز گذشته امارات عربی متحده، چند بار پیاپی هدف حملات موشکی کروز و پهپادی قرار گرفت. این حملات در بازههای زمانی مختلف تکرار شد.
در پی این حملات، آژیرهای هشدار در مناطق مختلف امارات از جمله دوبی و شارجه به صدا درآمد. در ادامه این وضعیت، گزارشهایی نیز از توقف پروازها در فرودگاههای دوبی و شارجه منتشر شد. هرچند این توقفها ممکن است موقت باشد اما نفس چنین تصمیمی نشاندهنده سطح بالای تهدید ارزیابیشده از سوی نهادهای امنیتی و هوانوردی امارات است. فرودگاههای این کشور، بویژه دوبی، از مهمترین هابهای هوایی جهان به شمار میروند و هرگونه اختلال در فعالیت آنها پیامدهایی فراتر از سطح منطقه دارد؛ چه آنکه در اغلب روزهای جنگ 40 روزه نیز فرودگاههای امارات تعطیل بودند.
اما مهمترین اتفاقات در فجیره رخ داد. بندر فجیره نیز به عنوان یکی از مهمترین مراکز انرژی و صادراتی امارات، هدف حمله پهپادی قرار گرفت. این حمله منجر به آتشسوزی در مجتمع پتروشیمی این بندر شد. فجیره یکی از گلوگاههای مهم زنجیره تأمین انرژی محسوب میشود.
همچنین چند کشتی در این بندر مورد اصابت قرار گرفتند. ایران در واکنش به برخی ادعاهای مطرحشده از سوی امارات، این اتهامات را رد و تأکید کرد برنامهای برای حمله به این کشور نداشته است.
با این حال، تحولات صرفا به حملات موشکی و پهپادی محدود نمانده است. در ۲ روز گذشته، دستکم ۲ نفتکش و یک کشتی باری وابسته به امارات که قصد داشتند به طور غیرقانونی از تنگه هرمز عبور کنند، مورد اصابت قرار گرفته و متوقف شدند.
در همین فضا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز گذشته نقشه جدیدی از محدوده تنگه هرمز منتشر کرد؛ اقدامی که میتوان آن را در چارچوب بازتعریف قواعد بازی در این آبراه استراتژیک ارزیابی کرد. بر اساس این اعلام، محدوده جدید از جنوب، خطی میان کوه مبارک در ایران و جنوب فجیره در امارات را در بر میگیرد و از غرب نیز خطی میان انتهای جزیره قشم ایران و امارت امالقُوِین آن کشور را شامل میشود. این محدودهبندی، عملاً بخش قابل توجهی از آبهای اطراف بنادر امارات را در بر میگیرد و نشاندهنده افزایش سطح کنترل و نظارت ایران بر ترددهای دریایی است. تحلیل این نقشه نشان میدهد با اجرایی شدن کامل این چارچوب، بنادر امارات عملاً در محدودهای قرار میگیرند که خروج محمولهها از آنها بدون در نظر گرفتن ملاحظات اعلامی ایران، امکانپذیر نخواهد بود. به بیان دیگر، این اقدام میتواند به منزله اعمال نوعی کنترل مؤثر بر جریان تجارت دریایی امارات تلقی شود. در واقع امارات نیز به صورت کامل شامل محاصره دریایی شده است.
در جریان جنگ ۴۰ روزه اخیر آمریکا/ رژیم صهیونیستی علیه ایران، امارات نقش فعالی در همراهی با ۲ رژیم متجاوز ایفا کرد و حتی گزارشهایی در آخرین روزهای جنگ منتشر شد مبنی بر اینکه این کشور در برخی حملات نظامی به ایران، از جمله بنادر کشورمان مشارکت داشته است.
همچنین در میان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، در جنگ اخیر امارات بیشترین سطح همکاری را با واشنگتن و تلآویو علیه کشورمان داشت. در همین چارچوب، بهتازگی برخی رسانههای صهیونیستی فاش کردند اسرائیل برای رهگیری پهپادهای ایران، سامانه «پرتو آهنین» خود را که در مراحل آزمایشی قرار دارد، در امارات مستقر کرده بود؛ اذعانی که عملا نشاندهنده سطح همکاریهای نظامی میان ابوظبی و رژیم اشغالگر قدس است.
با گذشت ۶۵ روز از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، یکی از مهمترین گزارههایی که در میدان عمل به اثبات رسیده، تداوم تسلط کامل و مؤثر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بر تنگه راهبردی هرمز است؛ گذرگاهی که نهتنها شریان حیاتی انرژی جهان محسوب میشود، بلکه در این جنگ به یکی از اصلیترین اهرمهای ژئوپلیتیک ایران تبدیل شد. بر خلاف برآوردهای اولیه واشنگتن که تصور میکرد میتواند با اتکا به برتری نظامی خود، این گلوگاه حیاتی را به سرعت از کنترل جمهوری اسلامی خارج یا دستکم آن را برای عبور آزادانه کشتیها «ایمنسازی» کند، تحولات میدانی نشان داده این هدف نهتنها محقق نشده، بلکه تلاشهای مکرر آمریکا برای تغییر وضعیت موجود، تاکنون با ناکامی مواجه بوده است.
شاهد عینی و ملموس این مدعا را میتوان در تحولات روز گذشته هرمز جستوجو کرد؛ جایی که مجموعهای از اقدامات، تهدیدات، واکنشها و واقعیتهای میدانی، بار دیگر نشان داد معادله قدرت در این منطقه، برخلاف روایتهای تبلیغاتی ترامپ، همچنان به نفع ایران جریان دارد.
شامگاه یکشنبه به وقت تهران، رئیسجمهور آمریکا در موضعگیریای که بازتاب گستردهای یافت، از آغاز عملیاتی با عنوان «Project Freedom» خبر داد؛ عملیاتی که به گفته او، هدفش کمک به کشتیها و نفتکشهایی است که در سوی دیگر تنگه هرمز گرفتار شدهاند و ایجاد شرایطی برای عبور امن آنها از این آبراه استراتژیک. ترامپ همزمان با لحنی تهدیدآمیز هشدار داد اگر ایران بخواهد مانعی در برابر این طرح ایجاد کند، با واکنش قاطع ارتش آمریکا مواجه خواهد شد.
اندکی بعد، فرماندهی مرکزی نیروهای تروریست آمریکا در غرب آسیا (سنتکام) نیز با تأیید اظهارات وی اعلام کرد نیروهای دریایی و هوایی آمریکا در منطقه فعال شدهاند و در حال پشتیبانی از عبور کشتیهای تجاری هستند.
با این حال آنچه در میدان رخ داد، فاصله قابل توجهی با این ادعاها داشت. طبق اعلامها قرار بود این عملیات از ساعت ۱۵:۳۰ به وقت منطقه آغاز شود اما واقعیت این بود که با صدور هشدارهای صریح و قاطع از سوی نیروهای مسلح ایران، هیچ کشتی یا نفتکشی حاضر نشد ریسک عبور بدون هماهنگی با ایران را بپذیرد. فضای نااطمینانی به گونهای بود که حتی با وجود ادعاهای حمایت آمریکا شرکتهای کشتیرانی و خدمه کشتیها ترجیح دادند از هرگونه اقدام مخاطرهآمیز خودداری کنند.
در همین چارچوب، فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ص) نیز با لحنی صریح به ایالات متحده هشدار داد هرگونه تلاش برای نزدیک شدن یا ورود به تنگه هرمز با پاسخ نظامی مواجه خواهد شد. سردار سرلشکر «علی عبداللهی» تأکید کرد امنیت این تنگه در اختیار کامل نیروهای مسلح ایران است و هرگونه تردد امن، صرفاً در چارچوب هماهنگی با این نیروها امکانپذیر خواهد بود.
تنها ساعاتی پس از این هشدار، نشانههای عملی شدن آن نیز در میدان ظاهر شد. بر اساس اعلام ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروهای دریایی ارتش ۲ ناوشکن آمریکایی را که قصد نزدیک شدن به محدوده تنگه هرمز و ورود به خلیج فارس را داشتند، با اقدامات بازدارنده و شلیک اخطار، وادار به عقبنشینی کردند.
در این اطلاعیه آمده است: «ناوشکنهای آمریکا ساعاتی قبل با خاموش کردن رادارهای خود در دریای عمان، قصد نزدیک شدن به تنگه هرمز را داشتند که بلافاصله پس از روشن کردن رادارهای خود، کشف و با اخطار رادیویی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مبنی بر مخاطرات نقض آتشبس مواجه شدند. دلاورمردان ارتش پس از بیتوجهی ناوشکنهای آمریکایی، در اخطاری مجدد، صراحتا اعلام کردند هرگونه تلاش برای ورود به تنگه هرمز، نقض آتشبس تلقی شده و با واکنش نیروی دریایی مواجه خواهد شد. در این مرحله به دنبال بیتوجهی ناوشکنهای آمریکایی- صهیونی به اخطار اولیه، نیروی دریایی ارتش با شلیک تیرِ اخطار موشکهای کروز، راکت و پهپادهای رزمی در حوالی شناورهای دشمن متجاوز، هشدار داد مسؤولیت و عواقب مخاطرهآمیز اینگونه اقدامات، متوجه دشمن متخاصم خواهد بود».
همزمان با این اتفاق، رسانههای آمریکا از جمله پایگاه خبری «آکسیوس» گزارش دادند برخلاف فضاسازیهای اولیه، عملیات اعلامشده از سوی ایالات متحده قرار نیست شامل اسکورت مستقیم و دائم کشتیها باشد. به گفته مقامات آمریکا، ناوهای ارتش تروریست آن کشور صرفا در «مجاورت» مسیرها حضور خواهند داشت، کشتیها را درباره مسیرهای امن راهنمایی میکنند و در صورت هدف قرار گرفتن آنها، واکنش نشان خواهند داد.
این روایت جدید، در واقع نوعی عقبنشینی آشکار از موضع اولیه واشنگتن محسوب میشود؛ موضعی که در آن صحبت از بازگشایی هرمز و مقابله مستقیم با هرگونه اقدام ایران به میان آمده بود. اکنون همان طرح به سطحی از «راهنمایی(!) و واکنش احتمالی» تقلیل یافته که نشاندهنده محدودیتهای عملی ارتش تروریست آمریکا در مواجهه با واقعیتهای میدانی و نیروهای مسلح ایران در خلیج فارس است.
نکته قابل توجهتر آن است که مقامات آمریکا اعلام کردند در صورتی وارد عمل میشوند که کشتیها مورد هدف قرار گیرند؛ این در حالی است که گزارشهای غیررسمی منتشرشده در روز گذشته حاکی از آن بود دستکم ۲ نفتکش که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند، هدف قرار گرفته و متوقف شدهاند. افزون بر این، دادههای ناوبری نیز نشان داد ۲ کشتی دیگر پس از دریافت هشدار ایران، مسیر خود را تغییر داده و از تنگه عقبنشینی کردهاند.
در همین فضا، گزارشهای میدانی و نقل قولهای منتشرشده از سوی منابع دریایی نیز بخوبی نشاندهنده بیاعتمادی گسترده نسبت به ادعاهای آمریکا بود. مثلا یک ناخدای حاضر در میان نفتکشهای متوقفشده در خلیج فارس در گفتوگو با یک منبع رصد دریایی تصریح کرد: «سیاستمداران روی هوا حرف میزنند و هیچ نفتکشی جرات عبور از هرمز خارج از ضوابط ایران را ندارد». این جمله، بازتابدهنده نگاه واقعبینانه کشتیهای حاضر در خلیج فارس به وضعیت موجود است.
از سوی دیگر، گزارش منتشرشده در روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» نیز نشان داد مالکان کشتیها با توجه به تهدیدات ایران و نبود شفافیت درباره نحوه اجرای عملیات آمریکا، حاضر به پذیرش ریسک عبور از این مسیر نیستند. یعنی به رغم همه ادعاها و فضاسازیهای ترامپ و سنتکام، اعتمادی به توانایی آمریکا برای تأمین امنیت در برابر ایران وجود ندارد.
بدیهی است این وضعیت، صرفا محصول رخدادهای یک روز یا چند ساعت نیست، بلکه ریشه در مجموعهای از تحولات طی هفتههای اخیر دارد. ۴۰ روز نبرد و نمایش عینی توانمندیهای ایران در حوزههای مختلف، بویژه در عرصه دریایی، باعث شده هرگونه تهدید از سوی نیروهای مسلح ایران، برای دشمن و کشتیهای حاضر در خلیج فارس کاملاً جدی و معتبر تلقی شود. در چنین شرایطی، هشدارهای صریحی که روز گذشته از سوی فرماندهان ایرانی خطاب به آمریکا و کشتیها و شرکتهای کشتیرانی صادر شد، نقش مهمی در ناکامی عملیات جدید واشنگتن حداقل در قدم اول داشته است.
در همین راستا، فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ص) تاکید کرده هرگونه تردد در تنگه هرمز باید با هماهنگی نیروهای مسلح ایران انجام شود، در غیر این صورت، مسؤولیت عواقب آن بر عهده طرف متخلف خواهد بود. همزمان سردار «حسین محبی» سخنگوی سپاه پاسداران نیز اعلام کرد هیچ تغییری در روند مدیریت تنگه هرمز ایجاد نشده و تنها شناورهایی که مطابق پروتکلهای اعلامی حرکت کنند، از امنیت برخوردار خواهند بود؛ در غیر این صورت، با مخاطرات جدی مواجه خواهند شد.
در چنین فضایی، به نظر میرسد ادعای آمریکا درباره آغاز عملیات موفق برای عبور کشتیها از تنگه هرمز، تلاشی برای ترمیم وجهه و مدیریت افکار عمومی است. در همین چارچوب، ابتدا ترامپ و سپس سنتکام مدعی شدند ۲ کشتی تجاری تحت حمایت آمریکا توانستهاند با موفقیت از تنگه عبور کنند و وارد آبهای آزاد شوند اما این ادعا نیز با تردیدهای جدی مواجه شد، چرا که هیچ تصویر، مشخصات یا حتی نامی از این کشتیها ارائه نشد تا امکان راستیآزمایی آن وجود داشته باشد.
در مقابل، روابط عمومی سپاه پاسداران در اطلاعیهای کوتاه اما صریح، این ادعا را رد و اعلام کرد در ساعات گذشته هیچ کشتی تجاری یا نفتکشی از تنگه هرمز عبور نکرده و ادعاهای مطرحشده از سوی مقامات آمریکایی «بیاساس و کذب محض» است.
مجموعه این تحولات نشان میدهد تلاش آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز، در مقطع کنونی، محکوم به شکست است. از یک سو، توان بازدارندگی و اشراف اطلاعاتی و عملیاتی ایران بر این گذرگاه، امکان هرگونه اقدام را از بین برده و از سوی دیگر، بیاعتمادی بازیگران اقتصادی و دریایی به تضمینهای امنیتی ترامپ، عملاً اجرای هرگونه طرح عملیاتی را با مشکل مواجه کرده است. بر این اساس، میتوان گفت طرح جدید آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز نیز همچون تلاشهای پیشین، در معرض شکست قرار دارد. تنگه هرمز همچنان در کنترل ایران است و قرار هم نیست شرایط این گذرگاه راهبردی دنیا به پیش از آغاز جنگ 40 روزه بازگردد؛ واقعیتی که ترامپ نمیخواهد قبول کند اما اغلب کشورهای دنیا آن را پذیرفتهاند.
















