تنگه شکست ترامپ

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حسین کیامنش| وقتی نیروی دریایی ارتش آمریکا روز دوشنبه ۲ ناوشکن موشکانداز خود را به خلیج فارس اعزام کرد تا تسلط ایران بر تنگه هرمز را بشکند، این اقدام نشانه آغاز یک قمار پرریسک از سوی ترامپ بود؛ قماری که هدف آن بازپسگیری ابتکار عمل از ایران و شکستن اهرم کنترل تهران بر یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرفت. تنگه هرمز، به عنوان شریان اصلی انتقال بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان، در ۲ ماه اخیر به محلی برای اعمال اقتدار و قدرت ایران تبدیل شده و واشنگتن تلاش کرد با نمایش قدرت دریایی، موازنه را به سود خود تغییر دهد؛ تلاشهایی که جملگیشان محکوم به شکست بوده است. با این حال، این قمار از همان ابتدا نشانههایی از ناکامی در خود داشت. نیروهای مسلح ایران با اتخاذ موضعی قاطع و اجرای شلیکهای هشدار، مانع پیشروی شناورهای آمریکایی شد. این واکنش عملاً نشان داد هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت تنگه با پاسخ مستقیم مواجه خواهد شد. در نتیجه، ناوهای آمریکایی مجبور به عقبنشینی شدند تا از همان ساعات اولیه، آینده عملیات موسوم به «پروژه آزادی» با تردیدهای جدی روبهرو شود. تنها ۴۸ ساعت بعد، این تردیدها به واقعیت تبدیل شد و رئیسجمهور آمریکا بامداد چهارشنبه به وقت تهران در یک چرخش ناگهانی، توقف عملیات «پروژه آزادی» را اعلام کرد؛ تصمیمی که به وضوح با مواضع قبلی او در تضاد بود. وی پیش از آغاز این عملیات، با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرده بود ارتش این کشور قصد دارد عبور کشتیهای تجاری و نفتکشها از تنگه هرمز را تضمین کند و در صورت هرگونه مقابله از سوی ایران، پاسخ شدید و قاطع خواهد داد اما تنها ۲ روز پس از آغاز عملیات، همان طرح بدون تحقق اهدافش کنار گذاشته شد! در نخستین روز اجرای این طرح، ۲ ناوچه آمریکایی با پوشش گسترده راداری و پدافندی تلاش کردند از تنگه عبور کرده و وارد خلیج فارس شوند. این حرکت که قرار بود نمایش «کنترل کامل» آمریکا باشد تا کشتیهای تجاری را ترغیب به تخطی از هشدارهای ایران و عبور از تنگه هرمز کند، با واکنش سریع و شدید نیروهای دفاعی ایران بویژه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. تلاشهای آمریکا برای تغییر قواعد حاکم بر خلیج فارس محدود به این مورد نماند. یک منبع موثق به «وطن امروز» اطلاع داد شامگاه سهشنبه 15 اردیبهشت، ارتش آمریکا این بار با استفاده از چند ناوچه و کشتی نظامی قصد عبور از تنگه هرمز را داشت که با مقابله شدید ایران مواجه شد و نیروهای مسلح کشورمان آتش گستردهای به روی دشمن گشودند. این منبع موثق افزود: «حجم درگیری بسیار بالا بوده و در نهایت ناوچههای ارتش تروریست آمریکا مجبور به عقبنشینی از تنگه هرمز شدند تا تلاش دوباره آمریکا برای خارج کردن کشتیهای تجاری از خلیج فارس، ناکام بماند». از سوی دیگر ایران با حملات موثر، مانع عبور تعدادی کشتی نظامی از تنگه هرمز هم شد. اتفاق شامگاه سهشنبه و درگیری روز دوشنبه برای ترامپ و تیم امنیتی او روشن کرد پروژه آزادی نه تنها به اهداف اعلامشده نخواهد رسید، بلکه میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد. ادامه این مسیر به معنای ورود به یک درگیری گستردهتر با ایران بود؛ سناریویی که هم از نظر نظامی پرریسک و هم از نظر سیاسی برای ترامپ پرهزینه محسوب میشد. خصوصا آنکه در نگاه ناظران و تحلیلگران خارجی، پیروز راهبردی جنگ 40 روزه نیز «ایران» بوده است. در چنین شرایطی، توقف عملیات پروژه آزادی به یک ضرورت برای ترامپ تبدیل شد. یکی از نشانههای مهم این جمعبندی، تناقض آشکار در مواضع مقامات آمریکاست. تنها چند ساعت پیش از اعلام توقف عملیات از سوی ترامپ، «مارکو روبیو» وزیر خارجه، «پیت هگست» وزیر جنگ و «دن کین» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا با اطمینان از موفقیت عملیات موسوم به پروژه آزادی سخن میگفتند. آنها مدعی بودند مسیر امنی در تنگه ایجاد شده و حتی از آمادگی صدها کشتی برای عبور خبر میدادند اما اعلام ناگهانی توقف عملیات، این روایتها را به چالش کشید و نشان داد واشنگتن از ابتدا برنامهای برای عقبنشینی نداشته و تصمیم اخیر، نتیجه مستقیم تحولات میدانی در تنگه هرمز بوده است.
این برداشت، در گزارشهای رسانههای غرب نیز به وضوح بازتاب یافت. به عنوان مثال، فایننشال تایمز صراحتاً نوشت این تصمیم «تازهترین پیچ در تلاشهای دشوار ترامپ» برای بازگشایی تنگه است و همزمان به سردرگمی او در مدیریت بنبست با ایران اشاره کرد. روزنامه انگلیسی همچنین به نقل از تحلیلگران تأکید کرد این اقدام بیشتر شبیه «شاخه زیتون» و تلاش کمهزینه برای کاهش تنش است تا یک موفقیت راهبردی. رسانه اروپایی bne IntelliNews پا را فراتر گذاشت و صراحتاً از «شکست پروژه آزادی» ترامپ سخن گفت. این رسانه تأکید کرد طرح آمریکا عملاً کمتر از ۴۸ ساعت دوام آورد و از همان ابتدا با گزارشهای متناقض و سردرگمی همراه بود. در این گزارش آمده است دادههای ردیابی کشتیها و تصاویر ماهوارهای حتی ادعای آمریکاییها مبنی بر عبور ۲ کشتی تجاری در روز نخست عملیات را نیز زیر سؤال برده است. والاستریت ژورنال نیز از زاویهای متفاوت، ناکارآمدی این طرح را نشان داد. این روزنامه آمریکایی به نقل از مالکان کشتیها و کارگزاران دریایی نوشت این ابتکار فاقد شفافیت و تضمینهای امنیتی کافی بود و به همین دلیل، کشتیها از هرمز فاصله گرفتند. حتی در میان فعالان صنعت کشتیرانی، این طرح به تمسخر «Project Taco» (اشاره به عقبنشینی ترامپ) و «Project Pause» نامیده شد؛ تعابیری که بخوبی نشاندهنده برداشت شکست از این عملیات است. گاردین نیز در گزارشی به تناقضات درونی روایت آمریکا اشاره کرد. این رسانه نوشت ترامپ در حالی از توقف کوتاهمدت برای پیشبرد مذاکرات سخن گفته که تنها ساعاتی پیش از آن، مقامات ارشد نظامی و سیاسی آمریکا از موفقیت عملیات و ایجاد مسیر امن صحبت میکردند. گاردین همچنین تأکید کرد با وجود این ادعاها صدها کشتی همچنان در انتظار ماندهاند؛ موضوعی که نشان میدهد هدف اصلی عملیات تحقق نیافته است. در همین راستا، بلومبرگ نیز به دشواری تأمین امنیت تنگه هرمز اشاره کرد و نوشت توقف این طرح کوتاهمدت، نشاندهنده پیچیدگیهای عملیاتی و ناتوانی آمریکا در ایجاد یک مسیر پایدار برای عبور کشتیهاست. این رسانه تأکید کرد در همان مدت کوتاه اجرای طرح، ایران نهتنها کنترل خود را حتی گسترش داد، بلکه مقررات جدیدی نیز برای عبور کشتیها وضع کرد. در همین حال، روزنامه نیویورکتایمز تصویر گستردهتری از وضعیت نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس ارائه داد. به اذعان این روزنامه آمریکایی، نیروی دریایی این کشور که زمانی برای حکمرانی بر اقیانوسهای بزرگ طراحی شده بود، اکنون در تنگه هرمز به دام افتاده و ایران با استفاده از استراتژی «قایقهای تندرو» و «هزاران پهپاد ارزانقیمت»، ناوهای هواپیمابر چند میلیارددلاری آمریکا را به اهدافی آسیبپذیر تبدیل کرده است. نیویورکتایمز در ادامه نوشت: ماهها درگیری فرسایشی با ایران، زرادخانه موشکهای میانبرد و پدافندی نیروی دریایی آمریکا را تخلیه کرده است. ناوهایی که اکنون با بدنههای فرسوده و انبارهای مهمات خالی، در حال دستوپنجه نرم کردن با پهپادهای انتحاری ایران هستند. به همه این دلایل، روایت رسمی کاخ سفید درباره توقف داوطلبانه عملیات پروژه آزادی، با ارزیابیهای مستقل و دادههای میدانی همخوانی ندارد. در واقع، آنچه رخ داده، بیشتر به یک عقبنشینی شباهت دارد که در پی ناکامی در تحقق اهداف و افزایش هزینهها اتخاذ شده است. با این حال، ترامپ تلاش کرد این عقبنشینی را در قالبی متفاوت ارائه دهد. او اعلام کرد این تصمیم در پاسخ به درخواست کشورهایی مانند پاکستان و برخی کشورهای منطقه اتخاذ شده تا فضای لازم برای مذاکرات فراهم شود. همچنین از پیشرفت بزرگ در گفتوگوها سخن گفت تا اینگونه القا کند که آمریکا از موضع قدرت، مسیر دیپلماسی را انتخاب کرده اما تحولات میدانی و اتفاقاتی که در ۲ روز گذشته در تنگه هرمز رخ داد، تصویر متفاوتی ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد این تصمیم بیش از آنکه یک انتخاب باشد، نوعی عقبنشینی تحت فشار واقعیتهای عملیاتی است. در همین چارچوب، برخی رسانههای صهیونیستی نزدیک به کاخ سفید، از جمله آکسیوس نیز روایتهایی درباره نزدیک بودن توافق منتشر کردند. مشخص است این فضاسازی رسانهای، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی و کاهش تبعات سیاسی عقب نشینی مفتضحانه ترامپ بوده است. در واقع، ادعای پیشرفت در مذاکرات، بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت باشد، در راستای توجیه توقف عملیاتی مطرح شد که عملاً به اهداف خود نرسید، بویژه آنکه منابع آگاه به «وطن امروز» اطلاع دادند مذاکرات تهران-واشنگتن هیچ تغییری نداشته و توقف عملیات پروژه آزادی نیز عقبنشینی ترامپ بوده است.
گام بعدی ترامپ شکستخورده چیست؟
ترامپ بامداد چهارشنبه به وقت ایران اعلام کرد عملیات نظامی موسوم به «پروژه آزادی» را متوقف کرده است. او مدعی شد یک پیشرفت بزرگ در مذاکرات با ایران رخ داده و تصمیم توقف پروژه آزادی را به خاطر توصیه مقامات پاکستانی و برخی مقامات کشورهای منطقه و در راستای فرصت دادن به مذاکرات گرفته است. واقعیت اما چیز دیگری است؛ روند مذاکرات میان ایران و آمریکا تغییر چندانی نکرده است. ایران روز چهارشنبه هفته گذشته در پاسخ به جدیدترین طرح پیشنهادی آمریکا، یک طرح چند مرحلهای را به مقامات پاکستانی تحویل داد. در این طرح، مسائل مطرح میان ایران و آمریکا دستهبندی شده و به صورت مشخص، مذاکرات هستهای مشروط به پایان محاصره دریایی شده است. مقامات پاکستانی روز جمعه اعلام کردند این پاسخ ایران را روز پنجشنبه به کاخ سفید تحویل دادهاند. ترامپ نیز یک روز بعد یعنی روز جمعه اعلام کرد پاسخ ایران را نمیپذیرد و از نظر او، طرح ایران غیر قابل قبول است. از آن تاریخ به بعد، تحول چندانی در مذاکرات میان ایران و آمریکا رخ نداده است. بنابراین این ادعای ترامپ که یک پیشرفت بزرگ در مذاکرات به وجود آمده، غیرواقعی است. بر این اساس، اکنون این سوال مهم مطرح است: دلیل یا دلایل توقف پروژه آزادی و عقبنشینی آمریکا از اقدام نظامی برای باز کردن یک مسیر
عبور و مرور امن در تنگه هرمز چیست؟
واقعیت مشخص است؛ پروژه آزادی شکست خورد. ترامپ روز یکشنبه پستی منتشر کرد و نوشت عملیات باز کردن تنگه هرمز رأس ساعت ۸ صبح روز دوشنبه آغاز میشود. او با این اقدام، توجه دنیا را به این عملیات جلب کرد. ضمن اینکه موضوع انسداد تنگه هرمز برای ترامپ به مهمترین مساله مربوط به جنگ علیه ایران تبدیل شد،ه لذا مشخص است موفقیت عملیات موسوم به پروژه آزادی، از اهمیت فوقالعادهای برای ترامپ برخوردار بود. در صورت موفقیت این عملیات نظامی و عبور و مرور امن کشتیها از تنگه هرمز، ترامپ میتوانست اعلام پیروزی کند. کاملا مشخص است موفقیت پروژه آزادی، برای ترامپ یک دستاورد فوقالعاده به شمار میرفت. با این حال یک بار دیگر برنامهریزیها و برآوردهای پیت هگست با شکست مواجه شد. روز دوشنبه عملیات ارتش آمریکا برای عبور ۲ ناوچه از تنگه هرمز و خارج کردن کشتیهای تجاری از خلیج فارس، آنگونه که پنتاگون پیشبینی کرده بود پیش نرفت. طبق گزارش سنتکام، ایران ناوچههای آمریکایی را با موشک و پهپاد مورد هدف قرار داد. از سوی دیگر طبق گزارشات منابع موثق، شامگاه سهشنبه نیز چند ناوچه ارتش آمریکا مجددا قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند. از سوی دیگر تعدادی کشتی تجاری نیز با تصور اسکورت نظامی توسط این ناوچهها، قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند. با این حال واکنش گسترده نیروهای مسلح ایران، هدف قرار دادن این ناوچههای آمریکایی و کشتیهای تجاری، باعث شد این عملیات شبانه نیز هم منجر به شکست مفتضحانه ارتش آمریکا شود. نهتنها ناوچههای ارتش آمریکا بلکه کشتیهای تجاری نیز نتوانستند از تنگه هرمز عبور کنند. تنها چند ساعت پس از این شکست بود که ترامپ از توقف عملیات موسوم به پروژه آزادی خبر داد.
بنابراین کاملا مشخص است دلیل اصلی متوقف شدن پروژه آزادی، شکست اقدامات نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز بوده است. بدیهی است اگر پروژه آزادی موفقیتآمیز میبود، یک پیروزی بزرگ برای ترامپ به حساب میآمد و او مبادرت به تکرار عملیاتهای نظامی برای عبور دادن کشتیها از تنگه هرمز میکرد. قطعا اهمیت این پیروزی برای ترامپ به قدری بود که هیچ پیشرفتی در مذاکرات باعث توقف این عملیات نمیشد. ضمن اینکه موفقیت پروژه آزادی باعث میشد موضوع مذاکرات و طرح ایران از اساس بیاثر شود. وقتی ارتش آمریکا بتواند با اقدام نظامی تنگه هرمز را باز کند، چرا باید پشت میز مذاکره مجبور شود در ازای باز شدن تنگه هرمز از سوی ایران، محاصره دریایی را لغو کند؟! بنابراین واقعیت مربوط به لغو عملیات موسوم به پروژه آزادی مشخص و واضح است.
البته در اینباره چند نکته مهم وجود دارد:
1- شکست مفتضحانه عملیات نظامی موسوم به پروژه آزادی، مهر تایید ارتش آمریکا بر این واقعیت است که کنترل تنگه هرمز به صورت کامل در اختیار ایران است. ارتش آمریکا با این شکست، معادله ایران برای تنگه هرمز را تثبیت کرد. بنابراین این شکست نظامی، یک آبروریزی بزرگ برای ترامپ و ارتش آمریکا به حساب میآید.
2- تعدد شکستهای پیاپی ارتش آمریکا در برابر ایران، یک فهرست مطول است. شکست پروژه آزادی، جدیدترین مورد این فهرست ناکامیهاست. این شکستهای متعدد، یک واقعیت بسیار مهم را آشکار کرده است؛ مشخص است دولت ترامپ برای حل کردن مسائل موجود درباره ایران، کاملا مستأصل شده و از آن مهمتر، طراحیهای اشتباه و بچهگانه نظامی به وضوح ضعف پیت هگست، وزیر جنگ و مجموعه فرماندهان پنتاگون را آشکار کرده است.
3- شکست مفتضحانه اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز باعث شد اکنون برای ترامپ مسجل شود که تنگه هرمز تحت هیچ شرایطی از طریق نظامی بازگشایی نخواهد شد، لذا به اعتقاد اکثر کارشناسان، اکنون تنها راه پیش روی ترامپ، بازگشت جدی به مذاکرات با ایران است. ضمن اینکه بازگشت ترامپ به میز مذاکره زمانی منجر به حصول یک توافق خواهد شد که ترامپ به طرز محسوسی از زیادهخواهیهای مرسوم خود عقبنشینی کند. کسی که در میدان جنگ، پشت سر هم شکست میخورد، چگونه میتواند انتظار داشته باشد طرف مقابل در برابر خواستههای او «تسلیم» شود؟!
4- اگرچه بر اساس برآوردهای کارشناسان، ترامپ راهی جز مذاکره و جلب رضایت ایران برای توافق ندارد و خود او نیز در ماجرای توقف پروژه آزادی مدعی شد اکنون بر مذاکرات متمرکز شده اما تجارب حاصل شده درباره رفتار ترامپ، همچنین شواهد و قرائن موجود نشان میدهد ترامپ از آنجا که در ماجرای پروژه آزادی یک شکست سنگین را متحمل شده و به معنای دقیقتر، پروژه آزادی به یک آبروریزی بزرگ برای او تبدیل شده، به نظر میرسد اکنون به دنبال اقدامی است که تا حد ممکن، بر این آبروریزی بزرگ سرپوش بگذارد. بر همین اساس، بعید نیست او از رژیم صهیونیستی بخواهد یک عملیات نظامی محدود علیه زیرساختهای ایران انجام دهد. یا دست به اقدامات تروریستی در ایران بزند. البته در مقابل، قطعا ایران معادلات جدیدی برای چنین شرایطی تثبیت کرده است. هر نوع حمله رژیم صهیونیستی یا آمریکا به زیرساختهای ایران با پاسخ متقابل ایران در حمله به زیرساختهای رژیم صهیونیستی، زیرساختهای کشورهای همدست آمریکا و رژیم در منطقه و همینطور منافع مهم آمریکا در منطقه مواجه خواهد شد.
















