1. برگزیده
تحلیل ها

بیمه‌گرها علیه پنتاگون؛ چرا بازار روایت رسمی آمریکا را نپذیرفته است؟

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
 بیمه‌گرها علیه پنتاگون؛ چرا بازار روایت رسمی آمریکا را نپذیرفته است؟

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

ایلیا داوودی| وزارت جنگ آمریکا می‌تواند در یک نشست خبری ادعا کند مسیر امن شده، ناوها کنترل اوضاع را در دست دارند و عملیات موفقیت‌آمیز بوده است اما وقتی بیمه‌گر حاضر نمی‌شود کشتی را با نرخ عادی پوشش دهد، وقتی مالک کشتی از عبور امتناع می‌کند و قیمت نفت و بنزین زیر سایه ریسک جنگ بالا می‌ماند، این یعنی بازار، روایت رسمی واشنگتن را باور نکرده است. در واقع توصیف دقیق شرایط این است: بیمه‌گرها در برابر پنتاگون ایستاده‌اند، آن هم نه با صدور بیانیه‌های سیاسی، بلکه با زبان اعداد.
امروز مساله تنگه هرمز دیگر صرفاً عبور چند شناور تجاری نیست، بلکه این آبراه به آزمایشگاهی برای سنجش اعتبار قدرت آمریکا تبدیل شده است. آمریکا ادعا می‌کند مسیر را باز نگه داشته است اما بازار می‌پرسد پس چرا هزینه بیمه جنگی هنوز تا این حد گران است؟ واشنگتن از موفقیت عملیات دریایی سخن می‌گوید اما شرکت‌های کشتیرانی می‌پرسند اگر موفق بوده‌اید، چرا ناچاریم فقط با اسکورت نظامی از تنگه عبور کنیم؟ پنتاگون مدعی است ایران کنترل هرمز را در دست ندارد، در حالی که بیمه‌گر با استناد به نرخ‌نامه خود پاسخ می‌دهد اگر کنترل دست آنها نیست، چرا ریسک ما ۱۰ برابر شده است؟

رأی منفی قاطع بازار کشتیرانی به ادعای مهار بحران
رویترز ۲ مارس نوشت بیمه‌گران دریایی در پی گسترش درگیری، پوشش ریسک جنگ را برای برخی کشتی‌ها لغو کردند و هزینه حمل‌ونقل نفت در مسیرهای مرتبط با هرمز رو به افزایش گذاشته؛ در همان زمان تأکید شد دست‌کم ۳ نفتکش آسیب دیده، یک دریانورد جان باخته و ۱۵۰ کشتی حوالی تنگه هرمز گرفتار شده‌اند. این اخبار اهمیت زیادی داشت، زیرا نشان می‌داد بازار بیمه از همان روزهای آغازین تنش، پیام نظامی ایران را بسیار جدی‌تر از لحن آرام‌بخش آمریکایی‌ها ارزیابی کرده است.
چند روز بعد ارقام بسیار روشن‌تری به دست آمد: نرخ بیمه جنگ برای برخی نفتکش‌ها به مرز ۳ درصد ارزش کل کشتی رسید. به عبارت دیگر، حق بیمه جنگی یک نفتکش ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلاری به چیزی حدود ۷,۵ میلیون دلار رسید، در حالی که این رقم پیش از شروع درگیری‌ها ۰,۲۵ درصد (نزدیک به ۶۲۵ هزار دلار) بود. این جهش عظیم تنها یک افزایش هزینه ساده نبود، بلکه رأی منفی قاطع بازار به ادعای واشنگتن مبنی بر «قابل کنترل بودن بحران» بود. حق بیمه یک سفر دریایی از چند صد هزار دلار به میلیون‌ها دلار پر کشید و بیمه‌گر باور کرد خطر کاملاً جدی و تکرارپذیر است و با لفاظی‌های سیاسی واشنگتن برطرف نمی‌شود.
«لویدز لیست» نیز که برای صنعت کشتیرانی منبع تخصصی محسوب می‌شود، گزارش داد حق بیمه ۷ روزه ریسک جنگ در منطقه خلیج‌فارس  نسبت به قبل از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران ۱۰ برابر شده و فقط در یک هفته بیش از ۲ برابر افزایش یافته است. همین رسانه از قول منابع بازار نوشت نفتکش‌های دارای نسبت یا پیوند آمریکایی به «آهنربای موشک» تشبیه شده‌اند. این عبارت، از نظر سیاسی بسیار پرمعناست؛ در روایت آمریکا، پرچم یا حمایت آمریکا باید عامل امنیت باشد اما در محاسبه بازار، نسبت داشتن با آمریکا می‌تواند خود به عامل خطر تبدیل شود.

دست‌ به‌ دامن شدن پنتاگون به جیب دولت آمریکا برای بازگرداندن اعتماد
اگر روایت وزارت جنگ آمریکا کافی بود، دولت آمریکا مجبور نمی‌شد وارد حوزه بیمه شود اما گزارش مجمع جهانی اقتصاد در ۹ آوریل دقیقاً به همین نقطه اشاره کرد؛ اختلال در هرمز موجب بازقیمت‌گذاری و در مواردی عقب‌نشینی بیمه‌گران ریسک جنگ شد و دولت آمریکا برای حفظ جریان کشتیرانی ناچار شد به نوعی نقش «بیمه‌گر اضطراری» را ایفا کند. این گزارش توضیح داد دولت ترامپ، از مسیر نهاد مالی توسعه‌ای آمریکا، به سمت سازوکار بیمه و بیمه اتکایی برای پشتیبانی از عبور کشتی‌ها در هرمز رفت؛ رقمی که در گزارش، تا ۴۰ میلیارد دلار پوشش چرخشی برای بدنه کشتی، بار و مسؤولیت‌های ثالث ذکر شده بود.
این یعنی حتی آمریکا هم فهمیده است ناو جنگی به‌تنهایی کافی نیست. در جهان تجارت، کشتی فقط با توپ و موشک حرکت نمی‌کند؛ با بیمه، اعتبار بانکی، قرارداد حمل، رضایت مالک، تصمیم خریدار و محاسبه ریسک حرکت می‌کند. اگر بیمه‌گر خصوصی عقب بکشد یا نرخ را غیرعادی بالا ببرد، دولت باید از بودجه و اعتبار عمومی استفاده کند تا تجارت را هل بدهد. این دقیقاً نقطه شکست روایت پیروزی آمریکاست؛ ابرقدرتی که می‌گوید مسیر را امن کرده، مجبور می‌شود ریسک آن امنیت دروغین را از جیب دولت ضمانت کند.
حتی بیانیه محتاطانه انجمن بازار لویدز هم علیه روایت ساده‌ساز واشنگتن عمل کرد؛ این انجمن اعلام کرد بیمه جنگی همچنان در بازار لندن موجود است و ۸۸ درصد پاسخ‌دهندگان به نظرسنجی آن هنوز برای پوشش ریسک بدنه کشتی‌های بین‌المللی، از جمله دارای نسبت آمریکایی و بریتانیایی، تمایل دارند و بیش از ۹۰ درصد هم برای پوشش بار چنین تمایلی دارند اما همین متن تأکید می‌کند «شرایط حق بیمه» بسته به اشتهای ریسک هر سندیکا متفاوت خواهد بود. معنای عملی این جمله یعنی هنوز اعتمادی وجود ندارد و عبور گران، مشروط و پرریسک است. 

پارادوکس هرمز؛ ادعای واشنگتن و معمای ۱۵۵۰ شناور زمین‌گیر
۵ ماه می ‌پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در نشست خبری پنتاگون گفت آتش‌بس با ایران تمام نشده و آمریکا مسیری را در آبراه حیاتی هرمز امن کرده است. او حتی مدعی شد ایران می‌گوید کنترل تنگه را در اختیار دارد اما ندارد. رویترز همان روز گزارش داد ارتش آمریکا از عبور ۲ کشتی تجاری آمریکایی با پشتیبانی ناوشکن‌های موشک‌انداز خبر داده و همزمان گفته شده بیش از ۱۵۵۰ کشتی تجاری و ۲۲۵۰۰ دریانورد در خلیج‌فارس  گرفتار مانده‌اند. همین یک جمله برای سنجش واقعیت کافی است: اگر مسیر واقعاً به معنای اقتصادی و تجاری امن شده، چرا هزاران دریانورد و صدها کشتی هنوز در انتظارند؟ 

رویترز همچنین گزارش داد نفتکش شیمیایی CS Anthem دومین کشتی تجاری با پرچم آمریکا بود که با حفاظت نظامی آمریکا از تنگه خارج شد و کشتی Alliance Fairfax متعلق به زیرمجموعه مرسک نیز پیش‌تر عبور کرده بود اما در همین گزارش آمده بود ۳ کشتی دیگر با پرچم آمریکا همچنان در منطقه مانده‌اند و یکی از آنها، Stena Imperative، پس از اصابت ۲ پرتابه ناشناس در بندر بحرین به حوضچه خشک منتقل شده است. اگر پیروزی آمریکا به معنای بازگشت عادی کشتیرانی بود، عبور ۲ کشتی با اسکورت نظامی نباید خبر اصلی جهان می‌شد. خبر شدن آن نشان می‌دهد عبور از هرمز از یک روند عادی تجاری به یک عملیات شبه‌نظامی بسیار پرهزینه تبدیل شده است.
ضربه آخر به روایت رسمی پنتاگون، گزارش ۶ می ‌رویترز درباره کشتی San Antonio متعلق به شرکت فرانسوی CMA CGM بود. این شرکت اعلام کرد کشتی‌اش هنگام عبور از تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفته، آسیب دیده و شماری از خدمه زخمی شده‌اند. رویترز در این گزارش نوشت جنگ، صدها کشتی را متوقف کرده و ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت را به حالت تعلیق درآورده است. این حادثه یک روز پس از ادعای موفقیت واشنگتن رخ داد و به بازار یادآوری کرد امنیت اعلامی با امنیت بیمه‌پذیر فرق دارد.

کنفرانس‌های مطبوعاتی در زمین اقتصاد کار نمی‌کند
بازار انرژی هم همین پیام را تکرار می‌کند؛ آسوشیتدپرس در گزارش ۵ می‌ خود نوشت متوسط قیمت بنزین معمولی در آمریکا در یک هفته ۳۱ سنت افزایش یافته و به 4.48 دلار در هر گالن رسیده؛ یعنی از آغاز جنگ با ایران ۵۰ درصد بالا رفته است. در این گزارش آمده است علت اصلی فشار بر قیمت بنزین، بحران انرژی ناشی از جنگ ایران و بسته‌ بودن مؤثر تنگه هرمز است؛ آبراهی که بیش از یک‌پنجم نفت خام جهان از آن عبور می‌کرد. تحلیلگر S&P Global Energy در این گزارش گفت هر روزی که هرمز محدود بماند، فشار صعودی واقعی بر قیمت‌ها ادامه دارد و «مهم نیست دولت آمریکا چه می‌گوید». این جمله، خلاصه داوری بازار علیه روایت سیاسی واشنگتن است.
حتی ابزار تحریمی آمریکا نیز نشان می‌دهد واشنگتن به بازگشت اعتماد بازار نرسیده است. رویترز اول می‌ گزارش داد وزارت خزانه‌داری آمریکا به کشتی‌داران هشدار داده هر گونه پرداخت عوارض به ایران برای عبور از هرمز، حتی اگر از مسیر غیرمستقیم باشد، می‌تواند مشمول تحریم شود. همین هشدار یعنی آمریکا می‌داند برخی بازیگران تجاری ممکن است برای امنیت واقعی - و نه امنیت اعلامی - سراغ سازوکارهای مورد مطالبه ایران بروند. اگر قدرت آمریکا برای تضمین عبور کافی بود، نیازی نبود خزانه‌داری به شرکت‌ها هشدار دهد برای عبور امن به تهران پول ندهند. 
در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز نشانه ضعف دیده می‌شود؛ آسوشیتدپرس گزارش داد آمریکا و متحدان خلیج فارسی‌اش پیش‌نویس قطعنامه‌ای را مطرح کرده‌اند که ایران را در صورت عدم توقف‌ حمله به کشتی‌ها، عوارض‌گیری و تهدید آزادی کشتیرانی، به تحریم یا اقدامات دیگر تهدید می‌کند. رویترز نیز نوشت مارکو روبیو این قطعنامه را «آزمون کارکرد سازمان ملل» خوانده و از چین و روسیه خواسته مانع آن نشوند. معنای سیاسی این رفتار یعنی واشنگتن، با وجود ناو، تحریم و عملیات نظامی، هنوز برای تبدیل ادعای کنترل به واقعیت قابل قبول بازار، به قطعنامه، ائتلاف، بیمه و مشروعیت بین‌المللی نیاز دارد. 
ایران در تنگه هرمز تنها با سلاح نجنگیده؛ با «ریسک» هم جنگیده است. قدرت ایران در این میدان آن است که هزینه تصمیم آمریکا و رژیم صهیونی را از میدان نظامی به بازار بیمه، قیمت نفت، پمپ بنزین، قراردادهای حمل و شورای امنیت منتقل کرده است. شکست آمریکا و رژیم نیز الزاماً در این نیست که هیچ کشتی‌ای عبور نکند یا هیچ عملیات نظامی‌ای انجام نشود؛ شکست آنجاست که عبور کشتی به خبر فوری تبدیل شود، بیمه جنگی از حالت عادی خارج شود، دولت آمریکا ناچار به پشتوانه‌ دادن بیمه‌ای شود و بازار با وجود سخنان پنتاگون همچنان ریسک ایران را قیمت‌گذاری کند.
بیمه‌گر نه طرفدار ایران است و نه دشمن آمریکا؛ او فقط خطر را می‌سنجد و همین بی‌طرفی عددی، پیام سیاسی مهمی دارد: بازار روایت پیروزی آمریکا را دروغ می‌داند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره