تهدید عراقچی!

روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب سیاسی حزبالله ایران، اتهامات بیاساسی را به وزیر خارجه ایران وارد کرد
سیدمحمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران و مدیرمسئول روزنامه حزبالله، دوباره با ادبیات تندش خبرساز شده. او اخیراً در پیامی در شبکه اجتماعی ویراستی، عراقچی را نهفقط به «وادادگی» در مذاکرات بلکه به نقشی مشکوک در ماجرای حمله به محل استقرار رهبری متهم کرد و هشدار داد که اگر مذاکرات به سرنوشتی شبیه برجام برسد شخصاً در «اعتراضات خیابانی» و حتی «ویران کردن وزارت خارجه و دولت پزشکیان» تردید نخواهد کرد. بخش دیگری از حمله او متوجه رویکرد دیپلماتیک عراقچی بود. خرازی مدعی شد که وزیر امور خارجه در مواضع و نوشتههای خود تلاش میکند میان دونالد ترامپ و اسرائیل تفکیک قائل شود و نقش مستقیم آمریکا در جنگ را نادیده بگیرد. این اظهارات خرازی سبب شد برخی منتقدان یادآوری کنند که در سالهای گذشته، بخشهایی از همین جریان سیاسی همواره اعتراضات خیابانی را با ادبیاتی بسیار سخت نقد کرده و معترضان را با عناوینی چون «اغتشاشگر» خطاب میکردند. آنها این پرسش را مطرح میکنند که حالا که چنین تهدیدی از سوی یک چهره منتسب به جریان تندرو بیان شده، آیا برخورد مشابهی با او صورت خواهد گرفت یا خیر.
از دفتر حزبالله قم تا جدال با دولت پزشکیان
محمدباقر خرازی، روحانی، دبیرکل حزبالله ایران و مدیرمسئول روزنامه حزبالله است که سالهاست بیشتر در حاشیه سیاست رسمی حضور دارد اما هرچند وقت یکبار با مواضع آتشیناش بهصدر اخبار برمیگردد. او از خاندان شناختهشده خرازیها میآید؛ خانوادهای بانفوذ در ساختار جمهوری اسلامی. روایتهایی که بعد از این اظهارنظر در شبکههای اجتماعی درباره او منتشر شده به دهه ۷۰ و دفتر «حزبالله قم» اشاره دارند؛ تشکیلاتی که در یک خانه قدیمی در خیابان صفاییه قم مستقر بود و به گفته برخی فعالان سیاسی قدیمی از طریق پخش فیلمهای خارجی بدون مجوز و حتی چند دستگاه فوتبالدستی، جوانان را جذب میکرد تا آنان را در چارچوب عقاید خود سازماندهی کند. نام خاندان خرازی اما اخیراً از زاویهای دیگر هم خبرساز شد؛ گزارش تحقیقی خبرگزاری رویترز درباره صرافی رمزارزی نوبیتکس. رویترز در این گزارش مدعی شد که دو برادر از نسل سوم خانواده خرازی با استفاده از نام خانوادگی «آقامیر»، کنترل یکی از بزرگترین صرافیهای ارز دیجیتال ایران یعنی نوبیتکس را در اختیار داشتهاند و این صرافی به یکی از مسیرهای مهم جابهجایی منابع مالی در اقتصاد تحریمی ایران تبدیل شده است. خرازی البته سابقه حضور مستقیم در انتخابات را هم دارد. او در سال ۱۳۹۲ برای انتخابات ریاستجمهوری اعلام کاندیداتوری کرد و وعدههایی داد که همان زمان بهشدت خبرساز شد؛ از رساندن دلار به هزار تومان در یک سال گرفته تا لغو سریع تحریمها و حتی «برگرداندن همه سرزمینهای جدا شده از ایران از جمله تاجیکستان، ارمنستان و آذربایجان بدون یک قطره خونریزی» که سبب شد، وزارت خارجه تاجیکستان به این اظهارات اعتراض رسمی کند.
قانون برای همه یا فقط برای برخی؟
با توجه به شرایط کنونی کشور نیز نمیتوان اظهارات او را فقط یک موضعگیری ساده تلقی کرد؛ مسأله مهم این است که چگونه در فضای سیاسی ایران، برخی افراد میتوانند همزمان مدعی دفاع از نظام، قانون و امنیت باشند و در عین حال یک وزارتخانه و یک دولت رسمی را تهدید به «ویران کردن» کنند بدون آنکه هزینه این ادبیات را بپردازند. اگر اعتراض خیابانی و تهدید علیه نهادهای رسمی برای گروهی «اغتشاش» و جرم امنیتی تلقی میشود همین معیار باید بدون تبعیض برای همه صادق باشد، نه اینکه بسته به گوینده، معنای آن تغییر کند. اگر قرار باشد هر جریان سیاسی که از روند مذاکرات یا تصمیمات دولت ناراضی است، نسخه «ویران کردن وزارتخانه» بپیچد، دیگر چیزی از مفهوم دولت، قانون و نظم عمومی باقی نمیماند. چنین اظهاراتی نوعی بیمسئولیتی خطرناک است که حتی حامیان سنتی این جریان هم نسبت به آن با تردید نگاه میکنند و میپرسند چه کسی به محمدباقر خرازی این حق را داده که خود را فراتر از قانون تصور کند؟
















