سرمقاله وطن امروز/ گره کور توافق

وطن امروز/ «گره کور توافق» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم ابوالفضل ولایتی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
سرانجام پس از گذشت بیش از یک ماه از زمان انعقاد آتشبس میان تهران و واشنگتن، رسانههای بینالمللی از ارسال پاسخ ایران به پیشنهاد طرف آمریکایی خبر دادند. با وجود تلاش شماری از کشورهای میانجی از جمله پاکستان، قطر، مصر و ترکیه جهت ترمیم و تلطیف مناسبات دوسویه و کاهش تنشها، لحن مواضع و توئیتهای رئیس جمهور آمریکا در تشریح دیدگاهش نسبت به پاسخ ایران و بهکارگیری الفاظی چون «کاملاً غیرقابل قبول» و «دیگر نخواهند خندید» و توصیف ایران به عنوان بازیگری شکستخورده و فریبکار و تاکید بر عدم پایان جنگ، نظارت دائمی عوامل اطلاعاتی- نظامی آمریکاییها بر محل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و هشدار نسبت به حمله احتمالی مجدد به اهداف باقیمانده در ایران موجب شده اغلب ناظران و تحلیلگران با ناامیدی مضاعف نسبت به حصول توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا بنگرند. در چنین بستری، تداوم محاصره دریایی غیرقانونی ایران و متعاقبا پافشاری ایران بر اعمال محدودیت بر تنگه هرمز در واکنش به سیاست فوق، زمینه چندین رویارویی نظامی میان ایران و نیروهای سنتکام را فراهم آورده؛ امری که میتواند زمینه شعلهور شدن دوباره جنگ در منطقه را رقم بزند. اساسا تاکید طرف آمریکایی بر پیشبرد آنچه «پروژه آزادی» مینامد، معطوف به ایجاد بستری حقوقی برای ورود مجدد به جنگ علیه ایران بدون اخذ مجوز کنگره است. اکنون با انتشار مواضع طرف آمریکایی، خط روایی اغلب رسانههای جریان غالب به سوی بروز چالشهای لاینحل در مسیر گفتوگوی احتمالی در اسلامآباد متمایل شده است. به واقع به نظر میرسد اختلاف دیدگاه طرفین عملا روند گفتوگو را به کلافی سردرگم مبدل کرده است. تحرکات کارشکنانه رژیم صهیونیستی نیز در این روند از اهمیت بسزایی برخوردار است. محافل صهیونیستی به دلایل متعدد میکوشند ترامپ را به سوی از سرگیری حملات به ایران تشویق کنند. قابل کتمان نیست که چه طرف ایرانی و چه طرف آمریکایی نسبت به ازسرگیری جنگ بیمیلند، لیکن اختلاف دیدگاه فاحش طرفین و شکاف عمیق حاکم بر مذاکرات موجب شده کفه ترازو به سوی بروز مجدد منازعه، سنگینی کند. در این راستا مهمترین متغیرهای موثر که به محل چالش میان طرفین مبدل شدهاند، از این قرارند.
1- خروج اورانیوم غنیشده
تاکید رئیس جمهور آمریکا بر دسترسی به بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران و انتقال آن به آمریکا چه از طریق مذاکره و چه جنگ، به موضوعی حیثیتی برای طرف آمریکایی مبدل شده است.
در همین راستا جمهوری اسلامی هرگونه تصمیمگیری درباره اورانیومها را به رفع کامل تحریمها گره زده است. تهران همچنین تأکید کرده به دلیل نیاز کشور به اورانیومهای موجود ممکن است پس از حصول توافق و رقیقسازی، بخشی از آن در داخل مورد بهرهبرداری قرار گرفته و مابقی آن به کشوری سوم نظیر روسیه منتقل شود.
۲- بازه زمانی تعلیق غنیسازی
بر خلاف تاکید مکرر ترامپ مبنی بر عدم غنیسازی در داخل، رسانههای غرب از موافقت تلویحی آمریکاییها با غنیسازی محدود در ایران پس از تعلیق بلندمدت آن خبر داده و از زمانی میان ۱۲ تا ۱۵ سال سخن به میان آوردهاند. پافشاری ترامپ بر بازه فوق با هدف زمانی بیشتر از تعلیق غنیسازی ایران منطبق با برجام (۱۰ سال) است؛ این در حالی است که جمهوری اسلامی مطابق مواضع اعلامی به هیچوجه با چنین بازهای موافقت نخواهد کرد و منابع مطلع، سقف بازه مورد پذیرش ایران را ۵ سال عنوان کردهاند.
3- تأسیسات هستهای زیرزمینی
مذاکرهکنندگان آمریکا و شخص رئیس جمهور آن کشور بر برچیده شدن تأسیسات فردو، نطنز و دیگر تأسیسات زیرزمینی هستهای پا فشرده و شرط احداث چنین تأسیساتی را مشروط به استقرار آن روی زمین کردهاند؛ مطالبهای که جزو خطوط قرمز ایران به حساب میآید.
4- سنگاندازیهای پی در پی رژیم صهیونیستی در مسیر مذاکرات
حضور مستقیم آمریکا در جبهه نبرد و احتمال کشیده شدن مناقشه به کشورهای عرب، موجب شده رژیم صهیونیستی با توسل به حربههای متعدد، زمینه از سرگیری حملات به ایران را ایجاد کند. نگرانی رژیم از عدم پرداختن به موضوعات موشکی و مقاومت در هرگونه توافقی میان تهران و واشنگتن و مجاب کردن تلآویو به توقف تنشها در جبهه لبنان با نگرانی فزاینده کابینه امنیتی رژیم صهیونی همراه شده است.
پذیرش آتشبس در جبهههای لبنان و غزه از سوی نتانیاهو تحت فشار ترامپ بویژه پس از آمادگی بالای رزمی حزبالله و حملات گسترده موشکی به شمال سرزمین اشغالی بر دامنه انتقادات داخلی علیه نتانیاهو و حزب وی - لیکود - افزوده و موقعیت رقبای نخستوزیر رژیم را در آستانه انتخابات پارلمانی بشدت تقویت کرده است. از همین رو قابل تصور است به موازات افزایش احتمال حصول توافق، ارتش صهیونیستی با حمله به لبنان یا غزه در پی کارشکنی در مسیر مذاکرات اسلامآباد برآید.
5- حفظ توان موشکی و نیروهای مقاومت
بر خلاف تصور اولیه دشمن آمریکایی-صهیونیستی، جنگ سوم تحمیلی نهتنها به تحدید برنامههای موشکی و پهپادی ایران منجر نشد، بلکه ایفای نقش توان موشکی در هدفگیری پایگاههای آمریکا در منطقه و حضور فعالانه نیروهای مقاومت عراق، لبنان و یمن در این مناقشه به کلافی سردرگم در مذاکرات مبدل شده است. با وجود پذیرش ضمنی آمریکاییها مبنی بر عدم گنجاندن موضوعات موشکی و منطقهای در توافق و موکول کردن آن به گفتوگوهای آتی، رژیم صهیونیستی و شیخنشینهای منطقه مصرند توافق یادشده دربرگیرنده موضوعات مذکور باشد.
6- مدیریت تنگه هرمز
تاکید حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای بر اعمال نظمی جدید در مدیریت هرمز و تأکید طرف آمریکایی بر بازگشایی تنگه بدون اعطای امتیازی به ایران، به چالشی در مسیر گفتوگوها مبدل شده است. تهران بر ایجاد نظم حقوقی جدید در منطقه پا فشرده و طرف آمریکایی بدون پذیرش موضوع فوق، بر آن است با توسل به اهرم نظامی و مجاب کردن دولتهای اروپایی به مشارکت در بازگشایی تنگه ذیل ائتلافی بینالمللی در راستای مقاصد خود، کنترل تهران بر هرمز را سلب کند.
7- محاصره دریایی و بیمیلی نسبت به رفع تحریمها
ترامپ اخیرا در توئیتی اذعان کرد حتی با انعقاد توافق با ایران، امکان رفع کامل تحریمهای غیرقانونی علیه کشورمان میسر نخواهد شد. در چنین بستری توأمان با تلاشهای مکرر ایران برای شکست محاصره دریایی غیرقانونی، قابل تصور است که جرقهای زمینه شعلهور شدن مجدد جنگ در منطقه را فراهم آورد.
نتیجهگیری
ترامپ در مقطعی با تحریک مستقیم نتانیاهو ریسک حمله به جمهوری اسلامی را به جان خرید، چرا که چندی پیش، بدون دردسر موفق به کسب پیروزی قابل ملاحظهای در ونزوئلا شده بود. با این حال با گذشت زمان و بازیابی توان دفاعی ایران، معادلات نهتنها باب میل وی پیش نرفت، بلکه نهایتا طرف آمریکایی را به سوی طرح پیشنهاد آتشبس با جمهوری اسلامی سوق داد.
اکنون با وجود تمایل مفرط رئیس جمهور آمریکا به خروج آبرومندانه از بحران کنونی، وی در دوراهی خروج بیدردسر از جنگ ایران با دستاوردهای اندک یا پذیرش مجدد ریسک ادامه حمله پرخطر به ایران منطبق با غرور و احساسات شخصیاش گرفتار شده است. لفاظیهای مدام ترامپ مبنی بر ویران کردن ایران در صورت آغاز مجدد جنگ، بر مبنای معادلات واقعی حاکم بر میدان نیست، بلکه ریشه در غرور کاذب، کیش شخصیت و سیاستهای جاهطلبانه او دارد.
این در حالی است که مدیریت کارآمد جمهوری اسلامی در جنگ رمضان و ضربات حسابشده و بهموقع به مواضع دشمن، روحیه جمهوری اسلامی را دوچندان کرده و موجب طرح مطالباتی منطبق با منافع کشور در مسیر مذاکرات اسلامآباد شده است.
معالوصف شکاف عمیق حاکم بر مناسبات فیمابین و عدم اتخاذ سیاستهای واقعگرایانه از سوی ترامپ و تأثیرپذیری گسترده وی از تصمیمات نتانیاهو موجب شده در مقطع کنونی، از میزان خوشبینیها نسبت به حصول توافق کاسته شده و بر دامنه گمانهزنیها درباره بروز رویارویی جدید در منطقه در هفتههای آتی افزوده شود.
















