سرمقاله خراسان/ و اینک احتکار کتاب!

خراسان/ «و اینک احتکار کتاب!» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
«کاغذ نیست!»؛ این جملهای است که تعدادی از ناشرها این روزها به کار میبرند، اما منظورشان در واقع این است که کاغذ کم است و گران. همین موضوع ساده اما بحرانی، باعث شده بنا به گفته برخی از کتابفروشیها و کتاب خوان ها ، روی جلد برخی کتابها دیگر قیمتی درج نشود. موضوعی که شاید در ابتدا یک راهکار برای ناشر به نظر برسد، اما بهزودی به یک چالش بزرگ و پرحاشیه در فضای فرهنگی کشور تبدیل خواهد شد.
در قانون به صراحت آمده است که هر کالایی برای فروش گذاشته میشود، باید قیمت مشخصی داشته باشد. این درج قیمت، در واقع نوعی احترام به مصرفکننده و ایجاد شفافیت در معامله است. اما این روزها برخی ناشران با نادیده گرفتن این حق بدیهی، از این قصد سخن به میان می آورند که نباید روی جلد کتاب ها قیمتی درج شود و برای این درخواستشان دلایلی هم دارند.
اما در این اتفاق آسیب اصلی کجاست؟ کارشناسان هشدار میدهند که این روند میتواند در آیندهای نزدیک به یک بحران اساسی به نام «احتکار کتاب» بینجامد . به این معنی که وقتی کتابی قیمت مصوب روی جلد نداشته باشد، این وسوسه برای برخی واسطهها ایجاد میشود که کتابهای پرفروش را در انبارها نگه دارند تا با گرانتر شدنِ لحظهای کاغذ، آنها را با قیمتهای نجومی به بازار بفرستند. نتیجه این اتفاق، چیزی جز کمیاب شدن و یا حتی نایاب شدنِ کتابهای ضروری در ویترینها نیست؛ یعنی کتاب در انبار هست، اما در دستِ خواننده خیر.
چندی پیش یکی از مسئولان نشر در گفتوگو با خبرگزاریهای رسمی در کشورمان به این نکته اشاره کرده بود که دلیل اصلی این عدم درج قیمت، بهصرفه نبودنِ چاپ با قیمتهای قبلی است. از نگاه این مسئولان چون کاغذ هر روز گران میشود، ناشر و کتابفروش باید این امکان را داشته باشند که کتاب را به «قیمت روز» بفروشند تا بتوانند هزینههای چاپ بعدی را تأمین کنند. این درست همان اتفاقی است که این روزها در بازار بسیاری از کالاهای مصرفی شاهدش هستیم؛ پدیدهای که در آن قیمت یک کالا نه بر اساس ارزش واقعی، بلکه بر اساس نوسان لحظهای نهادههای تولید تعیین میشود.
اما واقعیت این است که کتاب، روغن یا برنج نیست که بشود آن را با منطقِ نوسانیِ بازارِ آزاد سنجید. کتاب یک کالای فرهنگی است و امنیت روانی خریدار در آن حرف اول را میزند. وقتی خواننده با کتابی بدون قیمت مواجه میشود یا میبیند قیمتها به صورت دستی یا با لیبل تغییر کرده، احساس میکند در یک بازارِ آشفته و غیرقابل اعتماد قدم گذاشته است. این روند، در درازمدت باعث حذفِ تدریجیِ کتاب از سبد خرید خانوادهها میشود.
ما امیدواریم که مسئولان و نهادهای نظارتی هرچه زودتر به این موضوع ورود کنند و اجازه ندهند شفافیت از بازارِ نشر رخت بربندد. درج قیمت روی جلد، نه فقط یک الزام قانونی، بلکه شناسنامه اعتبار یک اثر فرهنگی است. ما امیدواریم شما هم امیدوار باشید.
















