خط قرمز پررنگ

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ایران هشدار هفته گذشته خود مبنیبر واکنش نظامی به نقض آتشبس و حمله رژیم صهیونیستی به بیروت را عملی کرد. شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد، پس از حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت، در شرایطی که تهران بارها نسبت به نقض آتشبس از سوی تلآویو هشدار داده بود، جمهوری اسلامی ایران دور جدیدی از حملات موشکی خود علیه رژیم صهیونیستی را آغاز کرد؛ حملهای که اگرچه در ظاهر پاسخی به تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان بود اما در واقع مجموعهای از پیامهای سیاسی، امنیتی و راهبردی را در دل خود جا داده بود؛ پیامهایی که نهتنها متوجه تلآویو، بلکه متوجه واشنگتن بود. هفته گذشته با اعلام تصمیم رژیم صهیونیستی برای حمله به ضاحیه بیروت، جمهوری اسلامی ایران هشدار داد در صورت اجرایی شدن این تصمیم، واکنش عملی نشان داده و شمال سرزمینهای اشغالی را هدف قرار میدهد. ایران تأکید کرده بود پذیرش آتشبس به معنای اعطای چک سفید به رژیم صهیونیستی برای ادامه حملات در سایر جبههها نیست. از نگاه تهران، آتشبس زمانی معنا مییابد که همه طرفها به تعهدات خود پایبند باشند. با این حال تصمیم رژیم صهیونیستی برای حمله به ضاحیه بیروت، نشانهای از ادامه سیاست تجاوزکارانه رژیم و تلاش برای تغییر قواعد میدانی پس از توقف درگیریها بود.
بر همین اساس، شامگاه یکشنبه ایران نخستین مرحله از پاسخ خود را آغاز کرد. طبق اعلام قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص)، این حمله در واکنش مستقیم به تجاوز رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت انجام شد؛ در واقع، حمله نخست ایران را باید اجرای عملی همان هشدارهایی دانست که طی روزهای گذشته بارها تکرار شده بود.
در این مرحله، برخی اهداف نظامی در فلسطین اشغالی زیر ضربات موشکی قرار گرفت. آنچه اهمیت دارد، صرفاً اصابت موشکها نیست، بلکه پیامی بود که از دل این عملیات مخابره شد. اینکه دوران حمله به لبنان بدون پرداخت هزینه به پایان رسیده است. به بیان دیگر، تهران تلاش دارد میان تحولات جبهه لبنان و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی پیوند مستقیم برقرار کند. ساعاتی پس از حمله موشکی ایران و با آنکه ترامپ مدعی شده بود در تماس با نتانیاهو، او را از پاسخ حمله به ایران منصرف کرده، رژیم صهیونیستی برخی اهداف را در داخل کشور مورد حمله قرار داد. از جمله پتروشیمی کارون در ماهشهر مورد اصابت پرتابههای دشمن قرار گرفت. به این ترتیب، پاسخ ایران این بار صرفاً در حد یک واکنش هشدارآمیز نماند و «عملیات نصر» آغاز شد. در جریان این عملیات، اهداف مهمی در سرزمین اشغالی در فهرست حملات قرار گرفت. پایگاههای هوایی نواتیم و تلنوف از جمله اهدافی بودند که مورد اصابت دقیق موشکهای ایران قرار گرفتند. همزمان برخی مراکز صنعتی و زیرساختی رژیم در حیفای اشغالی نیز در پی حمله رژیم به پتروشیمی کارون، مورد هدف موشکهای ایران قرار گرفت. برخی گزارشها و ارزیابیهای نظامی حاکی از آن است در حملات شامگاه یکشنبه ایران به سرزمین اشغالی، ترکیبی از موشکهای عماد، قدر F و خیبرشکن مورد استفاده قرار گرفت. البته همزمان با تبادل آتش میان ایران و رژیم صهیونیستی، جبهه دیگری نیز فعال شد. نیروهای مسلح یمن ضمن اعلام مشارکت در عملیات علیه فلسطین اشغالی، از شلیک موشکهای بالستیک به سمت اهداف صهیونیستی خبر دادند. اهمیت این موضوع هم صرفاً در تعداد موشکها نبود، بلکه در پیامی نهفته بود که از آن استخراج میشد. انصارالله یمن همزمان اعلام کرد بابالمندب به روی کشتیها و شناورهای وابسته به اسرائیل بسته خواهد شد. این تصمیم به معنای ورود یک متغیر جدید به معادلات است. اگر پیش از این، نبرد عمدتاً در آسمان فلسطین اشغالی، لبنان و ایران جریان داشت، اکنون یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهان نیز به صحنه تقابل تبدیل شده است. عملیات مشترک ایران و یمن را باید بخشی از یک پیام بزرگتر دانست؛ پیامی مبنی بر اینکه هرگونه تشدید تنش از سوی رژیم صهیونیستی میتواند جبهههای بیشتری را فعال کند.
وحدت عرصهها؛ خط قرمزی که تهران با موشک ترسیم کرد
شاید مهمترین کلید فهم عملیات اخیر ایران، «وحدت ساحات» باشد. بر اساس این دیدگاه، جبهههای مختلف مقاومت از یکدیگر جدا نیستند و تعرض به هر یک از آنها میتواند واکنش سایر جبههها را در پی داشته باشد. تهران پیشتر اعلام کرده بود بیروت بخشی از توافق آتشبس 19 فروردین است و حمله به لبنان از معادلات امنیتی ایران جدا نیست. بنابراین هنگامی که رژیم صهیونیستی به بیروت حمله کرد، جمهوری اسلامی نیز وارد میدان شد تا نشان دهد این موضع صرفاً یک هشدار نبوده است. در حقیقت، عملیات اخیر حامل این پیام بود: از نگاه ایران، امنیت لبنان و امنیت محور مقاومت به یکدیگر گره خوردهاند. اگر تلآویو تصور میکرد میتواند در لبنان دست به اقدام نظامی بزند اما در جبهه دیگری هزینهای پرداخت نکند، حملات اخیر دقیقاً برای بر هم زدن چنین تصوری طراحی شد. از این منظر، موشکهایی که به سمت سرزمین اشغالی شلیک شد نیز حامل یک پیام راهبردی بود؛ اینکه تهران همچنان بر اصل وحدت عرصهها تأکید دارد و آماده است در صورت عبور دشمن از خطوط قرمز اعلامشده، این اصل را در میدان نیز اجرایی کند. جمهوری اسلامی تلاش میکند این برداشت را در ذهن تصمیمگیران رژیم ایجاد کند که تجاوز به بیروت و جنوب لبنان میتواند به فعال شدن مستقیم ظرفیتهای ایران منجر شود. البته هنوز نمیتوان گفت این معادله به طور کامل تثبیت شده است. تثبیت بازدارندگی، فرآیندی زمانبر و نیازمند تکرار رفتارها و ایجاد باور در طرف مقابل است اما بدون تردید عملیات اخیر یک گام مهم در این مسیر بود. اکنون تهران نشان داد در صورت عبور دشمن از خطوط قرمز، آمادگی تبدیل هشدار به اقدام عملی را دارد. همین مساله میتواند در آینده بر محاسبات رژیم صهیونیستی اثرگذار باشد. در واقع، هدف اصلی عملیات اخیر تنها پاسخ به یک حمله نبود. هدف بزرگتر، پررنگ کردن خط قرمز ایران یعنی وحدت ساحات و شکل دادن به یک ذهنیت جدید در تلآویو بود؛ ذهنیتی که بر اساس آن، حمله به لبنان لزوماً در جغرافیای لبنان باقی نخواهد ماند و میتواند به رویارویی گستردهتری منجر شود.
پیام بزرگ عملیات نصر: پایان خویشتنداری تهران
فراتر از لبنان، فراتر از حزبالله و حتی فراتر از وحدت ساحات، حملات اخیر حامل یک پیام مهم درباره رویکرد جدید ایران پس از جنگ ۴۰ روزه بود. یکی از برداشتهایی که در ماههای گذشته در محافل غربی و صهیونی مطرح میشد، این بود که جنگ ۴۰ روزه توانسته ظرفیتهای راهبردی ایران را تحت فشار قرار داده و تهران را به سمت احتیاط بیشتر سوق دهد اما عملیات اخیر دقیقاً در نقطه مقابل این برداشت قرار داشت.
ایران با حملات موشکی اخیر به سرزمین اشغالی این پیام را مخابره کرد که نه تنها اراده پاسخگویی خود را از دست نداده، بلکه آماده است در صورت لزوم در مقیاسی بزرگتر وارد میدان شود. ابزار انتقال این پیام نیز قدرت موشکی بود. برخی منابع از شلیک بیش از ۸۰ موشک در جریان «عملیات نصر» سخن گفتهاند. صرف نظر از عدد دقیق، آنچه اهمیت دارد حجم آتش و گستردگی عملیات است. موشکها از نقاط مختلف کشور شلیک شدند؛ موضوعی که خود حامل پیامی روشن است.
یکی از اهداف راهبردی ۲ رژیم تروریست آمریکا و صهیونیستی از آغاز جنگ ۴۰ روزه، نابودی توان موشکی ایران بود. آنها امیدوار بودند با حملات گسترده نظامی، توانمندی موشکی ایران را از بین ببرند اما اکنون شلیک موشکها از مناطق مختلف کشور، حامل این پیام است: نهتنها توان موشکیمان از بین نرفته، بلکه پایگاهها و شهرهای موشکی نیز احیا و تقویت شده و نیروهای مسلح ایران حتی آمادهتر از جنگ 40 روزه، مهیای ازسرگیری جنگ با دشمن آمریکایی-صهیونیستی است. آماده بودن پایگاهها، سامانههای پرتاب و نیروها و آمادگی کامل برای پاسخهای گستردهتر، همگی اجزای این پیامند؛ چه آنکه شامگاه یکشنبه ساعتی پیش از حمله ایران به رژیم صهیونیستی، رئیس مجلس شورای اسلامی در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: «نه به آتشبس پایبندند، نه به گفتوگو باور دارند. با محاصره دریایی و نقض توافقات درباره لبنان نشان دادند فقط زبان قدرت را میفهمند. محاصره دریایی علیه ملت ایران و چراغ سبز امروز آمریکا به رژیم صهیونیستی، پایگاهها و داراییهای آمریکا و رژیم در منطقه را به اهداف مشروع تبدیل میکند. دست نیروهای مسلح ما مثل همیشه باز است».
محمدباقر قالیباف روز گذشته پس از حمله ایران به رژیم صهیونیستی نیز نوشت: «معادله آتشبس روی کاغذ و نقض مکرر آن در میدان را بر هم زدیم. تا زمانی که اراده واقعی برای اعتمادسازی نداشته باشید، پاسخ ایران همین خواهد بود». همچنین سیدمحمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در پیامی با هشدار به دشمن آمریکایی-صهیونیستی نوشت: «۴۷ سال و ۱۰۰ روز مقاومت از میدان جنگ تا میدان شهر، از میدان شهر تا میدان سیاست و دیپلماسی، نظم امنیتی جهان را دگرگون کرده است. تهدید معتبر را از جایی غیر از واشنگتن و تلآویو جستوجو کنید! اگر ائتلاف شیطانی صهیونی-آمریکایی، دیگر بار دست از پا خطا کند، منطقه برایش جهنم خواهد شد. سلام بر شهیدان ضاحیه».
ترامپ تفهیم شد
ایران از همان ابتدای مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا برای توقف جنگ 40 روزه اعلام کرد این آتشبس باید شامل همه جبهههای درگیری بویژه لبنان باشد. اگرچه یکی از اهداف ترامپ از جنگ علیه ایران، تغییر سیاستهای منطقهای ایران و جدایی ایران و اضلاع مختلف مقاومت بود اما پس از 40 روز جنگ، ایران با اصرار بر شامل شدن جبهه لبنان در آتشبس، ثابت کرد مناسبات ایران و اضلاع مقاومت نهتنها تغییر نخواهد کرد، بلکه نسبت به گذشته پایدارتر خواهد شد.فشار ایران جواب داد و نهایتاً پس از فشار آمریکا بر رژیم صهیونیستی، این رژیم پذیرفت حملات به بیروت را متوقف کند. اکنون ایران با حمله به رژیم صهیونیستی به خاطر حمله رژیم به بیروت و نقض آتشبس، این پیام را به ترامپ تفهیم کرد که هرگونه توافق احتمالی با آمریکا باید شامل لبنان نیز شود و در صورت توافق ایران و آمریکا روی یادداشت تفاهم، جنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان نیز باید متوقف شود. ایران شامگاه یکشنبه با حمله موشکی به رژیم صهیونیستی نشان داد نهتنها از خط قرمز شامل شدن لبنان در توافق مربوط به پایان جنگ کوتاه نمیآید، بلکه حتی حاضر است برای تثبیت آن و گنجانده شدن آن در هر نوع توافق با آمریکا، وارد جنگ و درگیری نظامی شود. بنابراین یکی از فواید حمله موشکی یکشنبه ایران به رژیم صهیونیستی پررنگ شدن خط قرمز وحدت ساحات و مشروط شدن هر نوع توافق با آمریکا بر گنجانده شدن این موضوع در مفاد آن است.
















