شمس الواعظین: ایران به دنبال کسب امتیازهای نقطه به نقطه از امریکاست

اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ماشاءالله شمسالواعظین، تحلیلگر مسائل منطقه، با اشاره به تحولات اخیر و حمله ایران به اسراییل، بر دکترین «کسب امتیازهای نقطه به نقطه» به عنوان راهبرد کلیدی تهران تاکید کرد. او گفت: این رویکرد که با صبوری تمام در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه نیز دنبال شده بود، اکنون در قالب انتقال چالش به دریا و تنگه هرمز، وادار کردن حریف به تقاضای آتشبس و کسب دستاوردهای تاکتیکی و استراتژیک، منجر به تغییر معادلات منطقهای و تسهیل مذاکرات آتی ایران با امریکا شده است.
شمسالواعظین افزود: «ایران این دستاوردها را با صبوری تمام محقق کرد. یعنی جنگ را بلافاصله در جنگ ۱۲ روزه به حوزههای استحفاظی به شدت مستحکم حریف اسراییلی برد و وادارشان کرد به تسلیم شدن و تقاضای آتشبس همانگونه که امروز نیز این اتفاق افتاده و تقاضای اسراییل، آتشبس بوده است.» او با تشریح جزییات این دکترین اظهار داشت: «امتیازهای نقطه به نقطه، نصیب ایران شده است. ایران در جنگ ۱۲ روزه نیز همین کار را کرد. در جنگ ۴۰ روزه، به دلیل ورود یک ابرقدرت بزرگ با تهاجم گسترده، ایران این دکترین را فعالتر کرد. یعنی آرام آرام جنگ را از روی شهرهای ایران و صنایع، بلافاصله منتقل کرد به درگیریهای دریا محور و تنگه هرمز. بدین ترتیب، چالش را از ایران برداشت و به دریا برد و در آنجا گلوگاه تنگه هرمز را فشرده و امریکا را تحت فشار قرار داد.» شمسالواعظین با مقایسهای تطبیقی توضیح داد: «معمولا امتیازهای تاکتیکی یا نقطه به نقطه، مانند کشتی است که شما به حریف ضربه سنگین نمیتوانید بزنید. بلکه امتیازهای گام به گام و نقطه به نقطه به دست میآورید و در مجموع، کسی که امتیازهای نقطه به نقطه بالاتری را کسب کرده، دستش را به عنوان برنده بالا میبرد. ایران هم چالش را از روی شهرهای کشورمان به خلیجفارس و تنگه هرمز منتقل کرد و کل خانواده بینالمللی درگیر شد. بنابراین، ایران، ایالات متحده را وادار به عقبنشینی کرد. این واقعیتی است که در حال رخ دادن است.» این تحلیلگر، موفقیت این دکترین را یک دستاورد استراتژیک برای ایران دانست و گفت: «ایران یک نظم نوین در ارتباط با خودش در منطقه با همپیمانان خودش برقرار کرده و روی معادله جدیدی با قواعد جدیدی در مناسبات خودش با محور مقاومت ایجاد کرده است.»
شمسالواعظین به جزییات بیشتری از این دکترین اشاره کرد و گفت: «اینکه در صورتی که اسراییل جنوب بیروت یا جنوب لبنان را بمباران کند، ایران هم شمال فلسطین اشغالی را میزند. این همان امتیاز نقطه به نقطه است. اسراییل اراده ایران را در این زمینه تست کرد و نتیجه گرفت که ایران شوخی ندارد. امروز واشنگتنپست و رسانههای دیگر مینویسند اسراییل گمان نمیکرد که ایران در این جنگ اراده موفق شود و شمال فلسطین اشغالی را بزند، اما اتفاق افتاد.» این کارشناس خاطرنشان کرد: «دیشب که اسراییل بیروت را زد، ایران یک امتیازی به دست آورد. امتیازی را که به دست آورد با امتیاز امروز در حمله به شمال اسراییل تکمیل کرد. یعنی اینکه اسراییل حمله ایران را پاسخ داد، اسراییل به شدت - بر اساس خبرهایی که من دارم - امروز آسیب جدی دیده، بله جدیتر از آن چیزی که خیلیها فکر میکنند. پتروشیمی، صنایع نظامی در حیفا آسیب جدی دیدهاند، حالا با موشکهایی با دقت بیشتری هم ایران آنجا را زده و دست برداشته است. این برای نخستینبار بود که ایران - که دکترینش همیشه دفاعی بوده - تهاجمی رفتار کرده؛ یعنی خودش برای حمله به اسراییل اقدام کرده. خب این یک امتیاز دیگر است. این امتیاز بلافاصله تبعات روشنی به جای گذاشت. امروز امریکا و اسراییل برای برقراری آتشبس در ساعات آینده تقاضا کردند. این تقاضا نکته بسیار مهمی است که میتواند در بخش پایانی مذاکرات ایران و ایالات متحده امریکا برای امضای یادداشت تفاهم، مورد استفاده قرار بگیرد. یعنی ایران میتواند شرایط خاص خود برای داراییهای مسدود شده و زمان آزادسازی آن و مبلغ آن را در ازای آتشبس بر طرف مقابل دیکته کند.»
این تحلیلگر دلیل این استحکام را چنین بیان کرد: «حالا دیگر امریکا و اسراییل میدانند که در بازگشت به عرصه نظامی، ایران اراده قوی دارد و مشکلی هم ندارد. اگر جنوب بیروت زده شود، ایران شمال اسراییل را میزند. اگر منافع ایران آسیب ببیند، قطعا درگیری نظامی را برای به کرسی نشاندن منطق و خواستههای خودش ترجیح میدهد.» شمسالواعظین در تشریح چشمانداز آینده منطقه اظهار داشت: «چشماندازی که من پس از این تحولات در غرب آسیا و خاورمیانه میبینم، این است که کشوری به نام ایران، علاوه بر برخورداری از امتیازها و مزیتهای راهبردی، در کانون توجه بسیاری از کشورهای ضعیف خواهد بود که در جستوجوی چتر امنیتی توسعهگرا هستند. ایران به چنین چتری تبدیل شده و به نظر میرسد که با نظم نوینی که شکل خواهد گرفت، آن حلقه آتشی که آیتالله خامنهای رهبر شهید ایران دور تا دور اسراییل برنامهریزی کرده بودند، حالا تبدیل میشود به یک حلقه پرصلابت ارادههای کشورهای منطقه برای جلوگیری از توسعهطلبیها و فزونخواهیهای اسراییل.»
شمسالواعظین در پایان به اهمیت «حسن نیت» ایران اشاره کرد و گفت: «این تحولات همچنین میتواند یک نتیجه یا یک مزیت دیگر نیز داشته باشد و آن حسن نیت ایران در ارتباط با تقاضای رییسجمهور امریکاست. در واقع ایران میتواند نوعی پیروزی و کامیابی برای دونالد ترامپ بسازد، چرا که از تهران تقاضایی برای آتشبس کرده و این تقاضا اجابت شده است.» وی اضافه کرد: «نکته مهم این است که ایران میتواند از این موضوع در مذاکرات با خود ایالات متحده امریکا، با صلابت بیشتری استفاده کند. حسن نیتی که به آن نشان داده، ایالات متحده را به سمتی سوق بدهد که از دفاع بیچون و چرا و چشم بسته از اسراییل، تعدیل کند و فزونطلبی اسراییل را محدود سازد.»
شمسالواعظین در خصوص روابط آینده ایران و امریکا و همچنین اسراییل گفت: «من از آن دسته تحلیلگران نیستم که معتقد باشند اسراییل و ایالات متحده امریکا روابطشان تیره خواهد شد. ولی هرگونه نزدیکی ایران با ایالات متحده امریکا در عرصه مذاکرات، منجر به تیرهتر شدن روابط بین اسراییل و ایالات متحده خواهد شد.» وی در نهایت به نقش نتانیاهو اشاره کرد و اظهار داشت: «من معتقدم که بنیامین نتانیاهو آخرین شانس خود را برای ممانعت از برقراری مذاکره یا موفقیت مذاکره بین تهران و واشنگتن، آزموده و به نظر میرسد این کارت بازی با ناکامی و شکست مواجه شده. معتقدم از این به بعد اسراییل چندان تلاشی برای آزمودن راه رفته را نخواهد کرد.»
















