1. برگزیده
تحلیل ها

سرمقاله وطن امروز/ نتانیاهو بازنده توافق

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
سرمقاله وطن امروز/ نتانیاهو بازنده توافق

وطن امروز/ «نتانیاهو بازنده توافق» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم ابوالفضل ولایتی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

 سرانجام پس از گذشت 107 روز از حمله ائتلاف آمریکایی - صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران، اعلام تفاهم اولیه میان تهران و واشنگتن، صحنه سیاسی و امنیتی منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرد. تفاهم موقت مذکور که بنا بر روایت‌های منتشره دست‌کم در گام اول بر توقف رسمی جنگ، بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی، تعمیم آتش‌بس به جبهه‌هایی از جمله لبنان و آغاز مذاکرات فنی درباره پرونده هسته‌ای استوار است، ساعاتی پیش از اعلان رسمی، با کارشکنی عامدانه رژیم صهیونیستی می‌توانست با سدی بزرگ مواجه شود. کابینه امنیتی رژیم با آگاهی از زمان انعقاد تفاهم، حمله به ضاحیه جنوبی بیروت را تعمداً در دستور کار قرار داد؛ اقدامی که نمی‌توان آن را صرفاً واکنشی نظامی یا تصمیمی تاکتیکی قلمداد کرد، بلکه به تأسی از تحرکات کارشکنانه صهیونیست‌ها و پیشینه مخرب آنان در سنگ‌اندازی در مذاکرات هسته‌ای، باید آن را در چارچوب یک کنش عامدانه برای تحریک جمهوری اسلامی، مخدوش‌سازی محیط مذاکرات و جلوگیری از تثبیت بند لبنان در تفاهم تهران و واشنگتن تجزیه و تحلیل کرد. به زعم طرف صهیونیست، واکنش نظامی تهران به هدف‌گیری ضاحیه و ورود مجدد ارتش صهیونیستی به صحنه نبرد علیه ایران، از ظرفیت بالایی برخوردار بود تا فضای دیپلماتیک شکننده میان ایران و آمریکا را به‌سرعت به وضعیت بحرانی تبدیل کند. بر مبنای این سناریو اگر ایران پاسخی ندهد، رژیم صهیونیستی می‌تواند با ادامه تخریب جنوب لبنان، واقعیت میدانی تازه‌ای را پیش از آتش‌بس تثبیت کند و اگر واشنگتن از تل‌آویو فاصله بگیرد، نتانیاهو می‌تواند در داخل، خود را مدافع «استقلال امنیتی اسرائیل» در برابر فشار آمریکا معرفی کند. از همین منظر، حمله به ضاحیه نه یک حادثه میدانی، بلکه بخشی از سناریو و راهبرد ماجراجویانه رژیم برای شکست توافق در آستانه انعقاد قابل ارزیابی است. در باب اهداف تل‌آویو از پذیرش چنین ریسکی به موارد زیر می‌توان اشاره کرد.

تلاش برای به شکست کشاندن تفاهم ایران و آمریکا
نخستین هدف تل‌آویو از حمله به ضاحیه را می‌توان ایجاد اختلال در روند تفاهم ایران و آمریکا قلمداد کرد. این تفاهم در شرایطی شکل گرفت که ترامپ، پس از ماه‌ها فشار نظامی، محاصره دریایی و جنگ فرسایشی و ناتوانی در واداشتن تهران به عقب‌نشینی، نیازمند ارائه یک تصویر پیروزمندانه از توقف بحران در وضعیت کنونی بود. 
در چنین بستری جمهوری اسلامی موفق شده بود با پیوند دادن امنیت تنگه هرمز، ثبات منطقه، پرونده لبنان و توقف جنگ، هزینه ادامه درگیری را برای واشنگتن افزایش دهد. در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی خود را بازنده اصلی سازوکار جدید می‌یافت، زیرا توافق، عملاً امکان تبدیل جنگ به پروژه تغییر رژیم، انهدام کامل ظرفیت هسته‌ای، تحدید موشکی ایران و حذف حزب‌الله از معادله منطقه‌ای را از تل‌آویو می‌ستاند. بر همین اساس، حمله به ضاحیه باید به ‌مثابه تلاش برای بازگرداندن منطق جنگ به جای منطق دیپلماسی فهم شود. تل‌آویو بر آن بود با یک اقدام تحریک‌آمیز، ایران را در برابر دوگانه‌ای سخت قرار دهد: پاسخ مستقیم و پذیرش ریسک فروپاشی مذاکرات یا خویشتن‌داری و پذیرش فشار روانی ناشی از حمله به جبهه لبنان. آنچه رخ داد اما برخلاف برآورد نتانیاهو بود. به تعبیر روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت، نتانیاهو پیش‌بینی کرده بود بمباران ضاحیه بیروت به فروپاشی مذاکرات منجر شود، لیکن «اتفاق کاملاً برعکس افتاد» و روند رسیدن به توافق شتاب گرفت! وارونگی محاسباتی یادشده را می‌توان نقطه عطف شکست تل‌آویو برآورد کرد. حمله‌ای که قرار بود فضای توافق را متشنج کند، در عمل ضرورت امتیازدهی فوری‌تر واشنگتن به تهران را افزایش داد. در گزارش‌های صهیونی نیز این برداشت به وضوح دیده می‌شود که ترامپ برای جلوگیری از واکنش ایران و حفظ مسیر تفاهم، ناگزیر شد پرونده‌هایی مانند رفع محاصره دریایی، بازگشایی هرمز و گنجاندن لبنان در آتش‌بس را با شتاب بیشتری مدیریت کند. به واقع، تل‌آویو با حمله به ضاحیه کوشید توافق را گروگان بحران کند اما نتیجه، تقویت موقعیت چانه‌زنی ایران و افزایش فشار بر آمریکا برای مهار ماجراجویی صهیونیست‌ها بود.

تلاش برای مستثنا کردن لبنان از ترتیبات توافق
هدف دوم رژیم صهیونیستی، جداسازی جبهه لبنان از تفاهم ایران و آمریکا بود. از منظر تل‌آویو، خطرناک‌ترین بخش توافق نه بازگشایی هرمز و آغاز گفت‌وگوهای هسته‌ای، بلکه تبدیل لبنان به بخشی از معماری آتش‌بس منطقه‌ای بود، زیرا اگر پایان درگیری در لبنان به نام ایران ثبت می‌شد، این امر هم جایگاه حزب‌الله را در لبنان تقویت، هم روایت پیروزی مقاومت را در افکار عمومی منطقه تثبیت و هم‌ آزادی عمل ارتش صهیونیستی در جنوب لبنان را محدود می‌کرد. به همین دلیل، مقام‌های صهیونیست بلافاصله پس از اعلام تفاهم، تلاش کردند بند لبنان را بی‌اعتبار کنند. اسرائیل کاتص، وزیر جنگ رژیم اعلام کرد نتانیاهو و او سیاستی روشن دارند: ارتش صهیونیستی «بدون محدودیت زمانی» در مناطق امنیتی لبنان، سوریه و غزه باقی خواهد ماند. او همچنین تصریح کرد تل‌آویو «با عقب‌نشینی ارتش اسرائیل از لبنان مخالف است» و این موضع به ترامپ و پیت هگست منتقل شده است. این اظهارات نشان می‌دهد حمله به ضاحیه و تشدید عملیات در جنوب لبنان، بخشی از تلاش تل‌آویو برای ساختن یک واقعیت میدانی پیش از الزام‌آور شدن آتش‌بس بود. در همین راستا، گزارش‌های میدانی از انفجارهای کنترل‌شده در مناطقی از جنوب از جمله شهرک الخیام، شلیک توپخانه برای جلوگیری از بازگشت شهروندان لبنانی و هدف قرار دادن خودروی حامل یک عضو مقاومت در کفر تبنیت، نشان می‌دهد رژیم حتی پس از اعلام فضای توافق، به دنبال تثبیت خطوط اشغال و تخریب زیرساخت‌های جنوب لبنان است؛ رفتاری که با منطق جنگ‌طلبانه تل‌آویو سازگار است. بر این مبنا هرگاه دیپلماسی امکان محدود کردن عملیات نظامی را ایجاد می‌کند، صهیونیست‌ها می‌کوشند با تشدید تحرکات در میدان، متن توافق را از پیش بی‌اثر کنند. واکنش ایتامار بن‌گویر، وزیر افراطی کابینه و همقطاران او نیز در چارچوب این راهبرد قابل ارزیابی است. وی مدعی شده «توافق رئیس‌جمهور آمریکا برای ما الزام‌آور نیست؛ اسرائیل تابع ایالات‌متحده نیست... تل‌آویو نباید از هیچ منطقه‌ای که اشغال کرده عقب‌نشینی کند». این مواضع نشان می‌دهد بخشی از کابینه نتانیاهو از منظر ایدئولوژیک، هرگونه آتش‌بس در لبنان را نه سازوکار ثبات، بلکه عقب‌نشینی در برابر ایران می‌بیند. بنابراین حمله به ضاحیه ابزاری بود برای اعلام این پیام که تل‌آویو نمی‌پذیرد لبنان از طریق توافق تهران و واشنگتن از چرخه فشار نظامی خارج شود.

ترمیم موقعیت نتانیاهو و لیکود در آستانه انتخابات
هدف سوم معطوف به سیاست داخلی رژیم صهیونیستی است. نتانیاهو در ماه‌های اخیر با بحرانی چندجانبه مواجه بوده است. فرسایش جنگ، ناتوانی در حذف حزب‌الله، کاهش اعتماد عمومی، افزایش فشار اپوزیسیون و شکل‌گیری این برداشت که او در برابر تصمیم‌های ترامپ منفعل شده، موقعیت او را در سرزمین‌ اشغالی متزلزل کرده است. از همین رو، حمله به ضاحیه برای او کارکردی داخلی برای مبرا شدن از اتهامات یادشده داشت و در مسیر نمایش اقتدار، بازسازی تصویر امنیتی و مقابله با اتهام ناتوانی در تحقق وعده «پیروزی مطلق» انجام شد. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش صهیونیستی و از رهبران اپوزسیون با عبارتی صریح این بحران را اینگونه توصیف کرد: «شکاف عمیقی میان وعده‌های توخالی برای پیروزی مطلق و واقعیت امروز صبح (توافق) وجود دارد». این جمله از منظر سیاست داخلی بسیار مهم است، زیرا توافق ایران و آمریکا را به ابزاری برای حمله به نتانیاهو تبدیل می‌کند. مخالفان نتانیاهو مدعی‌اند جامعه صهیونیست انتظار توافقی را داشت که به خروج اورانیوم، رفع تهدید موشکی، ابطال معادلات آتش و حفظ آزادی عمل تل‌آویو منجر شود اما آنچه رخ داد، تثبیت موقعیت ایران و محدود شدن گزینه‌های رژیم صهیونیستی است. همزمان «یوسی یهوشوع» در یدیعوت آحارونوت نوشت رفتار ترامپ با نتانیاهو به بازدارندگی رژیم صهیونیستی آسیب زد. این گزاره به یکی از حساس‌ترین نقاط ضعف نتانیاهو اشاره دارد، چرا که نخست‌وزیر رژیم سال‌ها رابطه ویژه با واشنگتن را ستون بازدارندگی و اقتدار خود معرفی کرده بود اما اکنون رسانه‌های صهیونی معتقدند توافق آمریکا با ایران، آن هم بدون لحاظ ملاحظات تل‌آویو، نشانه کاهش وزن نتانیاهو نزد کاخ سفید است. در چنین فضایی، حمله به ضاحیه می‌توانست برای نتانیاهو فرصتی باشد تا از زیر فشار «انفعال در برابر ترامپ» خارج شود. او کوشید نشان دهد حتی اگر واشنگتن با تهران به تفاهم برسد، تل‌آویو همچنان ابتکار عمل امنیتی خود را حفظ می‌کند اما این محاسبه نیز به نتیجه مطلوب نرسید، زیرا حمله مذکور نه‌تنها مانع توافق نشد، بلکه شکاف میان نتانیاهو و ترامپ را آشکارتر کرد و به منتقدان داخلی امکان داد او را مسؤول شکست راهبردی رژیم معرفی کنند.

نتیجه‌گیری
حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت در آستانه تفاهم ایران و آمریکا، از منظر راهبردی، تلاشی چندوجهی برای تخریب روند دیپلماسی، جداسازی لبنان از آتش‌بس منطقه‌ای و بازسازی موقعیت سیاسی نتانیاهو بود. تل‌آویو کوشید با خلق بحران در حساس‌ترین مقطع، جمهوری اسلامی را به پاسخ نظامی مستقیم وادارد و از این طریق، توافق تهران و واشنگتن را به چالش بکشد. با این حال، نتیجه دقیقاً بر خلاف اراده نتانیاهو رقم خورد. نه‌تنها توافق فرونپاشید، بلکه حمله به ضاحیه به واشنگتن نشان داد بدون لحاظ کردن معادله لبنان و مطالبات ایران، امکان مهار بحران وجود ندارد. در عمل، ترامپ برای جلوگیری از واکنش ایران و حفظ تصویر موفقیت دیپلماتیک خود، ناچار شد امتیازهایی را در مسیر تفاهم بپذیرد؛ از رفع فوری محاصره دریایی تا پذیرش نقش لبنان در آتش‌بس فراگیر. به همین دلیل، رسانه‌های صهیونی این توافق را «وحشتناک»، «شوکه‌کننده» و حتی «تسلیم» توصیف کردند. این ادبیات نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی به‌درستی دریافته تفاهم جدید، آزادی عمل نظامی آن را محدود و روایت پیروزی ایران و محور مقاومت را در منطقه تقویت می‌کند. از این منظر، حمله به ضاحیه نه نشانه قدرت، بلکه علامت آشفتگی محاسباتی تل‌آویو بود؛ رژیمی جنگ‌طلب و ماجراجو که در لحظه افول ابتکار عمل، کوشید با تشدید بحران، مسیر سیاست را به میدان جنگ بازگرداند اما برآیند تحولات نشان داد تهران توانسته با مدیریت همزمان بازدارندگی، دیپلماسی و پیوند جبهه‌ها، هزینه ماجراجویی صهیونیست‌ها را افزایش دهد و لبنان را از یک میدان فشار نظامی، به بخشی از معادله بزرگ‌تر توافق منطقه‌ای تبدیل کند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله