سرمقاله خراسان/ چرا باران آمد اما سدها پر نشد؟

خراسان/ «چرا باران آمد اما سدها پر نشد؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمدعلی نعمتنژاد که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
این روزها یک پرسش جدی، هوشمندانه و کاملاً منطقی در افکار عمومی و فضای رسانهای استان جاری است؛ تناقضی افکار عمومی را به خود مشغول کرده که میپرسد: «اگر طبق آمارهای رسمی، میزان بارندگیهای سال جاری رشد چشمگیری داشته و چهره شهرها بارانی بوده، چرا هنوز نمودار ذخایر استراتژیک سدهای ما نگرانکننده است؟ چرا مردم افزایش بارش را در سفره مخازن سدها حس نمیکنند؟»
به عنوان متولی مدیریت آب استان، این دغدغه را کاملاً بجا میدانم. فاصله میان آنچه مردم از «بارش آسمان» میبینند با آنچه ما در «سنجش مخازن» ثبت میکنیم، یک گره ذهنی ایجاد کرده است که گشودن آن، نیازمند کالبدشکافی فنی اما به زبانی ساده است. واقعیت این است که در علم هیدرولوژی، هر بارشی لزوماً به معنای تولید «آبِ پشت سد» نیست. برای رمزگشایی از این تناقض باید به چهار لایه پنهان زیر پوست اقلیم منطقه نگاه کنیم.
۱. بلعیده شدن باران توسط زمین تشنه: خراسان رضوی از تلخی یک خشکسالی هیدرولوژیکی مزمن و چندساله رنج میبرد. سفرههای زیرزمینی تخلیه شدهاند و خاک منطقه به معنای واقعی کلمه «تشنه» است. هرچند طبق آمار میزان بارندگی سال آبی جاری ۱۹۱ میلیمتر بوده که این مقدار نسبت به سال آبی گذشته حدود ۵۱ درصد افزایش داشته است اما نکته قابل توجه اینجاست وقتی باران به صورت نرمال، متناوب یا نمنم میبارد، زمین مانند یک اسفنج غولپیکر عمل میکند؛ تمام بارش را در لایههای سطحی خود میبلعد تا رمقِ از دست رفتهاش را بازیابد. این بارشها اگرچه برای پوشش گیاهی و کشاورزی دیم معجزه میکنند، اما نفوذپذیر بودن خاک مانع از تشکیل رواناب میشود. آب تا جاری نشود، به سد نمیرسد.
۲. سدها برای حیات، نیازمند «سیلاب» هستند: برخلاف تصور عمومی، سدهای بزرگ با بارانهای مداوم و ملایم پر نمیشوند. مخزن سد، تشنه رودخانههای خروشان است و رودخانه زمانی خروشان میشود که ما شاهد بارشهای رگباری، شدید و سیلآسا در بازه زمانی کوتاه باشیم. تنها زمانی که شدت باران از نرخ نفوذپذیری خاک فراتر رود، «سیلاب» شکل میگیرد و این سیلاب است که در زمان کوتاهی، حجم عظیمی از آب را روانه مخازن میکند. بارندگیهای امسال ما، بیشتر خصلت سیرابکنندگی خاک را داشتند تا سیلخیزی و این موضوع باعث شده است که میزان پرشدگی سدهای استان حدود ۱۰ درصد باشد.
۳. جغرافیای نامتوازن بارشها: سدهای ما پایگاههای ثابتی در جغرافیای استان هستند که تنها از «حوضه آبریز» اختصاصی خود تغذیه میشوند. در سال جاری، بخش عمدهای از ریزشهای جوی در مناطقی رخ داده است که اصطلاحاً خارج از سیستم حوضه بالادست سدهای استراتژیک (مانند سد دوستی) بوده است. بارانی که در دشتها یا مناطق پاییندست میبارد، هرچند برای اقلیم منطقه حیاتبخش است، اما راهی به حوضه ذخیرهسازی سدها ندارد.
۴. چاله بزرگِ میراث خشکسالی: یک سال بارندگی خوب، هرگز نمیتواند ورشکستگی آبی حاصل از چندین سال خشکسالی مطلق را یکشبه جبران کند. بخش زیادی از آوردهای امسال، صرفاً صرف پر کردن چاله بازمانده از سالهای بحرانی گذشته شده است.
کلام آخر برای افکار عمومی نباید امید را در دل مردم کمرنگ کرد؛ بارندگیهای اخیر یک موهبت الهی بود که طبیعت استان را احیا کرد و از شدت بحران کاست، اما واقعیت سختِ مدیریت منابع آب به ما میگوید که برای پر شدن سدها، به سیلابهای متمرکز و جریانهای رودخانهای در بالادست نیاز مفرط داریم. در این شرایط، ضمن شکرگزاری به درگاه خداوند، صادقانه به مردم عزیز اعلام میکنیم که برآیند این بارندگیها هنوز ما را به حاشیه امنیت آبی نرسانده است. عبور موفق از فصل گرم سال، همچنان در گرو نظارت دقیق فنی ما و همراهی و مدیریت مصرف از سوی تکتک هماستانیهای شریف است.

















