سرمقاله آرمان ملی/ تنش و تفاهم

آرمان ملی/ «تنش و تفاهم» عنوان یادداشت روز در روزنامه آرمان ملی به قلم سیدجلال ساداتیان که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
طرفین تفاهم مفاد آن را قبول داشتهاند و به همین دلیل میانجیهایی مثل قطر و پاکستان خیلی تلاش کردند که یادداشت تفاهم شکل بگیرد. بر اساس آن قرار بر این بود که دو سه تا اقدام ابتدایی صورت گیرد و بقیه ظرف مدت ۶۰ روز تا دو ماه چارچوبها مشخص شود. در اقدام اول بحث این بود که جنگ پایان پیدا کند، اما طرف مقابل یعنی آمریکا بود که نتوانست اسرائیل و نتانیاهو را مهار کند که به لبنان حمله نکند.
ولی بعد که ایران فشار آورد مقداری فشار حملات اسرائیل کاسته شد، اما آنها گفتند که از مناطق اشغالی خارج نمیشوند؛ لذا این بدعهدی یا زیر بار نرفتن یا بدقولی طرف مقابل بود. آنها گفته بودند که بلافاصله بعد از امضای این تفاهمنامه نیمی از پول ایران یعنی حدودا ۲۴ میلیارد دلار آزاد میشود. بله هیچ قیدی وجود نداشت که وقتی این پول آزاد شود حتماً صرف خرید محصولات تراریخته آمریکایی شود. حال ممکن است از آمریکا چیزهایی خریداری شود. پس اینجا هم باز مقداری شاهد بدعهدی و جرزنی آمریکاییها هستیم. قسمت اول ماجرا این بود که آمریکا محاصره را بردارد که ظاهراً این کار انجام شده ولی نیروهایشان به کلی دور نرفتهاند بلکه هنوز نزدیک هستند و ایجاد مانع میکنند.
از طرفی آزادسازی تنگههرمز جزو تعهدات ایران بوده و در این امر آنها تردید کردند. حرف ایران این بوده که از کریدورهای مدنظر ایران که امن هست عبور کنند اگر نه ما هیچ تضمینی برای امنیت کشتیها و نفتکشها نمیدهیم. ولو اینکه در این مدت ایران پولی را مطالبه نکند و نخواهد چیزی از آنها بگیرد. به نظر میرسد باز طرف مقابل است که میخواهد فشار وارد کند تا مساله تنگه هرمز را آنطور که میخواهد از مسیرهای دلخواه خود پیش ببرد؛ لذا تنشهایی که ایجاد شده و تبادل آتش صورت گرفته از دو جهت قابل تحلیل است.
طرف آمریکایی میگوید کشتیهایی که باید آزادانه رفت و آمد میکردند مورد حمله قرار گرفتند و ایران مسئول این حملات است و تفاهم را نقض کرده است. اما ایران میگوید کشتیها از مسیر نا امن رفت و آمد کردهاند و مورد برخورد قرار گرفتهاند.
به هر صورت در قسمت اولیه کار هم بدعهدیهایی را شاهد هستیم مگر اینکه میانجیها دوباره مواضع طرفین را نزدیک کنند. حتی قرار بر این بود که سازوکار ناظر بر اجرای این تفاهمنامه هم به وجود بیاید.
حالا در چنین سازوکاری آنها باید قضاوت کنند که مساله چه بوده و کجای کار میلنگد؟ پلن دوم این است که راجع به موضوعات مذاکرات آینده صحبت شود. در نتیجه به نظر میرسد سازوکار نظارتی که قرار بوده برقرار باشد، آنها باید شفافسازی کنند که کجای کار ایراد دارد. از دید ایران این بدعهدیها عمدتاً متوجه طرف مقابل است و بعید نیست در نهایت فشار لابی اسرائیل ترامپ را از یادداشت تفاهم پشیمان کند.
















