فرهیختگان/ متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمدحسین سلطانی| کمال شرف، کاریکاتوریست ۴۸ساله یمنی، امروز دیگر برای مخاطب ایرانی تنها یک هنرمند مهمان نیست؛ او «روایتگر» دردهای مشترک و پیروزیهای بزرگ محور مقاومت است. او که پیشازاین برای ورود به ایران، تجربهای دشوار و طولانی را پشت سر گذاشته بود، مسیر تهران تا صنعا را نه در چند ساعت معمول پروازی که در ۱۵ ساعت پر اضطراب طی کرده بود؛ مسیری ۳ هزارکیلومتری که در شرایط عادی جهان، تنها ۳ ساعت زمان میبرد، اما برای او و یارانش، بیش از ۵ برابر این زمان به طول انجامید.آن سفر، تنها خستگی جسمی نداشت؛ هر لحظهاش، آبستن تهدیدهای آسمانی از سوی «ریاضنشینهایی» بود که قلم تند و کاریکاتورهای نافذ او را سدی در برابر پروپاگاندای خود میدانستند. برای آن جریان، کمال شرف یک تهدید هنری بود؛ کسی که با خطوط سیاهوسفید، نقشههای رنگین جنگافروزان را نقشبرآب میکرد. برای مخاطبان این گفتوگو که شاید با جهان ذهنی کمال شرف آشنایی کمتری دارند باید گفت او یک تصویرگر معمولی نیست. در ایام جنگ رمضان و روزهای سخت پس از آن، او بیش از ۵۰ اثر ماندگار با محوریت ایران خلق کرد. کافی است به صفحه اینستاگرام این هنرمند یمنی نگاهی بیندازید تا دریابید چطور دستگاه فکری او، فراتر از مرزهای جغرافیایی یمن، ایران و آرمانهای بلند آن را در کانون توجه قرار داده است. او در گفتوگوی پیشین خود با «فرهیختگان» گفته بود: «کاریکاتور برای من، هرگز منبع درآمد نبود، بلکه زبان ایمان من است. وقتی به مسئله فلسطین و مظلومیت امروز مردمش مینگرم، احساس میکنم وظیفه دارم از این زبان برای دفاع از آنان بهره بگیرم.» شرف، هنر را بهمثابه یک سلاح بازدارنده بازتعریف کرده است. آثار او نشان میدهد که چگونه میتوان از میان دود و آتش جنگ، پیامی فرستاد که در قلب تهران، میناب یا لامرد درک شود. او در کارهایش بهخوبی دریافته پیوند ایران و یمن، نه یک قرارداد دیپلماتیک خشکوخالی، بلکه پیوندی است که در آگاهی و تاریخ ریشه دارد. شرف حتی از جزئیات زندگی روزمره ایرانیان، از شور و حال بازیهای تیم ملی در جامجهانی گرفته تا همدلیهای اجتماعی، غافل نمانده است. نقطه اوج این پیوند عاطفی و عقیدتی، آثاری بود که او پس از شهادت رهبر معظم انقلاب خلق کرد؛ آثاری که در آن، غم عمیق یک ملت با قلم هنرمندی یمنی به تصویر کشیده شد؛ انگار که او خود، بخشی از این سوگ ملی بود. حالا او دوباره به تهران آمده است؛ اما این بار، نه با آن سفر طولانی ۱۵ ساعته که با حسی از پیروزی هوایی. این بار او مستقیم از صنعا به تهران پرواز کرد؛ با هواپیمایی که در واقع محاصرهای طولانی را در آسمان شکسته بود. خودش میگوید شجاعت ایرانیها بود که این قفل آهنین را شکست. تهدیدهای جدی دشمن برای بمباران هواپیما و باند فرودگاه، هیچکدام نتوانست اراده آن خلبان و مسافران شجاع را سست کند. شرف با این سفر نمادین، گویی بخشی از پیروزی این روزهای مقاومت را با خود به تهران آورد. او که در این سالها، راوی بیلکنت ایستادگی ایران در برابر تحریمها و توطئهها بوده، حالا خود به مسافری بدل شده که برای بدرقه بزرگمردی آمده است که ایران و جهان اسلام را به هم پیوند زد. سفر او، پیامی روشن برای دشمنان دارد؛ اینکه اراده ملتها، فراتر از مرزهای محاصرهشده است. کمال شرف، نماد آن دسته از هنرمندانی است که در عصر سلطه رسانهای غرب، راه حقیقت را از میان انبوه دروغها باز کردهاند. او با حضور دوبارهاش در ایران، این بار نهتنها برای شناخت جزئیات، بلکه برای تداوم یک عهد آمده است. او در این گفتوگو، از احساس درونیاش نسبت به رهبری میگوید که در دیدگانش، فراتر از یک مقام سیاسی، روح بزرگ مقاومت بوده است. در این گفتوگو، مقابل نگاه شما، مردی ایستاده که قلب بسیاری از هنردوستان ایرانی را به تسخیر درآورده است؛ هنرمندی که ثابت کرد در جغرافیای مقاومت، هنر، ابزاری است که مرز نمیشناسد و صدای حقطلبی، بلندتر از صدای جنگندههای متجاوز است. کمال شرف، مسافر پرواز شکستن محاصره، حالا در تهران است تا از رهبری بگوید که قلم او را به سمت حقیقت هدایت کرد.
شما پیشازاین هم به ایران سفر کرده بودید، تفاوت اساسی بین این سفر و سفر گذشتهتان به ایران در چیست؟ ایران برایتان چه تفاوتی کرده است؟
سفر پیشین برای آشنایی با جزئیات جامعه ایرانی بود، یعنی نقطه شروعی برای مواجهه با جزئیات جدیدی که پیشتر از ایران نمیدانستم. اما امروز برای شناخت ایران و ارتباط با این مفاهیم و جزئیات، بسیار پختهتر و عمیقتر شدهام.
فکر میکنم آمدن این بار شما به ایران داستان پیچیدهای داشت؛ البته در سفر گذشته هم چندین ساعت در پرواز بودید، اما این بار ماجرا متفاوت بود. یک محاصره چند ساله شکسته شد. کموکیف این ماجرا را توضیح میدهید؟
قصه کاملاً متفاوتی بود. ما در یمن این پرواز را یک سفر تاریخی میدانیم؛ چراکه هواپیمایی با هدایت یک خلبان شجاع ایرانی، محاصرهای را در هم شکست که سالها به طول انجامیده بود. او باوجود تهدید جنگندههای سعودی مبنی بر بمباران در صورت فرود، با شجاعت تمام در فرودگاه صنعا به زمین نشست، پس از فرود نیز بار دیگر فرودگاه و هواپیما به بمباران تهدید شدند، اما بااینحال، این چالش را پذیرفتیم، سوار هواپیما شدیم و برای نخستینبار، بدون عبور از هیچ کشور دیگری، مستقیماً از صنعا به تهران سفر کردیم.
ما تعداد کارهای شما را طی جنگ رمضان شمردیم که بیش از ۵۰ اثر است. چه اتفاقی میافتد که کمال شرف در زمانه جنگ، در میانه نبرد و بعد از شهادت رهبرش سیدعلی خامنهای، این میزان از کار را تولید میکند؟
ایران یک کشور عادی نیست، بلکه عمق راهبردی و مهمی برای ایده مقاومت است. مرد بزرگی [شهید آیتالله سیدعلی خامنهای] که مقاومت و مجاهدت کرد و شجاعانه در برابر دشمنان بشریت یعنی آمریکا و اسرائیل ایستاد، ایجاب میکند که ما بر آنچه در زندگی او گذشت و آنچه در این کشور که شجاعانه مقاومت میکند میگذرد، پرتو بیفکنیم. باید به این ملت که به شکلی افسانهای ایستادگی کرده و بر فریب رسانهای غربی - آمریکایی که سعی در تفرقهافکنی میان مردم ایران داشت غلبه کردهاند، بپردازیم. دشمن میخواست وانمود کند که برای منافع این مردم آمده است، اما ملت ایران با پشتوانه فرهنگی و آگاهی عظیم خود ثابت کرد که میتواند تمام این توطئهها را خنثی کند. من بهعنوان کسی که به ایده مقاومت و مقابله با آمریکا و اسرائیل ایمان دارم، وظیفه خود میدانم که با تمام توانم این رویدادها را بازتاب دهم؛ چراکه اینها اتفاقات مهمی هستند که مسائل بسیاری را در منطقه، در آگاهی بشریت و در بیداری مردم سراسر جهان تغییر میدهند. این رویارویی امتداد نبردهای گذشته است و از آنچه در غزه، لبنان و یمن میگذرد جدا نیست. من همه اینها را یک جنگ واحد میان حق و باطل میبینم و معتقدم جبهههای مختلف، همگی به هم پیوستهاند.
مواجهه اولیه شما با رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای چگونه بود و چه چیزی از آن دیدار در خاطرتان مانده است؟
قطعاً افتخار بسیار بزرگی بود. من به ایشان بسیار نزدیک شدم و قرار بود در آن روز دیداری داشته باشیم، اما اراده خداوند بر این نبود که آن لحظه تکمیل شود. بااینحال همین افتخار برایم کافی است که درآنواحد در حضور ایشان بودم؛ همه ما در یک مکان بودیم و من مستقیماً صحبتهایشان را میشنیدم. این شخصیت یک انسان عادی نبود، بلکه یک رهبر و یک روح بزرگ بود؛ روحی که به اعتقاد من تمام مفاهیم محور مقاومت را در خود جمع کرده بود. نمیتوان این مرد را صرفاً در قالب یک روحانی، فیلسوف، شاعر، پدر یا فرمانده محدود کرد؛ او تمام اینها بود. او در عین صلابت، لطافت و زیباییهای بسیاری در وجودش داشت که نمود آن را در ویدئوهایی که با روحیهای استثنایی و زیبا با کودکان خردسال بازی میکند، دیدهایم.
بهعنوان سؤال پایانی، بعدازاین جنگها و شهادتها، نگاه شما به محور مقاومت و ایران چه تفاوتی کرده و چه معنایی برایتان اضافه شده است؟
احساس میکنم که ما در این نبرد متحمل خسارتها و فقدانهای بزرگی شدیم، اما ازسویدیگر دستاوردهای چشمگیری نیز داشتیم. ما شیوهها و اسلوبهای جدیدی آموختیم. من معتقدم امروز در آگاهی، در شیوه رویارویی با دشمن و در میزان همبستگی و انسجام میان کشورهای محور مقاومت، با یک تحول بزرگ روبهجلو و مثبت مواجهیم و بسیار قدرتمندتر از گذشته شدهایم.
و در نهایت، یک جمله برای مردم ایران بفرمایید.
به ایستادگی، شجاعت و اصرار شما بر تحقیر آمریکا و سگ هار آن یعنی اسرائیل در منطقه درود میفرستم. شما بسیار باعظمت بودید و بهعنوان یک ملت، دوشادوش نیروی موشکی و سپاه پاسداران، در خیابانها حضور داشتید و این نبرد را پیش بردید. شما با آگاهی، فرهنگ، اصرار، شجاعت و مقاومتتان نقش و اهمیت بسیار بزرگی ایفا کردید. جهان نقش عظیم شما را دید و نهتنها همپیمانان و دوستداران شما، بلکه حتی کسانی که در آمریکا و اسرائیل از شما کینه به دل دارند نیز بهیقین رسیدند که این ملت، ملتی شکستناپذیر است.
با شجاعت ایرانی محاصره یمن را شکستیم
1405/04/17 - 16:50
2.8K
1405/04/17 - 16:50
















