بزرگ‌ترین میراث جنگ؛ معماری امنیتی تازه‌‌ خلیج فارس در حال شکل‌گیری است؟

بزرگ‌ترین میراث جنگ؛ معماری امنیتی تازه‌‌ خلیج فارس در حال شکل‌گیری است؟بزرگ‌ترین میراث جنگ؛ معماری امنیتی تازه‌‌ خلیج فارس در حال شکل‌گیری است؟
0
0
24.3K
1405/06/11 - 00:17
1.9K
1405/06/11 - 00:17

اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

خبرگزاری الجزیره در یادداشتی به قلم رشید المهندی، تحلیل‌گر سیاسی، می‌نویسد: پس از حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی العدید قطر در ژوئن ۲۰۲۵، من استدلال کردم که سال‌های پیش رو برای کشورهای خلیج فارس خطرناک‌تر خواهد بود و در نهایت، تعمیق همکاری‌های دفاعی و یکپارچه‌سازی نظامی اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. اوایل همین ماه نیز در اینجا نوشتم که کشورهای خلیج فارس دیگر نمی‌توانند کاملاً به سازوکار امنیتی قدیمی متکی باشند و باید تا حد بیشتری یک اکوسیستم امنیتی مستقل برای خود ایجاد کنند. تاکنون، تحولات کلی درستی این دو استدلال را تأیید کرده‌اند.

آنچه طی شش ماه گذشته روشن‌تر شده، این است که جنگ صرفاً در حال تغییر بودجه‌های دفاعی یا ایجاد توافق‌های امنیتی جدید نیست. این جنگ در حال تغییر دادن نحوه نگاه کشورهای خلیج فارس به مفهوم امنیت است: اینکه با چه کشورهایی باید همکاری کنند، از شرکای خود چه انتظاری داشته باشند و هنگامی که یک بحران واقعاً آغاز می‌شود، همکاری‌ها باید چگونه باشد.

برخی از این تغییرات کاملاً آشکار هستند. جنگ، به مستقیم‌ترین شکل ممکن، آسیب‌پذیری شهرها، زیرساخت‌های انرژی، فرودگاه‌ها، بنادر و خطوط کشتیرانی در برابر موشک‌ها، پهپادها و سایر اشکال اخلال را نشان داده است. تهدیدهایی که پیش‌تر اغلب در رزمایش‌ها و اسناد برنامه‌ریزی مورد بحث قرار می‌گرفتند، اکنون به مشکلات فوری و عملیاتی تبدیل شده‌اند.

برای دهه‌ها، امنیت خلیج فارس بر ساختاری آشنا استوار بود: آمریکا اصلی‌ترین چتر امنیتی خارجی را فراهم می‌کرد، کشورهای خلیج فارس روابط دوجانبه خود را با واشنگتن و دیگر پایتخت‌های غربی حفظ می‌کردند و شورای همکاری خلیج فارس نیز چارچوبی منطقه‌ای فراهم می‌کرد که در آن یکپارچه‌سازی دفاعی، به‌صورت نابرابر، پیش می‌رفت.

این نظام از بین نرفته است. آمریکا همچنان برای امنیت خلیج فارس ضروری است و در آینده قابل پیش‌بینی، نقشی محوری خواهد داشت. آنچه در حال تغییر است، این فرض است که این ساختار به‌تنهایی کافی است.

«نظامی از مشارکت‌های هم‌پوشان»
جنگ، حرکت به سوی یک نظام امنیتی چندلایه‌تر را سرعت بخشیده است. کشورهای خلیج فارس در حال تقویت همکاری با یکدیگر و هم‌زمان تعمیق روابط خود با طیف گسترده‌تری از شرکا هستند. ترکیه در حال تبدیل شدن به بازیگری مهم‌تر است. کشورهای اروپایی ظرفیت بیشتری برای ایفای نقش عملیاتی دارند. از روابط نظامی دوجانبه موجود انتظار می‌رود عملکرد بیشتری داشته باشند و ترتیبات منطقه‌ای جدید نیز در کنار سازوکارهای قدیمی در حال شکل‌گیری هستند.

توافق دفاعی مشترک مکه شاید روشن‌ترین نمونه اخیر باشد. این توافق با اعلام اینکه حمله مسلحانه به یکی از اعضا به‌منزله حمله به همه اعضاست، بلافاصله مقایسه‌هایی را با ناتو به وجود آورد.

اصل چنین تعهدی در امنیت خلیج فارس چیز جدیدی نیست. توافق دفاع مشترک موجود شورای همکاری خلیج فارس نیز حمله به یکی از اعضا را حمله به همه اعضا تلقی می‌کند؛ تعهدی که کشورهای عضو شورای همکاری بارها در جریان جنگ کنونی بر آن تأکید کرده‌اند. تفاوت توافق مکه در این است که منطق دفاع جمعی را فراتر از شورای همکاری خلیج فارس گسترش می‌دهد و عربستان سعودی را به ترکیه و پاکستان پیوند می‌زند.

مقایسه این توافق با ناتو قابل درک است، اما می‌تواند توجه را از آنچه واقعاً در حال وقوع است منحرف کند. خلیج فارس نیازی ندارد ناتو را بازتولید کند و خاورمیانه نیز الزاماً برای ایجاد یک ائتلاف امنیتی بزرگ، با یک سلسله‌مراتب واحد و یک برداشت واحد از تهدید، مناسب نیست.

تهدیدی که یک کشور خلیج فارس با آن مواجه است، ممکن است یک روز از سوی یک کشور دیگر باشد و روز بعد از سوی یک بازیگر غیردولتی. کشورهایی که یک تهدید را تقریباً به یک شکل می‌بینند، ممکن است درباره تهدید دیگری دیدگاه‌های کاملاً متفاوتی داشته باشند. همچنین بعید است یک کشور منطقه‌ای، هرقدر هم قدرتمند باشد، به‌عنوان رهبر سیاسی و نظامی دائمی همه ائتلاف‌های احتمالی پذیرفته شود.

آنچه در عوض به نظر می‌رسد در حال شکل‌گیری است، نظامی از مشارکت‌های هم‌پوشان است، نه یک ائتلاف بزرگ واحد. کشورهای مختلف در برابر تهدیدهای مختلف با یکدیگر همکاری خواهند کرد. برخی ترتیبات تحت رهبری کشورهای خلیج فارس خواهند بود و برخی دیگر شرکای منطقه‌ای یا غربی را نیز دربر خواهند گرفت.

پیمان مکه: کنار گذاشتن آمریکا یا انعطاف‌پذیری بیشتر؟
یکپارچه‌سازی نظامی همیشه لازم نیست با امضای یک پیمان میان ده کشور آغاز شود. گاهی اوقات از جایی شروع می‌شود که دو نیروی نظامی یاد می‌گیرند چگونه واقعاً به‌درستی با یکدیگر کار کنند.

شش ماه گذشته ضرورت چنین رویکردی را تقویت کرده است. نیروهای نظامی کشورهای خلیج فارس و اروپا به‌طور فزاینده‌ای با بسیاری از مشکلات عملیاتی مشترک مواجه‌اند: موشک‌ها، پهپادها، ناامنی دریایی، جنگ الکترونیک و تهدید علیه زیرساخت‌های حیاتی. بنابراین، مرحله بعدی روابط دفاعی خلیج فارس و اروپا ممکن است کمتر بر ارزش قراردادهای منعقدشده و بیشتر بر این اساس ارزیابی شود که آیا نیروهای آنها واقعاً می‌توانند در مواقع لازم با یکدیگر همکاری کنند یا نه.

توافق مکه نیز با همین آزمون مواجه خواهد شد. وزارت دفاع ترکیه اعلام کرده است که سه کشور قصد دارند هماهنگی سیاسی و نظامی، رزمایش‌های مشترک، همکاری در زمینه دفاع هوایی و روابط عمیق‌تر در صنایع دفاعی را دنبال کنند.

اما در حال حاضر، اینها صرفاً برنامه هستند و هنوز اثبات‌کننده یکپارچه‌سازی عملیاتی نیستند. اهمیت توافق در نهایت به این بستگی خواهد داشت که آیا نیروهای عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان عادت‌های همکاری واقعی را ایجاد می‌کنند یا نه: آیا می‌توانند اطلاعات را به اشتراک بگذارند، دفاع هوایی را هماهنگ کنند، عملیات مشترک را تداوم بخشند و از همکاری صنایع دفاعی برای حل مشکلات عملی نظامی استفاده کنند؟

بنابراین، شش ماه پس از آغاز جنگ ایران، خطوط کلی یک معماری متفاوت برای امنیت خلیج فارس در حال نمایان شدن است.

خلیج فارس در حال کنار گذاشتن آمریکا یا برچیدن روابط امنیتی‌ای که دهه‌ها در خدمت آن بوده نیست. در عوض، نظامی انعطاف‌پذیرتر در اطراف همین روابط موجود در حال شکل‌گیری است: همکاری بیشتر میان کشورهای خلیج فارس، مشارکت‌های منطقه‌ای بیشتر، پیوندهای عمیق‌تر با نیروهای نظامی اروپا و تأکید بیشتر بر این مسئله که آیا کشورها واقعاً قادرند در میدان عمل با یکدیگر همکاری کنند یا خیر.

در نهایت، آزمون ساده‌ای وجود دارد: هنگامی که موشک بعدی شلیک شود، پهپاد بعدی از مرز عبور کند یا مسیر کشتیرانی بعدی با تهدید مواجه شود، آیا کشورهای درگیر می‌توانند خطر را به‌طور مشترک تشخیص دهند، با یکدیگر تصمیم بگیرند و در کنار یکدیگر واکنش نشان دهند؟

اگر پاسخ مثبت باشد، مهم‌ترین میراث این جنگ شاید یک پیمان دیگر یا یک ائتلاف دیگر نباشد؛ بلکه آغاز شکل‌گیری یک نظام امنیتی در خلیج فارس باشد که به یکدیگر پیوسته‌تر، انعطاف‌پذیرتر و متناسب‌تر با منطقه‌ای است که قرار است از آن محافظت کند.

 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده